ستاره افشار، نویسنده ای متولد شده از فصل گرم تابستان، از فصل شعله های گرم خورشید، نویسنده ای که زاده شد تا بنگارد و واژگانش را با درخشش طلاگون خورشید در آمیزد، خاطرات را در جوهر قلمش غرق کند و دلنوشته های عاشقانه اش را با عطر نارنج و طنین موج های دریا در هم پیچد، او از ظهرهای خفته بر تن زمین مینویسد، از سایههای کشیده بر دیوار خاطرات، از قلبهایی که در گرمای تابستان شعلهورتر از همیشه میتپند. گویی هر واژهاش طنین خنکای نسیم عصرگاهی است، هر سطرش انعکاس دلتنگیهای غروب، و هر دلنوشته اش بارانی که بر عطش زمین لبخند میزند، احساس در قلم او سرشار از زندگی و عشق است، آیا تا به حال دلنوشته هایش را خوانده ای؟ دلنوشته هایی که قلبت را گرم کرده باشد؟
آخرین ویرایش: