CANDY
مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
طراح
تدوینگر
کاربر نقرهای
کاربر ثابت
رمانیکی
- نام هنری
- Hanis
- انتشاریافتهها
- 4
- بخشدار
- - امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- - طراحی - نگارگری
- مدیر
- تدوین+میکس
- شناسه کاربر
- 3457
- تاریخ ثبتنام
- 2022-11-23
- آخرین بازدید
- نوشتهها
- 2,854
- راهحلها
- 90
- پسندها
- 5,220
- امتیازها
- 516
- سن
- 23
- محل سکونت
- جنگلمتروکهافکار(:
- سکه
- 24,944
- نام هنری
- Hanis
- انتشاریافتهها
- 4
- لینک انتشاریافتهها
- https://romanik.ir/?s=%D8%AC%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF%DB%8C
- بخشدار
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
- تدوین+میکس
منصور دوانیقی دومین خلیفه عباسی و به اعتقاد بسیاری پایهگذار و تثبیت کننده اصلی خلافت عباسیان است. ساختن شهر بغداد از مهمترین کارهای منصور عباسی بود. جنبشها و قیامهای متعددی مانند قیام نفس زکیه در زمان این خلیفه خشن و بیرحم سرکوب گردید و بسیاری از علویان به دستور او کشته شدند. امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز در عصر منصور عباسی سختیهای زیادی متحمل گردید و سرانجام به دستور وی مسموم شد و در مدینه به شهادت رسید.
وی که به فرمان سفاح با لشکری بزرگ به شام رفته و آماده جنگ با مردم این منطقه بود، پس از شنیدن خبر فوت سفاح بی درنگ گروهی از نزدیکان و فرماندهان سپاه خویش را مجبور کرد گواهی دهند که سفاح وی را به ولیعهدی برگزیده است[۲۲] و لذا مردم شام با او بیعت کردند.
منصور در برابر این خطر جدی، ابومسلم خراسانی را با وجود کینه ای که از او داشت به جنگ عبدالله فرستاد تا به این وسیله از دست هر دو یا حداقل یکی از آنان نجات یابد. ابومسلم با زیرکی سیاسی و نظامی بر عبدالله پیروز شد و عبدالله به سمت بصره فرار کرد و بعدها در زندان منصور کشته شد.
شورش عمویش عبدالله
همزمان با روی کار آمدن منصور، عموی او عبدالله بن علی در صدد رسیدن به خلافت بود. وی که نقش بسزایی در استواری پایه های قدرت بنی عباس ایفا کرده بود، انتظار داشت که پس از سفاح به خلافت برسد.وی که به فرمان سفاح با لشکری بزرگ به شام رفته و آماده جنگ با مردم این منطقه بود، پس از شنیدن خبر فوت سفاح بی درنگ گروهی از نزدیکان و فرماندهان سپاه خویش را مجبور کرد گواهی دهند که سفاح وی را به ولیعهدی برگزیده است[۲۲] و لذا مردم شام با او بیعت کردند.
منصور در برابر این خطر جدی، ابومسلم خراسانی را با وجود کینه ای که از او داشت به جنگ عبدالله فرستاد تا به این وسیله از دست هر دو یا حداقل یکی از آنان نجات یابد. ابومسلم با زیرکی سیاسی و نظامی بر عبدالله پیروز شد و عبدالله به سمت بصره فرار کرد و بعدها در زندان منصور کشته شد.