اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام مجموعه شعر یارا ا مرضیه

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ghoghnoos
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
رده سنی
  1. جوانان
ژانر اثر
  1. عاشقانه
مجموعه شعر: یارا
شاعر: مرضیه
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
بیا که نمی‌توانم ز تو دورشوم یارا
بیا و آرام کن دل غمزده ی ما را
تمام دردم این است که مبادا نیایی
بیا و از دلم دیر کن تمام استرس ها را
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
20230912-220639-fy0b.jpg

سلام خدمت شاعر گرامی، بابت انتخاب انجمن رمانیک جهت انتشار قافیه و ردیف‌های شعرتان سپاس گزاریم

لطفا قبل از تایپ اشعارتان قوانین زیر را با دقت مطالعه بفرمایید.

قوانین ایجاد تاپیک

پس ارسال ده پارت، می‌توانید از طریق لینک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.
درخواست جلد

پس از ارسال حداقل دوازده پارت، برای نقد و تعیین سطح شعرتان، از طریق لینم زیر اقدام نمایید.
درخواست نقد و بررسی

پس از اتمام مجموعه شعرتان، پایان اثر را در تاپیک زیر اعلام کنید.
اعلام پایان تایپ

شما می‌بایست بعد از تموم شدن اثرتان برای بررسی ممنوعات، درخواست رصد دهید.
درخواست رصد

در صورت علاقمندی، برای صوتی شدن اثرتان در لینک زیر درخواست صوتی شدن بدهید.
درخواست صوتی شدن

برای انتقال و یا خروج اثرتان، به لینک زیر مراجعه کرده و درخواست خودتان را ذکر نمایید.
درخواست خروج و یا انتقال به متروکه

|متشکریم بابت همکاری با انجمن رمانیک|
با آرزوی موفقیت‌های روز افزون

|کادر مدیریت ارشد رمانیک|
 
بعد از آنکه دیدمش در سبز زار
هر روز می رفتم به گشت گزار
تا ببینم صورت و اندام او
چشم ها و گیسوانه رعنای او
آخرش در این همه گشت و قدم
دل به دام او بیوفتاد کم کم
دم به دم یادنگاهش می‌کنم
یاد آن لحن صدایش می‌کنم
در دلم قربان روم چشمان او
کی شود در دست بگیرم من کمی دستان او
 
گریه کردیم دوتا جسم فراموش شده
گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده
گریه کردیم که کوه غم‌مان نایاب شود
گریه کردیم که سنگ دلشان آب شود
گریه کردیم که عشق منو تو ما بشود
سختی اش رد بشود عیش مهیا بشود.
 
می روم آخر ز دستت تا که دریابی مرا
می‌کنم ترکت که اینقدر تو نیازاری مرا
می‌شوم جز آرزوهای محال جز خیال
می‌روم شاید بفهمی، تو نیازداری مرا
 
غزل گفتم ز هجر یار دیرینه، نیامد
بدیدم اشک خود را من در آیینه، نیامد
بگفتم یارکم پس کی میایی
بگفتا من نمی‌آیم در آدینه، نیامد
 
سال ها پیش دلم در دام تو افتاد
قرعه ی عشق دلم هم به نام تو افتاد
آمدم بین تو بین جدایی بکشم قرعه ای
چه شیرینی‌تلخی‌بازهم‌قرعه به‌ کام تو افتاد
 
جرعه‌ای عشق به قلبم بده ای شیرینم
من دارم در تو نواختن ساز جدایی می‌بینم
من شکستم در خودم نگذار در خلقی بشکنم
اما می‌روی و می‌شکنی این توی که من می‌بینم
 
راه کج بود و نشد تابه دیارم برسم
بخت لج بود و نشد تا که‌به یارم برسم
شب سیه بود و نشد تا که ببینم رویت
شانس کج بود نشد، تابه‌دل دارم برسم
 
می‌روم شاید که بهتر بشود احوالم
می کنم گریه و زاری برای حالم
می‌کنم کوچ ز اینجا به ییلاقی دور
می‌روم، بمانید شما و این کلبه‌ی احزانم
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
23
بازدیدها
1K
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
535
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
352

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا