رئالیسم جادویی ژانری از ادبیات است که دنیای واقعی را با جادو یا تخیل به تصویر میکشد. رئالیسم جادویی بخشی از ژانر داستاننویسی واقعگرایی است.
در یک اثر رئالیسم جادویی، جهان داستان هنوز در دنیای واقعی بنا شده است؛ اما عناصر خیالی در این جهان طبیعی تلقی میشوند. رمانها و داستانهای کوتاه در ژانر رئالیسم جادویی مرز بین خیال و واقعیت را از بین میبرند.
اصطلاح "magischer realismus" (در زبان آلمانی) که به "رئالیسم جادو ترجمه میشود، اولین بار در سال ۱۹۲۵ توسط منتقد هنری آلمانی، فرانتس روه، در کتاب "پس از اکسپرسیونیسم: واقعگرایی جادویی" استفاده شد. وی این اصطلاح را برای توصیف "عینیت جدید" به کار برد، سبکی از نقاشی که در آلمان در آن زمان رواج داشت و جایگزینی برای رمانتیک گرایی اکسپرسیونیسم بود.
وقتی "پس از اکسپرسیونیسم: واقعگرایی جادویی" در سال ۱۹۲۷ به اسپانیایی ترجمه شد، این سبک در آمریکای جنوبی محبوبیت بیشتری پیدا کرد. نویسنده کوبایی آلخو کارپانتیه در طول اقامت در پاریس، تحت تأثیر رئالیسم جادو قرار گرفت. وی همچنین مفهوم روه را به عنوان آنچه "رئالیسم شگفتانگیز" نامید، توسعه داد، تمایزی که احساس میکرد باید در مورد آمریکای لاتین به طور کلی اعمال کند.
هر رمان رئالیسم جادویی متفاوت است؛ اما موارد خاصی وجود دارد که شامل همه آنها میشود:
فضاسازی واقعگرا: همهی رمانهای رئالیسم جادویی در مکانی در این جهان اتفاق میافتند که برای خواننده آشنا است.
عناصر جادویی: به عنوان مثال، اشیایی که صحبت میکنند، شخصیتهای مرده و تلهپاتی. هر داستان رئالیسم جادویی دارای عناصر خارقالعادهای است که در دنیای ما رخ نمیدهد. با این حال، آنها در رمان بهصورت طبیعی ارائه میشوند.
اطلاعات محدود: نویسندگان رئالیسم جادویی عمداً سِحر و جادو را در داستانهای خود بدون دلیل و توضیح باقی میگذارند تا آنجا که بتوانند آن را عادیسازی کنند و آن را به عنوان بخشی از زندگی روزمره تقویت کنند.
نقد: نویسندگان اغلب از رئالیسم جادویی برای ارائه انتقادی ضمنی از جامعه، به ویژه سیاست و نخبگان، استفاده میکنند. این سبک در مناطقی از جهان مانند آمریکای لاتین که توسط کشورهای غربی از نظر اقتصادی تحت ستم و مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، محبوبیت بیشتری یافت. نویسندگان رئالیست جادویی از این ژانر برای ابراز انزجار و انتقاد از امپریالیسم آمریکا استفاده کردند.
ساختار منحصربهفرد پیرنگ: رئالیسم جادویی از یک قوس روایی معمولی پیروی نمیکند و مانند یک ژانر ادبی، آغاز، میانه و پایان مشخص ندارد. این امر باعث ایجاد یک تجربه متفاوت میشود، زیرا خواننده نمیداند چه زمانی پیرنگ پیش میرود یا چه زمانی کشمکش رخ میدهد.
خلاصه: این رمان که داستان چند نسل را روایت میکند در مورد مردی است که رویای شهری از آینهها را به نام ماکوندو در سر میپروراند و سپس آن را مطابق با برداشتهای خود ایجاد میکند.
2. خانه ارواح | ایزابل آلنده
خلاصه: داستانی درباره چند نسل که به داستان زنی با قدرتهای ماوراءالطبیعه و ارتباط با دنیای ارواح میپردازد.
3. مثل آب برای شکلات | لورا اسکوئیول
خلاصه: رمانی در مورد زنی که احساساتش، در چیزهایی که میپزد نفوذ میکند و این باعث ایجاد عواقب ناخواسته برای افرادی که از آن غذا میخورند میشود.
4. مجموعه داستانی ترس و لرز | غلامحسن ساعدی
خلاصه: در این مجموعه داستان کوتاه میتوان به عقاید و باورهای شگفتانگیز، توجیهناپذیری برخی وقایع و خیال و وهم اشاره کرد