اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام ترجمه داستان انگلیسی -طبقه بالایی تخت خواب - The Top Bunk

M.MohammadiZ

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
مؤسس | مدیرکل
بلاگر
تیم تبلیغات
کپیست
تدوینگر
نام هنری
رمانیکی
انتشاریافته‌ها
2
شناسه کاربر
1
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
آخرین بازدید
نوشته‌ها
718
راه‌حل‌ها
57
پسندها
9,524
امتیازها
778
سن
28
محل سکونت
بالای ابرها
سکه
17,193
نام هنری
رمانیکی
انتشاریافته‌ها
2
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/?s=mohammad+mz
با سلام و احترام​

موارد درخواستی:
  • یافتن تصویر مناسب برای عنوان داستان​
  • ترجمه کلمات پُررنگ به صورت جداگانه​
  • ترجمه روان کل متن​
    • نکات املایی و نگارشی رعایت شود.​


He and his brother slept in a bunk bed. He had the bottom bunk. His brother had the top bunk. The top bunk had a guard rail. The rail kept the sleeper safe. His brother didn’t like the rail. He always left it down. One time his brother fell out of the top bunk. He hit the carpet and woke up. He said, “Ouch!” Then he climbed back into the top bunk. When he woke up the next day, his back was sore. Mom took him to see the doctor. The doctor examined him. The doctor said he was okay. He said to keep the guard rail up. His brother said he would do that. That night his brother climbed into the top bunk again. He left the guard rail down. He said the guard rail was like jail. He didn’t want to feel like he was in jail. He fell asleep. Then he fell out of the top bunk again.​


فایل صوتی متن انگلیسی​


 
آخرین ویرایش:
او و برادرش در یک تختخواب دوطبقه خوابیدند. او در طبقه پایین تخت و برادرش در طبقه‌ی بالا تخت بود. طبقه بالایی یک نرده محافظ داشت که از فرد خواب شده محافظت می‌کرد.
برادرش این نرده محافظ را دوست نداشت و آن‌ را همیشه کنار می‌گذاشت.
یک‌دفعه برادرش از طبقه‌ی بالای تخت افتاد و به زمین برخورد کرد و بیدار شد و گفت " آخ"
سپس دوباره به طبقه‌ی بالای تخت رفت.
روز بعد وقتی که از خواب بیدار شد کمرش زخمی شده بود؛ مادرش اورا به دکتر برد.
دکتر اورا معاینه کرد و گفت حالش خوب است فقط باید محافظ تخت را بالا نگه دارد.
او به برادرش گفت که این‌کار را انجام می‌دهد .
شب بعد دوباره او به طبقه بالای‌ تخت رفت؛ نرده محافظ را کنار گذاشت و گفت شبیه زندان است.
او نمی‌خواست همچین حسی را تحمل کند بنابراین به خواب رفت و دوباره از بالای تخت افتاد .


metal-bunk-bed-5_h802.jpg


bunk bed : تخت دوطبقه
guard rail : نرده محافظ
left it down : کنار گذاشتن
woke up : بیدار شد
fell asleep : به خواب رفت

@Myth
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا