نام رمان: ژرفای جنون
نویسنده: A.m...) Amir)
ژانر:تراژدی، معمایی
ناظر: @ansel
خلاصهٔ رمان:
در گوشهای از این دنیای پرهیاهو؛ مردی خسته از نابسامانی روزگار و قلبی که به ناچار برای زنده ماندن میتپید، زندگی می کند...
ناآرامی زندگیاش زمانی آغاز شد که آن اتفاق شوم رخ داد. اتفاقی که ویرانگر آرزوهایش...
نام رمان: طعمه توهم
نویسنده: آوید پرهام
ژانر: معمایی، تخیلی، ترسناک
*_خلاصه
آن هنگام که درخشندگیاش به خاموشی میگراید و گرفتاری بُعد دومش را در انبوهی از سایهها رقم میزند، گمراهی احاطهاش میکند و توهمات تاریکش در پس باریکه راهی، هدایتش را به سوی غایتِ پیچ و واپیچ خوردهاش عهدهدار...
نام رمان: آغوش خیالی
ژانر: عاشقانه
نویسنده: زهرا سرابی
خلاصه
دلم تنگ است؛ برای کسی که نمیشود او را خواست، نمیشود او را داشت، فقط میشود سخت برای او دلتنگ شد؛ و در حسرت آغوشش سوخت.
من دختری هستم از تبار لیلی، پس محکومم به عاشقی از جنس جنون.
و تو ای جانان من؛ وقتی که مجنون میشوی لیلی شدن را کم...
نام رمان: پهنه ی خموش
نویسنده: آوید پرهام
ژانر: پلیسی، جنایی، تراژدی، عاشقانه، معمایی
*_خلاصه:
هنگامی که سرمای تلخی حقایق بر مقابل نگاهش آشکار میشوند و توان مییابد از دریچه ی دانسته ها به آنچه بنگرد که در پس پرده های کنار رفته، آشکار است، وصله های ناجور با تفکرات کودکاته اش را مییابد و...
اسم رمان: شهر تو را نمیخواهد
اسم نویسند: ستایش.د
ژانر: عاشقانه، معمایی،طنز
خلاصه: چرا در این شهر جایی برای پسری مثل من نیست؟
اِی که مرا در بند چشمانت گرفتار کردی مرا در آغوش مرده این شهر رها مَکن.
شاید پسر مغرور وغد باشم، شاید همه من رو پس میزنند. تونرو من رو در این شهر مردگان رها مَکن.
توی...
سلام خدمت دوستان عزیز
دلنوشته: ماگمای عشق
نویسنده: رمیصا.پَکس
خب اینم عکس.
اگه میشه کنار عکس این متن نوشته بشه. @آراد
و درد های من همه از عشق است...
از عشق، عشق، عشق...!