اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دنبال یه رمان انلاینم کانالشو گم کردم کسی اسمشو میدونه؟؟
درباره یه دختره به اسم آسمانه که دفترچه خاطرات خالشو میخونه
اسم خالش نوراعه و یه خواهر به اسم حورا داره باباشونم دکتر امید پرنیان
بعد نورا عاشق یه پسره به اسم حسام میشه که با نقشه وارد زندگی نورا میشه ولی حسام عاشق حورا میشه و باهاش ازدواج میکنه به نورا هم * میشه و یه پسر دنیا میاره و با یه مردی به اسم منصور ازدواج میکنه
خیلی رفته رو مخم کسی اسمشو میدونه؟؟؟😘😘😘
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام من دنبال یه رمان میگردم
یه دختری بود خارج از کشور زندگی میکرد بعد با پدرخوامده اش زندگی میکنه عاشق اون میشه برمیگردن ایران پیش خوانده ی مادری یا پدری دختره
 
سلام
یه رمان بود عام اسم های شخصیت هاشون رو یادم رفته
یه زنه حامله بوده توی هواپیما دردش میاد یه دختره هم فکر کنم اسمش آرمینا بود دکتر بوده و توی هواپیما بچه ی اون زن رو به دنیا میاره وقتی عمل تموم میشه همه برای اون دختر دست میزنن و....
اگ کسی اسمش رو میدونه بگع لطفا🙏🙏
 
یه رمان بود دختره از عروسییش فرار میکنه بعد میره توی یه ماشین قائم میشه
بعد از اینور یه پسره اسمش مسیح بود اونم شب عروسیش بود که عروسش فرار کرده بود میاد تو ماشینش میبینه یه دختر با لباس عروس اونجاست دوستاش بهش پیشنهاد میدن دختره رو بزاره جای عروس خودش دختره ام به خاطر فرار کردن از عروسییش قبول میکنه
 
سلام
دنبال یه رمانی ام که پسره لکنت زبان داشت .رییس شرکت بود فک کنم.دخترِ هم با خانواده عموش زندگی میکرد که عموش اینا اینو میزارن میرن و پسره گوشیش گم میشه و دزدا میدزدن و دختره گوشی اینو پیدا میکنه بهش زنگ میزنه.پسره عاشق این میشه بعد شرایط زندگیش رو که میبینه به دختره میگه بیا خونه مادر بزرگم تو حیاط خونه سرایداری زندگی کن اگه راحت نیسی هرماه اجاره هم مییگرم ازت.اینا اخر رمان ازدواج میکنن باهم.پسره قبلا یه ازدواج ناموفق داشت
لطفاااا اسمش رو بلدین بگین:cry::cry:
 
آخرین ویرایش:
به نام خدا

سلام خدمت کاربران عزیز🌺

اگر تیکه ای از رمانی رو در نظر دارید ولی اسم رمان رو یادتون نیست و دنبالش هستید، می‌تونید اینجا بگید تا اگر بقیه کاربران می‌دونستند بهتون کمک کنند.
از فرستادن اسپم خودداری کنید.
صبور باشید و با نقل قول و ارسال مجدد درخواستتون باعث شلوغ شدن تاپیک نشید.
تا جایی که می‌تونید به بقیه دوستان کمک کنید.
به هر نفر که به دوستانی که درخواست دادن کمک کنه 10 امتیاز تعلق می‌گیره. (اگر قبلاً جواب دوستان داده شده باشه تعلق نمی‌گیره.)
لطفاً فقط در صورتی که واقعاً اسم رمان رو می‌دونید و مطمئنید بگید (یا حداقل مقدار کمی شک داشته باشید.) تا دوستان به جواب درست و دلخواهشون برسن.
با سپاس

*توجه: برای فعالیت و ارسال پست در این تاپیک باید عضو انجمن رمانیک باشید.
آموزش عضویت رایگان در رمانیک


تیم مدیریت انجمن رمانیک​
سلام
دارم خل میشم انقد فکر کردم
یه رمان بود ۵ سال پیش خوندم،یه دختره ک اسمش بنفشه بود،داداشش میره با دختری یواشکی ازدواج میکنه بعد فرار میکنن،دختره یه داداش داشت که با ازدواج این دوتا مخالف بود،بعد داداش این عروس خانوم میاد این بنفشه هه رو بهش ابمیوه میده بیهوشش میکنه میبره شمال * میکنه بهش،بعدا عقدش میکنه میاره خونشون
اخرسرم باردار میشه پسره نمیدنسته میزنه اش بچه اش سقط میشه.

فک کنم تو اسم رمان کلمه هوس هم بود،ممنون میشم راهنمایی کنید
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام من دنبال اسم این رمان میگردم
یه رمان مذهبیه که دختر دایی و پسر عمه هستن باهم عقدن ولی پسره چون تعمیر کاره و فکر میکنه دختره بعد از مدتی بخاطر بی پولیش ولش میکنه به زنش محل نمیزاره فکر میکنم اسم پسره امیر علی بود
 
آخرین ویرایش:
سلام روز بخیر من اسم این رمان رو بیاد ندارم لطفا کمکم کنید 😉💙
خلاصه: این رمان در باره دختری که اصالتن ترک استانبله ولی توی تهران زندگی میکنه این دختر به زور نامادریش قرار با یک مردی ازدواج کنه ولی این دختر از سفره عقد فرار میکنه و میاد توی پارکینگ اونجا وقتی میبینه در یه ماشین بازه میشینه اونجا حالا پسر داستان اون هم به اجبار میخواد با دختره ازدواج کنه که دختره هم فرار میکنه و پسر داستان هرچی با دوستاش میگرده پیداش نمیکنه وقتی میان تو پارکینگ میبینن یه دختری تو ماشیشه حالا.. به دختره میگن که تو باید به جای عروس واقعی بیای و نقش بازی کنی دختره هم مجبور میشه قبول کنه
لطفااا بگید اسمش چیه چند ماهه فکرم درگیرشه😔🥴

@Melinapnh
 
یه رمان بود دختره از عروسییش فرار میکنه بعد میره توی یه ماشین قائم میشه
بعد از اینور یه پسره اسمش مسیح بود اونم شب عروسیش بود که عروسش فرار کرده بود میاد تو ماشینش میبینه یه دختر با لباس عروس اونجاست دوستاش بهش پیشنهاد میدن دختره رو بزاره جای عروس خودش دختره ام به خاطر فرار کردن از عروسییش قبول میکنه
منم اسم همینو میخوام
 
سلام دنبال رمانی هستم اسم دختر طناز هست و خیلی افسار گسیخته هست زور کسی بهش نمیرسه چادر سر کنه تو هیئت با پسرا طرح دوستی میریزه.
بعد پدر بزرگش تصمیم‌میگیره برا دانشگاه بفرستدش پیش پسر خوندش تو ‌رشت که سرهنگ‌نیرو هوایی و‌خیلی سخت گیره فقط با شرطی که دختر رو صیغه کنه.
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 1, کاربران: 0, مهمان‌ها: 1)

عقب
بالا