اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

انتشاریافته درخواست کپیست دلنوشته‌ی و از خدایی که غافل بودم!|هدیه زندگی کاربر انجمن رمانیک

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Paradoxکاربر Paradox تأیید شده می‌باشد.

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
معاون
بخشدار
کاربر منتخب
کاربر طلایی
کاربر نقره‌ای
کاربر ثابت
رمانیکی
شناسه کاربر
310
تاریخ ثبت‌نام
2021-01-20
نوشته‌ها
5,689
راه‌حل‌ها
120
پسندها
2,673
امتیازها
1,313
سن
21
محل سکونت
قبرستانی‌متروکه‌به نام«ذهن»
سکه
62,192
سلام وقت بخیر درخواست کپیست بروی دلنوشته‌ی و از خدایی که غافل بودم.
نویسنده: @هدیه زندگی
ویراستار: @Antares
 
راه‌حل
نام اثر: دلنوشته و از خدایی که غافل بودم | هدیه کاربر انجمن رمانیک

نویسنده: هدیه قلی زاده امیری (@هدیه زندگی )

لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده-دلنوشته و از خدایی که غافل بودم | هدیه کاربر انجمن رمانیک

ژانر: تراژدی، عاشقانه

سطح: ارزشمند

مقدمه:
در جهانی پا نهادم و قدم برداشتم که ميلياردها انسان در آن قبل و بعد از من اقامت داشته‌اند. جهانی که وسعت و بزرگی زيادی دارد. جهانی که از وسعت خودش هيچ‌گاه مغرور نشد و با استقبال گرمی، همه‌ی ما را‌ در آغوشش پذيرفت، آغوشی گرم‌تر از آفتاب سوزان! اما چرا تعدادی از ما، گرمی آن را احساس نکرديم؟ آيا گرمی جهان همان خوشبختی ما در دنياست؟ نمی‌دانم! سرگردانم! به راستی دنيا و جهان عجيبی است. آری! گاهی جهان کوچک است و ما‌...
رسیدگی کن لطفا.
@Ares
 
آثار باید منتظر قالب جدید باشن.
کپیست گرامی دست نگه دارید.
 
  • گل رز
واکنش‌ها[ی پسندها]: S O-O M
فایل PDF اثر آماده است...
جلد رو سریعا اماده کنید
@هدیه زندگی
@toranj kh
سلام عزیزم
ممنونم از لطفتون
بله جلد امادست و طراح اون خودمم منتها منتظر قاب حدید هستم سریعا ان شاءالله وقتی قاب جدید اماده شد خدمتتون می فرستم
 
جلد:

سلام
خدمت شما:
%D9%88_%D8%A7%D8%B2_%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%DA%A9%D9%87_%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85.png


سپاس
 
به به واقعا ممنونتونمممم
 
  • گل رز
واکنش‌ها[ی پسندها]: N.G
نام اثر: دلنوشته و از خدایی که غافل بودم | هدیه کاربر انجمن رمانیک

نویسنده: هدیه قلی زاده امیری (@هدیه زندگی )

لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده-دلنوشته و از خدایی که غافل بودم | هدیه کاربر انجمن رمانیک

ژانر: تراژدی، عاشقانه

سطح: ارزشمند

مقدمه:
در جهانی پا نهادم و قدم برداشتم که ميلياردها انسان در آن قبل و بعد از من اقامت داشته‌اند. جهانی که وسعت و بزرگی زيادی دارد. جهانی که از وسعت خودش هيچ‌گاه مغرور نشد و با استقبال گرمی، همه‌ی ما را‌ در آغوشش پذيرفت، آغوشی گرم‌تر از آفتاب سوزان! اما چرا تعدادی از ما، گرمی آن را احساس نکرديم؟ آيا گرمی جهان همان خوشبختی ما در دنياست؟ نمی‌دانم! سرگردانم! به راستی دنيا و جهان عجيبی است. آری! گاهی جهان کوچک است و ما‌ گاهی‌ آن‌قدر در نزديک هم هستيم که وسعت و بزرگی خدا،‌ مهم‌تر از آن‌ جهان را به سادگی زير سوال می‌بريم. هزاران بار پشت سر هم نفرت ديديم؛ عشق ديديم؛ خيانت ديديم؛ اعتماد واقعی ديديم و صدها هزار بار هم درد کشيديم؛ تحقير شدیم اما به دليل آن‌که...

برشی از اثر:
با نگاهی سرد به صبح‌ها که ظهر به ظهرها که شب و به شب‌ها که صبح می‌شدند، می‌نگريستم و بلند شدم روزهايم را بی تو شروع کردم و پشت سر گذاشته‌ام. می‌گفتند بچه‌های
کوچک، روح پاک دارند و همچنين به خدا نيز نزديک‌تر هستند؛ حال به اين حرف پی بردم و توانستم آن را درک کنم. به راستی من در کوچيکی اندازه‌ای دلم پاک و صاف بود که تو را هميشه همراه خود می‌ديدم؛ تو را عشقم می‌خواندم و هر روز با عشق تو از خواب بر‌می‌خواستم و...

جلد:
g2kk_و_از_خدایی_که_غافل_بودم.png

فایل PDF: و از خدایی که غافل بودم
تاییده؟
@هدیه زندگی
تاییده مدیریت هست...
 
راه‌حل
سلام خدمت همه شما عزیزانم
@Mohammad Mz
@Antares
@N.G
@toranj kh
و امیدوارم که حالتون خوب باشه خیلی عالی شده واقعا ممنونم از همه شما بزرگواران زحمت کشیدید
خداقوت همگیتون🌹
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا