اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام
یه رمانی بودش دختره دنبال چیزای پسرونه بود مثلا تو اتاقش طناب دار اویزون کرده بود ولی عاشق رفیق صمیمی داداشش ک مذهبی بوده میشه و بهش میگه ک عاشقش شده ولی پسره مسخرش میکنه و میگه تو بچهای لطفاااا اگه اسمشوووو میدونین بم بگین


***
نام رمان پیدا شد.
جلد اول انجمن رمان نویسی رمانیک بار نگاهم کن
جلد دوم رمان برایم اانجمن رمان نویسی رمانیک بار نگاهم کن
 
یه رمانی بود که دختره در استانه ازدواج با یکی بود که یه نفر دیگه رو دوست داشت بعد یه پسر دیگه بود که تو محلشون اسمش بد در رفته بود یه روز واسه کمک به این دختر از دیوار بالا میره یکی اینارو میبینه مجبور میشن ازواج کنن به زور بعدا دختره بهش علاقمند میشه باهم میمونن اهااا دختره متخصص زنان میشه پسره هم نقاشی میکرده
رمان وسوسه
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
سلام دنبال رمانیم که دختره با فامیلش که فک خونه عمویش بودن تو یه ساختمون زندگی میکنند و دختر چادری و دانشجو بود پسر عموش عاشقشه ولی دختره بنا به شرایطی با به پسر پولدار عقد می‌کنه و پسره به سربازی میرود ولی دختره چون از رفتارهای شوهرش اذیت میشه طلاق میگیره و بعدش هم با یکی دیگه ازدواج می‌کنه شوهر اولیش برا انتقام و چون عاشقشه با کمک یک زن در به جشنی تو شربت دختره و شوهرش داروی بیهوشی می‌ریزه و شبانه می‌ره داخل خونشون و مرده رو می‌کشه و آخر سر قتل گردن دختره نیفته و بعدها بی‌گناهیش ثابت میشه
 
سلام
رمان هست که زن دستانش مشکل پوستی پیدا می‌کنه و نباید حموم بره و
احساس می‌کنه همسرش که استاد دانشگاه هس با دانشجوی بهش خیانت می‌کنه و مادر دختره میاد و به زندگی دخترش کمک میکنه
 
یک رمانی هست که اسم دختره ماهرخ و اسم پسره شهریار طوری پدر دختره قصد رابطه با دخترش داشته برای همین دختره دنبال انتقال از پدرشه
 
سلام بچه ها من دنبال یه رمان که چند سال پیش خوندم و فقط یه تیکه ازش یادمه دقیق یادم نیست که دوتا دانشجو بودن یا استاد و دانشجو بودن که مجبور شدن باهم ازدواج کنند ولی به بچه های دانشگاه نگفتن و مخفیش کردن مهریه دختره زیاد بود و برخلاف میل خودش به ویلا توی شمال هم جزو مهریش بود دانشگاه یه اردو می‌زاره برا شمال و اونا هم میرن ولی وقتی میرسن میبینن جایی که دانشگاه گرفته کنسل شده و مسئول دنبال یه جا برای موندنه دختره به پسره میگه اگر میشه به مسئول بگه که برن توی ویلایی که مهریه ی دخترش پسره هم میگه وقتی میرسن سگ پسره که توی ویلاس دختره رو میترسونه و اولین نفرات خودشون میرن داخل و میبینن دور تا دور خونه پر از عکس های دونفرشون و عکسای تکی از خودشونه با کمک دوست صمیمی دختره و پسره که از ازدواجشان خبر داشتن عکسارو زود جمع میکنن بعد همه رو میارن داخل ولی وقتی دختره داشت ساکش رو می‌برد تبغع ی بالا ساکش از دستش می یافته و سوغاتی داداشش می‌شکنه شروع به گریه کردن می‌کنه و پسره که میبینن بهش میگه چی شده و میگه عیب ندارد خودم برات میگیرم دختره که خیلی خوشحال شده بود حواسش پرت میشه می‌پره بغل پسره و همه این رو میبینن و مجبور میشن بهشون بگن که ازدواج کردن من فقط اینجارو یادم بود و خیلی دنبال رمانش گشتم ولی متاسفانه پیدانکردم اگر کسی می‌دونه اسم این رمان چی بود میشه بگه لطفا
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که دختره تو یه خانواده مذهبیه بعد الکی میگه تو حوزه کار میکنم در صورتی که تو یه شرکت کار میکنه رئیس شرکتم عاشقشه ولی دختره ازش متنفره وقتی میفهمه واسه دختره خواستگار اومده بهش ** میکنه تا دختره با هاش ازدواج کنه
ژیکان
منم دنبال اسم این رمانم کسی نمیدونه اسمشو؟
ژیکان
 
سلام من دنبال ی رمان میگردم که دختره طراح دکور بود توی عروسی خواهر دوستش ی خواستگار براش پیدا شد ازدواج کرد بعد ی روز که داشت میرفت تبریز برای کار پروازش کنسل میشه میاد خونه میبینه شوهرش و دوستش بهش خیانت میکنن
 
سلام
رمان هست که زن دستانش مشکل پوستی پیدا می‌کنه و نباید حموم بره و
احساس می‌کنه همسرش که استاد دانشگاه هس با دانشجوی بهش خیانت می‌کنه و مادر دختره میاد و به زندگی دخترش کمک میکنه
رمان او دوستم نداشت هستش.
 
سلام من دنبال رمانی میگردم که دختره پدر و مادرش طلاق گرفته بودن و با پدر و نا مادریش زندگی می‌کرد و دختره توی کتابفروشی کار می‌کرد یادمه یه پسریم اونجا کار می‌کرد که فلج بود داستان اصلی در مورد دختر و پسری بود که وضع مالی خوبی داشت و انگار یکی بهش گفته بود دختره خرابه و بده و داستان جوری پیش میره که دختره با پسره نامزد میکنه و اذیت و آزار میرسونه به دختره،لطف میکنید اسم رمان رو بگید.
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 7, کاربران: 0, مهمان‌ها: 7)

عقب
بالا