اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دنبال یه رمانی هستم که اسم پسره یاسر بود ولی یاس صداش میکردن قاچاقچی بود اخرش هم اون دختری که دوسش داشت رو دوست پسره با تفنگ میکشه دختره هم 2 سال قبلش زندان رفته بوده یه مدته خیلی ذهنم رو درگیر کرده ممنونم
 
سلام به همگی
یه رمانی بود درباره یه پسر فوتبالیست البته مطمئن نیستم و یک دختری که فک کنم به اجبار پدر مادراشون باهم ازدواج میکنن و از هم خوششون نمیاد و پسره خودش کسه دیگه ای رو هم میخواد و مثل اینکه دختره هم شب خواستگاری خودشو زشت میکنه. اگه درست یادم مونده باشه فک کنم باهم میرن توی یه آپارتمان یه طبقش دختره زندگی میکنه و پسره هم یه طبقه دیگه.
بقیشو دیگه یادم نیست.😂😂😂
سلام به همگی
یه رمانی بود درباره یه پسر فوتبالیست البته مطمئن نیستم و یک دختری که فک کنم به اجبار پدر مادراشون باهم ازدواج میکنن و از هم خوششون نمیاد و پسره خودش کسه دیگه ای رو هم میخواد و مثل اینکه دختره هم شب خواستگاری خودشو زشت میکنه. اگه درست یادم مونده باشه فک کنم باهم میرن توی یه آپارتمان یه طبقش دختره زندگی میکنه و پسره هم یه طبقه دیگه.
بقیشو دیگه یادم نیست.😂😂😂
سلام به همگی
یه رمانی بود درباره یه پسر فوتبالیست البته مطمئن نیستم و یک دختری که فک کنم به اجبار پدر مادراشون باهم ازدواج میکنن و از هم خوششون نمیاد و پسره خودش کسه دیگه ای رو هم میخواد و مثل اینکه دختره هم شب خواستگاری خودشو زشت میکنه. اگه درست یادم مونده باشه فک کنم باهم میرن توی یه آپارتمان یه طبقش دختره زندگی میکنه و پسره هم یه طبقه دیگه.
بقیشو دیگه یادم نیست.😂😂😂
رمان طلایه بود فکر کنم
 
سلام دنبال یه رمانی هستم که اسم پسره یاسر بود ولی یاس صداش میکردن قاچاقچی بود اخرش هم اون دختری که دوسش داشت رو دوست پسره با تفنگ میکشه دختره هم 2 سال قبلش زندان رفته بوده
یه مدته خیلی ذهنم رو درگیر کرده
ممنونم
سلام دنبال یه رمانی هستم که اسم پسره یاسر بود ولی یاس صداش میکردن قاچاقچی بود اخرش هم اون دختری که دوسش داشت رو دوست پسره با تفنگ میکشه دختره هم 2 سال قبلش زندان رفته بوده
یه مدته خیلی ذهنم رو درگیر کرده
ممنونم
هیچقت دیر نیست
 
سلام.
یه رمانی بود که اسم شخصیت اصلی روژان بود اسم ابجیش رزا بود.
رزا ابجی واقعیش نی میره روستا دنبال خانوادش بعد مجبورش میکنند با پسر عموی ارباب روستا ازدواج کنه اسمشم کیارش بود عاشق دختره بودش.
بعد این روژان میبینه رزا نمیاد زنگم نمیتونه بزنه میفهمه چی شده پا میشه میره روستا، قلدر بازی در میاره ابجیشم بر میداره میره ولی بعد باز میان ت روستا و این روڗان کوچیک تر از رزا هست اما همه حس میکنند روڗان بزرگتره چون همیشه هوای ابجیش رو داره.
بعد ارباب جوان روستا و روژان عاشق هم میشن.
اخرای رمان هم کمی ژانر پلیسی داشتش.
اسمش رو لطف کنید بگید یادم نمیاد هرچی فکر میکنم. متشکر.
رمان در آغوش مهربانی رو چک کنید
 
سلام.
دنبال اسم رمانی میگردم که دختره و پسره تو نوجوونی باهم دوست بودن در حدی که دختره دوس دخترای پسره رو براش جور یا رد میکرده بعد در اثر یه سوتفاهم که دختره فکر کرده پسره چاقیشو پیش دوستای دیگش مسخره کرده از هم دور میشن در حالی که پسره اینکارو کرده بوده چون دوستش میخواسته به دختره شماره بده ولی پسره خودش دختره رو مخفیانه دوس داشته .بعد سالها که دختره با رژیم لاغر شده همدیگه رو میبینن و هر دوشون استاد یه دانشگاه هستن و دختره به خاطر اینکه یهویی وزن کم کرده هی میوفته فکر میکنه دست و پا چلفتیه.تا ابنکه پسره میبرتش باشگاه و..‌.فکر کنم اسم دختره رها و اسم پسره ماهان ساسان یه همچین چیزی بود
سلام.
دنبال اسم رمانی میگردم که دختره و پسره تو نوجوونی باهم دوست بودن در حدی که دختره دوس دخترای پسره رو براش جور یا رد میکرده بعد در اثر یه سوتفاهم که دختره فکر کرده پسره چاقیشو پیش دوستای دیگش مسخره کرده از هم دور میشن در حالی که پسره اینکارو کرده بوده چون دوستش میخواسته به دختره شماره بده ولی پسره خودش دختره رو مخفیانه دوس داشته .بعد سالها که دختره با رژیم لاغر شده همدیگه رو میبینن و هر دوشون استاد یه دانشگاه هستن و دختره به خاطر اینکه یهویی وزن کم کرده هی میوفته فکر میکنه دست و پا چلفتیه.تا ابنکه پسره میبرتش باشگاه و..‌.فکر کنم اسم دختره رها و اسم پسره ماهان ساسان یه همچین چیزی بود
هیچکی مثل تو نبود
 
سلام وقت بخیر
من یه رمان خوندم اسم شخصیت دختره رویا بود تمام خانوادش پلیس بودند یه اتفاق باعث طرد شدنش از خانواده میشه و دختره خلافکار میشه و رئیسش دشمن پدرش بوده
قوی دریاچه
 
ی رمان بود دختره فکر کنم پدر مادرش فوت شده بودم یا یه همچین چیزی نبودن کلا میره تو یه هتلی کار میکنه که اونجا رییسش از خارج اومده و نوه یه پیرزنیه و این با هم لج میکنن و سر ی چیز میشه ک دختره از هتل میره شهرستان خودش اونجا باز میره سر کار که بازم هتل‌داری بوده بعد چندسال بخاطر سمینار هتل میاد باز تهران و اتفاقاتی میافته که اینا باز باهم میشن و یکمم دعوا دارن ولی بعد آخرش باهم میمونن
کارد و پنیر
 
سلام ی رمانی بود ک نامزد پسره بهش خ**ی**ا**ن**ت کرده بود پسره برای انتقام با خواهر مریض دختره ک مشکلی قلبی داشت ازدواج میکنه.و خیلی اذیتش میکنه. فک کنم اسم پسره حامی بود.
امن ترین بغل دنیا
 
سلام یه رمان بود که برادر ناتنی دختره به زور بهش *** میکنه و باعث میشه دختره ح ا م ل ه بشه بعد به زور مجبورش میکنه که باهاش ازدواج کنه و.جشن بگیرن باباشون وقتی فهمید سکته کرد مادر دختره هم کلا باهاش قهر کرده بود دختره میخاست بچشو بکشه میدونین اسمش چیه؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام من دنبال یه رمان میگردم که اتفاقا خیلی هم معروف بود همه ی جزئیات داستان یادمه جز شخصیت های اصلی. دختره دانشگاهی بود یه داداش به اسم اشکان داشت و اسم زن داداشش هم نسیم بود. زن داداشش مریض میشه و کل خانوادش مجبور میشن برای درمانش برن خارج. اون دختره هم مجبور میشه با پسری که همش تو دانشگاه باهاش کل کل میکرده هم خونه بشه با اینکه خودش خبر نداشته و پسره هم دوست باباش بوده.
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 1, کاربران: 0, مهمان‌ها: 1)

عقب
بالا