اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام داستان از اونجایی شروع شد که یه خانم به اتهام حمل مواد مخدر میفته زندان
بی گناه هم بود سوار اتوبوس شد و یه نفر مواد رو انداخت توی کیفش
خلاصه زندانی شد . یه پسر کوچیک هم دلشت
شوهرشم ازش طلاق گرفت
بعد چند وقت وقتی برای یه کاری از زندان بیرون اورده بودنش یه گروه خلافکار اون خانم رو به همراه پلیسی که باهاش بود رو می دزدن و میبرن به افغانستان در دل کوه ها
اونجا اون پلیس با این خانم فرار میکنن و میرن توی کوهستان ها .... به سختی نجات پیدا میکنن و به یع روستا میرسن
توی روستا اهالی عقدشون میکنن
رمان در چشم من طلوع کن
 
یه رمان که دختره به واسطه دوستش تو یه شرکت استخدام میشه یکی از کارمندان دخترا اذیت می‌کنه واز شرکت دزدی می‌کنه دختره صداش تغییر میده و به رییس شرکت خبر میده بعدش رییس کم کم عاشقش میشه کسی میدونه اسمش چیه
رمان تنهایی از مریم بوذری رو چک کنید احتمالا خودش باشه
 
یه دختره بود که مامانش با یه مردی ازدواج کرده بود ولی مامانش چند وقت بعد میمیره، حالا این دختره با این بابا ناتنی زندگی می‌کرده و وقتی سر و کله عمو ناتنیش یعنی برادر همین مرده پیدا میشه عاشقش میشه، پسره هم سرکش و کفتر باز بود یجورایی
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
دنبال رمانی میگردم که یه دختری بود مامانش با یه مردی ازدواج کرده بود ولی بعد از یه مدتی مرد و این با پدر ناتنی زندگی می‌کرد تا سر و کله عمو ناتنی، یعنی برادر این آقا پیدا شد و این دختر عاشقش شد، بطور کلی پسره سرکشی بود و ته تغاری
 
سلام
تواین برنامه های رمان خونه و رمان های عاشقانه یه رمان خونده بودم که زن و مرد از هم جدا میشن و زن مجبور بود تا تموم شدن عده پیش مرده بمونه تا به خانواده اش خبر بده تو این چند ماه دوباره عاشق هم میشن و اینا میرن خونه دختره تا بگن نمیتونن و دوباره برمی‌گردن بهم
یه نشونه یادمه اینم که پسره وقتی نماز میخونده دستاشو مشت می‌کرده و دخترع بعد طلاق تازه دلیل اونو فهمید
 
من دنبال یک رمان میگردم با این موضوع یک دختر پولدار عاشق یک پیر نسبتا پایین تر از خودش میشه قبل ازدواج دختر و پسره باهم رابطه دارن و بعد از اون پسره ول میکنه میره خارج ، بعد صحبتی که خانواده دختره با پسره می کنند قرار میشه پسر بزرگتر اونها با دختره ازدواج کنه این که رمان ایرانیه مال چند سال قبل که به صورت آنلاین و پارت های مختلف داخل تلگرام خوندم و اون موقع اسمش عروس اجباری بود ولی الان اسمش عوض شده و نویسنده اش یادم نیست ، هرچی هم میگردم رمان رو پیدا نمی کنم
 
من دنبال یک رمان میگردم با این موضوع یک دختر پولدار عاشق یک پیر نسبتا پایین تر از خودش میشه قبل ازدواج دختر و پسره باهم رابطه دارن و بعد از اون پسره ول میکنه میره خارج ، بعد صحبتی که خانواده دختره با پسره می کنند قرار میشه پسر بزرگتر اونها با دختره ازدواج کنه این که رمان ایرانیه مال چند سال قبل که به صورت آنلاین و پارت های مختلف داخل تلگرام خوندم و اون موقع اسمش عروس اجباری بود ولی الان اسمش عوض شده و نویسنده اش یادم نیست ، هرچی هم میگردم رمان رو پیدا نمی کنم
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که اسم شخصیت ها رو یادم نمیاد ولی دختر دایی و پسرعمه بودن پسره خیلی وقت پیش رفته خارج برای درس خواندن وقتی برمیگرده باهم دیگه کلکل دارن ولی کم عاشق هم دیگه میشن و با هم ازدواج می کنند
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که اسم شخصیت ها رو یادم نمیاد ولی دختر دایی و پسرعمه بودن پسره خیلی وقت پیش رفته خارج برای درس خواندن وقتی برمیگرده باهم دیگه کلکل دارن ولی کم عاشق هم دیگه میشن و با هم ازدواج می کنند
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 11, کاربران: 0, مهمان‌ها: 11)

عقب
بالا