اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام من دنبال یه رمان می‌گردم که دختر با دوستاش شمال میرن اونجا با چند تا پسر آشنا میشن که اونجا به دختر رابطه برقرار و فردا با پسرا فرار میکنن وقتی دختره برمیگرده حامله میشه
حاملگی اجباری اسم پسره رایان بود
 
سلام دنبال به رمان میگردم
یه پسری که خودش رو خشایار معرفی میکنه با دختری در ارتباطه، بعد یه روز با دختره قرار میذاره. دختره میاد سر قرار اونجا میبینه که همکار باباش که دراصل همون پسریه که خودش و خشایار معرفی کرده، هم اونجاست. پسره برای ضربه زدن به بابای دختره خودش و داداشش نقشه میکشن که خودش بیاد سراغ این دختره و لرادرش هم بره سراغ خواهر دختره تا پدره رو اذیت کنن. بعد از مدتی تپی به مهمونی، و ی اتفاقاتی میوفته که مادره از پدرش جدا میشه و حالا بعد ها با یه مردی ازدواج میکنه. دختر بزرگه هم وقتی از شوهرش(که همون خشایاره بوده) باردار میشه له ملاقات پدرش تو زندان میره و پدره وقتی شکم دخترش و میبینه سکته میکنه و بعد از اون فراموشی میگیره، بعد دختره وقتی داشته از زندان میزده بیرون تصادف میکنه و دوماه تو کما میمونه، وقتی به هوش میاد بچه اش به دنیا اومده بوده و پسره هم عقدش میکنه و عاشقش شده بوده.
اینا تنها چیزاییه که از رمان یادم بود.
ممنون میشم اسمش و بگین اکه میدونین.
تب داغ گناه نفس و آرمین دو جلدی هست
 
من دنبال ی رمانم ک شخصیت اصلیش بنظرم اسمش نفس بود و دو تا بچه داشت ک البته بعدها مشخص شد بچه های خودش نبودن و حاصل خیانت خاهرش و نامزدش بودن بنظرم و یکیشون تصادف کرد و قلبشو اهدا کردن ب ی بچه دیگه و یکی از شخصیتا اسمش اردلان بود و اینکه اون کسی ک قلبو بهش اهدا میکنن پدرش باعث مرگ این دختر کوچولو شده
درجگر خاریست
 
سلام دنبال یه زمانم که دختره با عمویش و پسر عمویش زندگی می‌کنه بعد عمویش میمیره پسر عمو هم چون از دختره بدش نیومده اونقدر دختره را کتک می‌زند تا از ترس لال میشه و همش آزارش میده اسمش رو کسی میدونه
نذار دنیا رو دیونه کنم
 
سلام یه رمانی بود پسره اشتباها دوست خواهرشو برای انتقام *** قرار میده بعدش متوجه میشه که ۲تا از دوستای خواهرش یه اسم مشترک داشتن خودش هم متاهل بوده ناچارا دختره رو عقد میکنه اما بعدش عاشقش میشه و همسرخودشو که خیلی بهانه گیر بود طلاق میده.دختره هم میره یه شهر دور که زندگی پسره خراب نشه تما پیره میره دنبالش...
در معبد سکوت تو میرقصم
 
سلام من دنبال یه رمان بودم‌اسمشو بلد نبودم دختره یه نوجوان بود ک رشتش تجربی بود و اسمش حریر بود یکی از اقوامشون نمیدونم پسر عموش بود کی بود از خارج برمیگرده و میاد خونه اینا و میشه معلم فیزیک حریر توی مدرسه کم کم باهم وارد رابطه میشن و عاشق پسره میشه بعد پسره واس انتقام گرفتن از مادر حریر با دختره وارد رابطه میشه دختره رو عاشق خودش میکنه تا ازش انتقام بگیره اسمشو میدونین؟
نه سیاه نه سفید رو چک کنید
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
سلام من چند سال پیش به رمان خوندم که در روستای اتفاق افتادن بود یه دختر روستایی میخواد با ارباب زاده ازدواج کنن چند شب قبل عروسیش صورتش میسوزه توسط خواهرش که قیافه اش شبیه خودشه و پدر و مادرش خواهرش و جایگزین عروس واقعی میکنن و داماد هم نمی‌فهمه و عروس واقعی و میفرستن تهران عروس واقعی حامله است و چند سال میگذره تا ....
 
داستان درباره یک دختر ایرانی بود که فکر می‌کرد با وارد شدن به روابط ج×ن×س×ی با آدم‌های کله‌گنده و خلافکار، داره ازشون آتو و مدرک جمع می‌کنه تا یه باند رو لو بده.
خودش تصور می‌کرد خیلی باهوشه و داره بقیه رو بازی می‌ده، اما به مرور مشخص می‌شه که خودش مهره‌ی بازی بوده و ازش سوءاستفاده می‌شده (احتمالاً با مواد یا قرص یا کنترل روانی).
یه جایی از داستان دختره دستگیر می‌شه و کلی اتهام می‌افته گردنش، خانواده‌ش باهاش به‌شدت به هم می‌ریزن و مسئله «آبرو» خیلی پررنگه.
یه پسر هم تو داستان هست که بهش کمک می‌کنه و آخرش روشن می‌شه که دختره در واقع قربانی سیستم و آدم‌هاست نه مجرم.

یخ بخشی از رمان رو توی دفترم قبلا نوشته بودم که اینجا میذارم
پایینش نوشته بودم یادداشت های یک بی گناه ولی الان هرچی با این اسم سرچ میکنم همچین رمانی پیدا نمیکنم

«پس تو هم درد داری؟+
کیه که نداشته باشه؟یکی کمتر داره یکی بیشتر کا- متولد شدیم که درد بکشیم به دنیا اومدنمون واسه خودمون درد نداشته ولی واسه یکی دیگه چرا . بعدش هم بزرگ شدیم که از بین هزاران درد ریز و درشت این دنیا به سمت بزرگترین درد بشری بریم مرگ
مرگ که درد نداره خیلی هم خوبه هرچی باشه از+ این زندگی بهتره
زمانی که می‌میری همه چی تموم میشه دیگه- نیشتی تا وقتی بارون می باره بشینی رو پشت بوم خونه و شعر بنویسی دیگه نیستی تا آبگوشت چرب و چیلی که مادربزرگت واست بار گذاشته رو با ترشی کلم و سبزی و پیاز و سالاد شیرازی بزنی بر بدن.دیگه نیستی تا به چشم های کسی که دوسش داری زل بزنی.
اما پایان یه قصه‌ی تلخ درد نداره.+
خودت قصه‌ی زندگیتو تلخ نوشتی.-
+تو این مملکت هیچ دختری قصه‌ی زندگیش رو خودش نمینویسه. هردختری از همون اول یه زندانبان داره که نویسنده سرنوشتش هم هست. شانس بیاره نویسندش خودش هم از پایان غمگین بدش بیاد و آخر زندگیش رو تلخ ننویسه. وگرنه پایانش یا با اسیده یا با چاقو یا با داس و تبر و بنزین.»
 
سلام من چند سال پیش به رمان خوندم که در روستای اتفاق افتادن بود یه دختر روستایی میخواد با ارباب زاده ازدواج کنن چند شب قبل عروسیش صورتش میسوزه توسط خواهرش که قیافه اش شبیه خودشه و پدر و مادرش خواهرش و جایگزین عروس واقعی میکنن و داماد هم نمی‌فهمه و عروس واقعی و میفرستن تهران عروس واقعی حامله است و چند سال میگذره تا ....
رمان مرداب فریب
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 7, کاربران: 0, مهمان‌ها: 7)

عقب
بالا