سلام پارتهایی از ی رمان رو از روبیکا خودم ک هرچی گشتم کتاب رو پیدا نکردم
ی اقازاده است ب اسم اروند ک دستور میده دختری رو از ی روستای براش بدزدن ک دختر رو توی جنگل دیده و دلباخته دختر شده. اسم دختر پریماه و سه تا برادر داره ک فک میکنن فرار کرده و ب خونش تشنه ان. اروند پریماه رو عقد میکنه و پریماه هم وابسته اروند میشه . پریماه ک از بچگی نشون کرده پسر عموش امیر بوده و امیر از این اتفاق خیلی عصبانیه و سعی میکنه ک برای پریماه دردسر درست کنه. پدر اروند هم ک سیاست مدار مشهوریه و از این ازدواج راضی نیست اروند رو مجبور میکنه دختر شهردار رو عقد کنه و.....