اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام یه رمان بود از یه دختر که یه هیبرید روباه اگه اشتباه نکنم پیدا میکنه و هیبریده پسر بود با موهای خاکستری و روش آزمایش میکرد فکر کنم
اسمشو میخوام
 
سلام یه رمان خوندم که شخصیت اصلی نمیدونم نوعی شیطان یا جن بود
به هرحال جالب بود و همه چیز رو کامل توصیف میکرد اگه اشتباه نکنم پسر بود و اسمش کاموس؟نیموس؟ راستش درست به خاطر ندارم اما یکی از همینا بود
ممنون میشم اگه کسی خونده بهم اسمشو بگه
 
سلام پارتهایی از ی رمان رو از روبیکا خودم ک هرچی گشتم کتاب رو پیدا نکردم
ی اقازاده است ب اسم اروند ک دستور میده دختری رو از ی روستای براش بدزدن ک دختر رو توی جنگل دیده و دلباخته دختر شده. اسم دختر پریماه و سه تا برادر داره ک فک میکنن فرار کرده و ب خونش تشنه ان. اروند پریماه رو عقد میکنه و پریماه هم وابسته اروند میشه . پریماه ک از بچگی نشون کرده پسر عموش امیر بوده و امیر از این اتفاق خیلی عصبانیه و سعی میکنه ک برای پریماه دردسر درست کنه. پدر اروند هم ک سیاست مدار مشهوریه و از این ازدواج راضی نیست اروند رو مجبور میکنه دختر شهردار رو عقد کنه و.....
اسم رمان توی روبیکا هست آقازاده غیرتی
 
سلام دنبال یه رمانی میگردم که باهم دیگه ازدواج کرده بودن و پسره یکم بزرگتر بود و دختره کم سن و سال بود بعد چند اکس پسره میگه من ازت حاملم و سر ناهار خانوادگی زنشو ول میکنه و میره چون اکسش داشت زایمان میکرد که البته میفهمه بچه خودش نبوده بعد کاراش چون تو ترکیه بود میره اونجا و میاد به زنش سر میزنه یه خدمتکارم گذاشته بود پیش زنش دقیق نمیتونم توضیح بدم ولی هرکی فکر میکنه اشناس بگه😭
 
سلام من قبلا دو بار یه رمانی خوندم ولی الان اسمش یادم نمیاد اینجوری بود ک یه دختر ک اسمشم یادم نمیاد دختر یه حاجی بود ک دو تا داداش داشت و یدونه خواهر ولی خونوادش فقط برا ریا و خودنمایی هئیت اینا میزاشتن در حالی داداشاش هر کاری میکردن ولی در ظاهر خوب بودن و این دختره هم دوس نداشت فقط چادر اینا بپوشه و از اون طرف پسره ک اسمش امیر بود یه پسر مذهبی و کارشم ک پلیس بود فک کنم بعد خونواده امیر هم مذهبی بودن ولی برا ریا و اینا نه بعد این دختره رو امیر در ازای بدهی ک پدرش به پدر دختره داشته میگیره ولی دخترع اینو نمیدونه بعدها متوجه میشه و وقتی میفهمه از خونه فرار میکنه و ده روزی رو توی خونه یه پیرزن میمونه و روز عاشورا امیر میاد پیداش میکنه و خب اسم برادرای دختره هم فک کنم فرزاد و فردین بود و... کسی اسمشو میددنه بهم بگه خیلی وقته دنبالش میگردم
 
اسم رمان توی روبیکا هست آقازاده غیرتی
روبیکا این اسمو گذاشته . ولی هیچ کتابی ب این اسم نیست . داخل روبیکام کامل نیست فقط حدود ۳۰۰ پارتی هست. اگر کسی کامل این داستان رو خونده یا پی دی افش رو داره یا حتی اسم نویسنده باشه رو بگه ممنون میشم
 
کسی اسمشو نمیدونه

سلام
اسم رمان رو یادم نیس ولی اینجوری بود دختر ازدواج می کنه اونم فکر کنم اجباری نمیدونم چی میشه دختر از پسره جدا میشه بعد یه پسر بود که آتش‌نشان بود بعد دختر یک روز همراه بابا و مادرش توی ماشین تصادف یه کامیون نفت میشه این پسر نجاتش میده و دختر چشماش سبز بود پسر عاشقش میشه بعد پسره دیگه دختره رو نمی‌بینه تا اینکه دختر یه مغازه لباس فروشی باز می‌کنه بعد یه نفر میاد اونجا رو آتیش میزنه بعد پسره اونجا دختر رو دوباره میبینه میشه اسم رمانش رو بگید تورو خدااا
 
سلام
💢💢
یه رمان بود تقریبا ۱سال پیش تو روبیکا ولی خب فقط ۲۰ پارت گذاشته بود و دیگه ادامه نداده بود ولی
نمی‌دونم ولی تو روبیکا اسم شخصیاتش سوران سورن بود ولی مطمئن نیستم اینه چون تورویبکا از پی دی آف برمیدارن و اسم شخصیتارو عوض میکنند
پسره خواهر دختره می‌خواسته ولی فک کنم خواهرش اون نخواسته یا چی پسره بخاطر همین برای انتقام با دختره ازدواج کرده البته رمان ازاینجا شروع میشه دختره رفته واسه پسره کادو بگیره عطر گرفته بود پسر میگه کجا رفته بودی عطر میزنم سردختره مثل همیشه ماکس میزنه بهش ت×جـ×ـا×و×ز× میکنه
یه پارت آینده داده بود که دختره خسته میشه خودش میندازه جلو ماشین پسره صداش میزنههه
تورخدا اگه میدونید بگید ۱ سال دنبالش میگردممممم🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
 
سلام یه رمان بوداسم دختره یادم نیست پسره اسمش کیارش بودفکرکنم عاشق دخترس که دخترعموشه ولی چندساله باهم قهرن چون بابای پسره ناخواسته بابای دختررو میکشه به کمک پدربزرگش نزدیک دختره میشه پسره اصفهان زندگی میکنه هتل داره دختره بادوستاش ازطرف دانشگاه میرن اونجاپسره بهش میگه به خاطردوست داشتنش میره پیش روانپزشک بعددختره میفهمهباباش عموشه بابای خودش مرده..ببخشیدزیادشد کسی اسمشومیدونه؟
کتیبه دل
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

عقب
بالا