رمان درباره دختری بنام مریم و پسری به نام عیاض چون بابای مریم با مامان عیاض ازدواج کرده بود و مامانش عیاض و داداشش را ول کرده بود رفته بود با بابای مریم عیاض میخواست که از باباش انتقام بگیره و برای همین شرط میذاره که با مریم ازدواج کنه و مریم خیلی اذیتش می کنه و نمیذاره که مامانش را ببینه یروز که مامان مریم میاد تا مریم ببینه عیاض نمیذاره ومامانشو بیرون میکنه بعد مامانش فوت میکنه و مریم حامله میشه مریم یه دوست داره فکر کنم اسمش سمراه باشه و عیاض یه داداش داره اسمش فکر کنم وحید بود و اسم زنش نوشین عیاض دکتر هم بود اگه اسمشو میدونید بگید خیلی وقته دنبالشم ممنون میشم