اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام خیلی وقته دنبال یک رمانی هستم که خلاصش این بود: دختره توی خونه سرایداری یک پیرزن پولدار زندگی میکنه و رشته دختره عکاسی بود همیشه هم دوتا ساعت دستش بود که یکیش به وقت ونیز تنظیم شده بود یکی از فامیلای پیرزنه ک پسر بود میاد و باهم به مشکل میخورن ممنون میشم. اسمش رو بگید
 
سلام

دنبال اسم یک رمانی میگردم که دختره اسمش اتوسا بود که بر اثر تصادف حافظه شو از دست میده و یک خواننده اونو پیدا میکنه وبهش کمک میکنه در این بین عاشق هم میشن پسر زنشو از دست داده و یک دختر داره اسمش فکر کنم عسل باشه

اگه اسم رمان بلدید لطفا بگید
پیدا شد ؟
 
سلام یه رمان بود که دوتا خواهر تو یه خونه خدمتکار بودن که صاحبش خارج زندگی میکرد بعد چند وقت که با بچه هایش که یک دختر و دو پسر هست میان ایران بعد از یه سری اتفاقات در شب اول خواهر بزرگتر یکی از پسرارو میکشه و فرار میکنن در حین فرار وقتی دخترا برای استراحت در جنگل می ایستد از طریق سیاه چاله‌ای وارد دنیای دیگه ای میشن تو اون دنیا اولش گیر یه مار و اژدهای کوچیکه اهلی می‌افتن و بعدش به پسر پادشاه که اسمش هیتلر هست برخورد میکنن و انارو به قصر می‌بره
اینجا تازه شروع داستان هست
کسی اسم رمان رو می‌دونه ؟!!!
 
سلام.یک رمان بود خیلی وقت پیش خوتندم .در واقع سفرنامه یک نفر بود که نابینا شده بود و در سفر به یک کشور جراحی میکنه و بینا میشه و برمیگرده ایران و بعد مجدد طی اتفاقاتی نابینا میشه.رمان خیلی قدیمی است.اگز کسی مطالعه کرده لطفا اسمش را بمن بگه.ممنونم
 
سلام وقتتون بخیر
من دنبال رمانی هستم که موضوعش راجع به یه دختریه ب اسم سرور که ۲تا خواهر ب اسم امل و نجات و ۲برادر به اسم حمزه و محمد داره. یکی از داداشاش خلاف کاره و اون یکی هم بعدها معتاد میشه...دختره با همکار شوهرخواهرش که اسمش میلاده و قبلا ازدواج ناموفق داشته و یه دختر ب اسم دنیا داره ازدواج میکنه...که خیلی از طرف خانواده همسر اذیت میشه و همش تو تربیت و نکهداری دختره عذابش میدن .بعدا سرور خودش بچه دار میشه و اسم پسرشونو میزارن ولید ...
دنبال این رمان میکردم متاسفانه اسمشو نمیدونم.اگه کسی بتونه کمک کنه ممنون میشم
سلام من دنبال رمانی میگردم که دختره خانوادش مردن فکنم و با عموش و پسر عمو هاش زندگی میکنه ولی بعدا بخاطر حرف های عمه ش میره پیش مادربزرگش پسر عموش فکنم حجره ی تر وبار داره و خودش مربی شناس که به دختری که با برادرش زندگی میکنه یاد میده و بعد برادر دختره بهش پیشنهاد میده که تو خونه به دختره یاد بده
 
سلام من دنبال رمانی میگردم که دختره خانوادش مردن فکنم و با عموش و پسر عمو هاش زندگی میکنه ولی بعدا بخاطر حرف های عمه ش میره پیش مادربزرگش پسر عموش فکنم حجره ی تر وبار داره و خودش مربی شناس که به دختری که با برادرش زندگی میکنه یاد میده و بعد برادر دختره بهش پیشنهاد میده که تو خونه به دختره یاد بده
کسی نمیدونه؟
 
سلام من دنبال رمانی میگردم که دختره خانوادش مردن فکنم و با عموش و پسر عمو هاش زندگی میکنه ولی بعدا بخاطر حرف های عمه ش میره پیش مادربزرگش پسر عموش فکنم حجره ی تر وبار داره و خودش مربی شناس که به دختری که با برادرش زندگی میکنه یاد میده و بعد برادر دختره بهش پیشنهاد میده که تو خونه به دختره یاد بده
 
سلام
من دنبال یه رمانیم پسره عاشق یه دختر بود ولی اون دختر چشم به برادر پسره داشت دختره با هزارتا نقش و فریب کاری کرد که پسر پیش خانواده بد نشون داده بشه و خودشم با برادرها ازدواج کرد مادر پسر هم سکته کرد مرد پسره رفت یه شهر دیگه عاشق شد نامزد کرد بعد جند سال اومد هم عروسی بگیره هم بی گناهیشو ثابت کنه
اگه اسمشو دونستین بگین ممنون
 
سلام
یه رمان هست دختره اسمش گوهر هست وپسرعموش امیر یه نفرو می‌کشه که گوهر مجبور میشه خونبس بشه و با برادر مقتول که اسمش محمود خان هست ازدواج کنه...اگه اسم این رمان رو کسی می دونه بگه مرسییی
سلام عزیزم اگر اسم رمان راپیدا کردی حتما به من هم اطلاع بده
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 5, کاربران: 0, مهمان‌ها: 5)

عقب
بالا