اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

نقد و بررسی نقد و برسی داستان جن قلعه ۶۰۰۰ ساله یزد | ملیکا ملازاده

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع .ARAMIS.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

.ARAMIS.

مدیر رمانیکی‌خوان
Thread Owner
پرسنل مدیریت
مدیر
رمانیکی‌خوان
رمانیکی
نام هنری
Mahsa83(M.M)
انتشاریافته‌ها
5
مدیر
رمانیکی‌خوان
شناسه کاربر
7282
تاریخ ثبت‌نام
2022-05-28
نوشته‌ها
763
راه‌حل‌ها
16
پسندها
1,843
امتیازها
388
محل سکونت
از میان جسدها💀
سکه
13,265
نام هنری
Mahsa83(M.M)
انتشاریافته‌ها
5
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/?s=Mahsa83%28M.M%29
مدیر
رمانیکی‌خوان
بسم الله الرحمن الرحیم
داستان جن قلعه ۶۰۰۰ ساله یزد
نویسنده: ملیکا ملازاده
ژانر: عاشقانه، ترسناک، تخیلی
خلاصه:
پرستو دختری بیست ساله دانشجو باستان شناسی هست که چهار ماه از ازدواجش می‌گذره و خانوادش تصمیم می‌گیرن به عنوان اولین مسافرت زندگی متاهلی به شهری ببرنش که برای دوستداران تاریخ به اندازه ترکیه برای خوش‌گذرون‌ها و کربلا برای مذهبی‌ها جذابه... یعنی یزد.
مقدمه:
نارین‌ قلعۀ میبد معروف‌ترین اثر تاریخی و باستان شهر میبد است. همچنین این قلعه با نام کهن دژ و به گویش محلی نارنج قلعه نیز شناخته میشود. این قلعه دیدنی با قدمتی حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، کهن‌ترین ارگ حکومتی جهان می‌باشد. همچنین نارین‌ قلعه بزرگترین بنای خشتی و گلی به جا مانده از دوران قدیم در سراسر جهان است.
سخن نویسنده:
این داستان تصور نویسنده است و موجودی را به قلعه تاریخی نسبت نمی دهد.
 
سلام اسم داستان به نظرم طولانی بود می‌تونست کوتاه باشه به نظر من بهتر بود
اما کسی توان اومدن باهم رو نداشت=باهام رو نداشت
یکدفعه یک نفر دیگه هم اومد جلوی در.=فعل باید آخر جمله باشه(یک‌دفعه یک نفر دیگه هم جلوی در اومد)
ایده و موضوع واقعا جالب بود برام کنجکاوم ببینم چی میشه حتما دنبال میکنم
موفق باشی قلمت مانا ❤️
 
سلام عزیزم خوبی؟
اسم زیبایی برای داستانت انتخاب کردی و اینکه یه مقدار ژانر ترسناک رو نشون داده و کمی خواننده رو به خوندن داستان وادار میکنه، فقط یکم طولانیه و اگه کوتاه‌تر بود بهتره.
مقدمه زیبایی داشتی و با محتوای داستان همخونی داره و همچنین خلاصه هم به صورت زیبایی نوشته شده بود و ژانر ترسناک، تخیلی رو نشون دادی.
اینکه سخن نویسنده رو نوشتی جذابه؛ اما بهتر نبود بین مقدمه و سخن نویسنده، از *** استفاده کنی؟ بزاری یا نزاری فرقی نمیکنه و میل خودته.
راستش نمیدونم من اینجوری بودم یا خواننده‌های دیگه هم همیجنوری، به نظرم اگه توصیفاتت رو بیشتر کنی بهتره. من از اون توضیحات دیوارها اصلاً نتونستم تصوری داشته باشم، ولی بعدش که توی بیمارستان بود خیلی کم تونستم تصور کنم.
پارت چهار: داخا❌داخل✔
 
سلام.
اسمش باحال بود😂
خلاصت خوب بود و عالی😁
دلم خواست زودتر و کاملتر بخونم.

خب خب خب، اول اینکه عالی بود دلم می‌خواد زود تمومش کنی بشینم همش رو بخونم.
دوم اینکه خیلی گذرا توضیح میدادی و بهتر بود توصیفات احساسات و ظاهر شخصیت‌‌ها رو بیشتر بگی.
مثلا از اینکه بیدار شده بود و بدنش خشک بود، از اینکه نمیتونستی غذا بخوره، از اینکه گشنش بود، از اینکه خانواده‌اش رو دید و خیلی چیز‌ها رو از دست داده بود، از اینکه چهره خانوادش چطوری بود، از اینکه خانواده‌اش خوشحال و دلسوز بودن و همچنین خود دختره هم خوشحال و غمگین بود، از اینکه دلتنگ و مشتاق دیدنشون بود؛ خلاصه دیگه با نوشتن اینا حدودا ۲_۳ پارت بیشتر نوشته بودی😍
مهمترین چیزی که ازش گذشتی، دلتنگیش نسبت به خانوادش، اشتیاق دیدارشون و آرامش و غم پس از دیدنشون بود...
خب خب، می‌بینم بچش به دنیا اومده🚶🏻‍♀️
میشه زود زود پارت بزاری؟ یکمی زیادی کنجکاو جریانات شدم😁😂
البته خدمتتون عارضم که روی توصیفات حتما حتما کار کن چون موضوع خیلی مهمیه، و اگه یه نوشته توصیفات کافی نداشته باشه، مثل روزنامه‌ میمونه که حسی نسبت به یک خبر بهت دست میده رو، این نوشته بهت منتقل میکنه... در صورتی که باید کل احساسات و ظواهر و... رو از توی نوشته تصور کنی و در اون نوشته زندگی کنی.
موفق باشی.
 
سلام اسم داستان به نظرم طولانی بود می‌تونست کوتاه باشه به نظر من بهتر بود
اما کسی توان اومدن باهم رو نداشت=باهام رو نداشت
یکدفعه یک نفر دیگه هم اومد جلوی در.=فعل باید آخر جمله باشه(یک‌دفعه یک نفر دیگه هم جلوی در اومد)
ایده و موضوع واقعا جالب بود برام کنجکاوم ببینم چی میشه حتما دنبال میکنم
موفق باشی قلمت مانا ❤️
مرسی عزیزم
منتظر نظرات جدیدت هستم
 
سلام.
اسمش باحال بود😂
خلاصت خوب بود و عالی😁
دلم خواست زودتر و کاملتر بخونم.

خب خب خب، اول اینکه عالی بود دلم می‌خواد زود تمومش کنی بشینم همش رو بخونم.
دوم اینکه خیلی گذرا توضیح میدادی و بهتر بود توصیفات احساسات و ظاهر شخصیت‌‌ها رو بیشتر بگی.
مثلا از اینکه بیدار شده بود و بدنش خشک بود، از اینکه نمیتونستی غذا بخوره، از اینکه گشنش بود، از اینکه خانواده‌اش رو دید و خیلی چیز‌ها رو از دست داده بود، از اینکه چهره خانوادش چطوری بود، از اینکه خانواده‌اش خوشحال و دلسوز بودن و همچنین خود دختره هم خوشحال و غمگین بود، از اینکه دلتنگ و مشتاق دیدنشون بود؛ خلاصه دیگه با نوشتن اینا حدودا ۲_۳ پارت بیشتر نوشته بودی😍
مهمترین چیزی که ازش گذشتی، دلتنگیش نسبت به خانوادش، اشتیاق دیدارشون و آرامش و غم پس از دیدنشون بود...
خب خب، می‌بینم بچش به دنیا اومده🚶🏻‍♀️
میشه زود زود پارت بزاری؟ یکمی زیادی کنجکاو جریانات شدم😁😂
البته خدمتتون عارضم که روی توصیفات حتما حتما کار کن چون موضوع خیلی مهمیه، و اگه یه نوشته توصیفات کافی نداشته باشه، مثل روزنامه‌ میمونه که حسی نسبت به یک خبر بهت دست میده رو، این نوشته بهت منتقل میکنه... در صورتی که باید کل احساسات و ظواهر و... رو از توی نوشته تصور کنی و در اون نوشته زندگی کنی.
موفق باشی.
مرسی عزیزم🙏🙏🙏🙏
ممنم یکم توی توصیفات مشکل دارم اما از این به بعد سعی می کنم بهتر توصیف کنم
نه خودش که دلتنگ خانوادش نشد چون نمی دونست که بیست سال توی کماست برای اون غش کردنش و بهوش اومدنش چند لحظه طول کشید
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
1
بازدیدها
250
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
325

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا