تصور میکنم هستی ، اگه نیستی بیاد من
حتی فکرش چقدر زیباست، ما راه میریم کنار هم
همون عکسهای دوتایی، همون لبخند رؤیایی
هنوزم توو همون کافه به صرف یک لیوان چایی
تصور میکنم هستی، تصور کن ازم دوری
چه بی اندازه بی رحمی ، چه بی رحمانه مغروری
چه شبهایی که بیدارم، حسابش دیگه در رفته
از تمام شهر بیزارم ، دارم هر روز و هر هفته
تصور میکنم هستی ... هستی... هستی...