ریشهی تاریخی مانگا به طومارهای تصویری در قرن ۱۲ و همچنین کتابهای مصوری بهسبک کیبیوشی (kibyoshi) در اواخر قرن ۱۸ بازمیگردد. اما کلمهی مانگا اولین بار با انتشار آثاری مثل Shiji no yukikai در سال ۱۷۹۸ اثر سانتو کیودِن مورد استفاده قرار گرفت و بعدها در نامگذاری کتابهای مصوری مثل Manga hyakujo اثر آیکاوا مینوا در سال ۱۸۱۴ و سری کتابهای معروف Hokusai Manga در سال ۱۸۱۴ تا ۱۸۳۴ اثر کاتسوشیکا هوکوسائی هنرمند معروف دورهی ادو بهکار رفت. راکوتن کیتازاوا (۱۸۷۶-۱۹۵۵) اولین کسی بود که کلمهی مانگا را به مفهوم مدرن امروزی بهکار برد. بااینحال بخش دیگر شکلگیری و رواج مانگای مدرن به جنگ جهانی دوم و سلطهی آمریکا بازمیگردد که طی آن کمیکها و کارتونهای امریکایی در نمادهای فرهنگی ژاپن ترکیب شد. درواقع انفجار خلاقهی مانگا به دوران بعداز جنگ جهانی دوم بازمیگردد. بهخصوص که مانگا بهعنوان یک سرگرمی تأثیرگذار و ارزان در دسترس همهی مردم خسته و فقیر بازمانده از جنگ قرار گرفت.
هنرمندانی مثل اوسامو تزوکا (با Astro Boy) و ماچیکو هاسگاوا (با Sazae-san) از آغازکنندگان این راه بودند. نوآوریهای موجود در آثار این دو نفر به سرعت وارد سبک طراحی مانگا شد. طراحی سینماتوگرافیک و البته الگوهای بانمک تزوکا توسط مانگاکاهای بعدی هم به شکل گسترده مورد استفاده قرار گرفت. تمرکز هاسگاوا هم به سبک روزمره زندگی زنان چیزی بود که بعدها به سبک ش×و×ج×و منجر شد.
مانگا از دهه ۱۹۵۰ در نشریات ژاپن بهعنوان بخشی مهم به شکوفایی رسید. از آنجا که بعد از جنگ جهانی دوم پسرها و مردان جوان مخاطب هدف آثار مانگا بودند مانگاهای شونن بر موضوعات موردعلاقهی این قشر مثل روباتها، سفرهای فضایی و اکشنهای ماجرایی ابرقهرمانی شکل گرفت و هنوز هم محبوبترین ژانر انیمه و مانگا بهحساب میآید. در این بین آثار سبک گکیگا (Gekiga) هم مرسوم بود که حاوی محتوای بزرگسالانه و درام جدیتر با طراحی واقعگرایانه و گرافیک کلاسیک بود.