اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

شعر اشعار علیرضا آذر

سياره اى خاموش و متروكم

در من حضورى گنگ مشهود است

اين سنگ سرد كنج منظومه

قبلا زمين زندگى بوده است ...
 
عشق اما نهایتی مجهول

بی‌حضورش اگرچه شب عالی‌ست

در تن فکر‌های هر شبه‌ام

باز هم جای خالی‌اش خالی‌ست..
 
سگ مَستِ دَندان تیزِ چشمانَش

از لانه بیرون زَد شکارَم کَرد

گُرگی نَخواهَد کرد با آهو

کاری که زَن با روزگاَرَم کَرد..
 
من نرفتم تا که برگردم

پشت سر کی آب میپاشی؟...

ققنوسم و ماندگار می مانم

کافیست در این شهر، یاد من باشی...
 
دل به دریا زده ای

پهنه سراب است نرو ،

برف و کولاک زده

راه خراب است نرو...!
 
اولین حربه زنهاست نفسهای عمیق

بعدازآن مات شدن مثل وقارتندیس

بعدش آرام شدن،حرف شدن،بغض شدن

آخرین حربه زنهاست دوتا گونه خیس
 
حالا خورشید روبرومه، دیگه فصل سایه مُرده

جاده ها دیگه تمومن، یکی تنهاییمو بُرده

حالا باید باورم شه، آسمون ابری نداره

دیگه فانوسی نمیخوام، ماهِ آسمون بیداره
 
اگرچه بهار از نگاهت پُره

جهان با تو زیباتره عشقِ من

به فکرِ شبایِ پُر از برف باش

زمستونُ یادت نره عشقِ من
 
من طاقت یعقوب ندارم

بغلم کن
 
از قافله جا ماندم

تا هم قدمت باشم....

تا در طبق تقسیم

راضی به ‌کمت باشم....
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا