اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام من دنبال یه رمانم که اسم شخصیتاشم یادم نمیاد. داستان درباره دختریه که خودشو شبیه پسر میکنه و برا پرستاری از بچه شیطونیکه سر پرستار قبلیاش بلاهای زیادی اورده وارد یه عمارت میشه. بچع برا اینکه اینم رد کنه خودشو از شیشه عمارت اویزون میکنه و دختر اونو میگیره و نجاتش میده. مادر بچه مرده و دایی بچه با اینا زندگی میکنه. وسطای رمانم پدر بچه یه مهمونی دعوت میشه و اونجا دختری هست که عاشق مرد شده مرده برا اینکه دختررو بپرونه به پسر تقلبی میگه بوسش کنه تا دختر فکر کن مورد داره. اخرم میفهمه دختره و باهاش ازدواج میکنه. و مطمئنم رمان نیما نبود نیما رو خوندم داستانش تقریبا شبیه نیست
سلام اسمش (نمیما)
 
سلام چندسال پیش یه رمان تو ایتا خوندم که دختره ، پدرومادرش فوت کرده بود با زنعموش و بچهاش(سه تا پسر و یه دختر)زندگی میکرد ، عموش هم فوت کرده بود ، زنعموش مهربون بود ، دختره عاشق پسر عموش که پلیسه شده بود ولی اختلاف سنی داشتن
از طرفی هم پدربزرگو مادربزرگه دختره دوسش داشتن و همش میخواستن اون بیاید خونشون با اونا زندگی کنه
این دخترعموش هم دختر خوبی نبود و همش بخاطرش تو دردسر میوفتاد
 
آخرین ویرایش:
سلام من دنبال یک رمانم که دختره با مادرش تو یکی از شهرهای شمال زندگی می‌کرد پدرش مرده بود خانوادش شیراز بودن بعد تو مدرسه با یکی آشنا میشه دعوتش میکنه تولد اونجا داداش دوستشو میبینه کم کم ازش خوشش میاد دیگه بعدش خونه اشون آتیش میگیره مامانشم میمیره دیگه با پسره ازدواج میکنه دوقلو باردار میشه و....
 
سلام من یه رمان قبلا خوندم اسمشو یادم نمیاد فقط یه خلاصه ازش یادمه
دختره با مادرش مریم و پدر خواندش مسعود و خواهر ناتنیش و مادر بزرگش زندگی میکنه و پدر خواندش خیلی کتکش میزده یه روز شناسنامه مادرش رو پیدا میکنه و تصمیم میگره پدرش رو پیدا کنه و به شرکتی میره که می‌فهمه شرکت برادرشه اونجا متوجه میشه پدرش مجددا با دختر عموش ازدواج کرده و دوتا برادر و یه خواهر داره اسم یکی از برادراش مسیح لطفاً میشه اسمشو بگین
 
سلام
داستان رمان درباره دختری به اسم آیه هست که با پدربزرگ و مادربزگش زندگی میکنه و پدربزرگش بسیار سخت گیره و بدون توجه به احساسات آیه نامزد پسر دوستش کرده. در این حین آیه در دانشگاه تهران قبول میشه و برای ادامه تحصیل به تهران میره. زمانی که در تهران هست به اشتباه اسم یه مرد داخل شناسنامه به عنوان همسرش ذکر میشه و اون برای اینکه این مشکل را حل کنه داخل شرکت اون مرد میشه و .......
لطفا اگر اسم این رمان رو میدونید به من اطلاع بدید.
 
سلام مند دنبال یه رمان میگردم اسم دختره هستی بو آتلیه داره عاشق برادر شوهر خواهرش میشه ولی پسره خیلی دختر بازه به هستی اهمیت نمی‌ده هستی هم طی اتفاقاتی با هم دانشگاهیش ازدواج میکنه
 
سلام چند وقت پیش من رمانی خوندم که درباره ی دختری و پسری بود که پسر اسم اصلیش بهادر بود ولی لقب داشت و فکر می‌کنم اسم دختر آرام بود اما مطمئن نیستم
 
سلام وقت بخیر
اسم رومانی رو میخواستم که یه دختره با یخ پسر دوست میشن و به پارتی میرن صبح میبینه خونه پسرس و با سه تا پسر دیگه که داداشاشن
و از این برادر ها بچه دارمیشه و ....
 
سلام

وقت بخیر

من یه رمان خونده بودم که یه زن و شوهری بودن، بچه هم نداشتن، ولی رابطه ی اونا سرد شده بود و بیشتر از طرف مرد بود و گویا زن شوهرش رو دوشت داشت و شوهره گویا از همکارش خوشش اومده بود

یکبار هم شوهر تصادف می کنه و میره بیمارستان.

تا انتها هم رمان رو نخونده بودم
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 4, کاربران: 0, مهمان‌ها: 4)

عقب
بالا