اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دنبال یه رمان هستم که در اون دختر عمو و پسر عمو باهم ازدواج میکنن اما تو یه تصادف دختره نابینا میشه و هزینه عملش رو داداش دوستش میده لطفاً اگر میدونید بگید
 
سلام
یه رمان است که خیلی دوسش دارم و خیلی‌ دنبالشم اسم رمان فراموش کردم ولی یه تیکه از رمان بلدم اسم دختر رمان فک کنم بهار بهار مریضی قلبی داره پدرو مادرش فوت کردن خانواده پدر و مادریش اونو پیش خودشون نگه نمی دارن بهار میره سر کوچه پسر رمان خیلی‌ پولدار تازه دکتر قلبم است تو خونه اش یه اتاق بیمارستان کرده همه وسایل داخلش هست پسره هم اتفاقی از اون کوچه رد میشه دختره رو میبینه میبرتش خونه خودش بعد دختره که به هوش میاد اونو میزنه میگه بخاطر پولم خودتو انداختی جلو ماشین آخر رمان پسره با دختره ازدواج مبکنه صاحب یه بچه میشن هرجا قرار کاری داشته باشه بدون رن بچه اش هیجا نمیره
فک کنم اسم رمان سرد هم هست ولی نمیدونم کاملش
 
سلام
من دنبال یه رمانیم که دختره یه خواهر داره که عاشقه یه پسریه که داداش داره و رسمشون اینکه تا بزرگ تره ازدواج نکنه این یکیه هم ازدواج نمیکنه‌ داداششم شکست عشقی خورده و دیگه نمیخواد ازدواج کنه تا اینکه برای شغلش مجبور میشه که ازدواج کنه و میره سراغ دختره که آبجیش میخواد با داداشه ازدواج کنه. پیشه دختره نقش بازی میکنه که دوسش داره و دختره هم شکست عشقی داشته و عشقش مریض بوده. خلاصه که دختررو خام خودش میکنه تا زودتر ازدواج کنن.
کسی میدونه این رمان چیه؟
لطفا بهم بگین
 
سلام
یه رمانی بود که دختره یجورایی توسط پسرعموش بزرگ شده بود و حالا عاشق پسر عموش بود. با خانواده عموش زندگی میکرد و مادرش هم تصادف کرده بود و فوت شده بود. ولی پسره در عین اینکه عاشقش بود یه حس پدری نسبت بهش داشت. زن عموش هم مخالف رابطه اینا بود. پدر دختر هم یه بیماری داشت که وسط داستان مرد. دختره هم یه مدت به خاطر دوری رفت با خاله اش کانادا. اخر داستان فهمیدن پسره یه بیماری داره ولی در نهایت به هم رسیدن. تقریبا داستانش مثل طلوع از مغرب بود ولی بسبت ها متفاوت.
خیلی دنبال اسمش هستم اگه میشه کمککک
 
شرط بندی هست اسمش. هنوز هم بعد از چندسال تموم نشده
سلام
دنبال یه رمانیم که خیلی وقت پیش آنلاین خوندم دختر و پسره هر دو دانشجوی پزشکی هستن دختره چادری اما پسره آزاده و بد دهن دختره تو جنگ شیمیایی شده و قبلاً ازدواج کرده اما به دلیل اینکه شوهرش که تازه میمیره افسردگی شدید میگیره طوری که اصلا نمی‌فهمه حامله است و بعدش به دنیا میاد فک میکنه بچش مرده یه دختر به دنیا میاره و همیشه فک می‌کرده دخترش خواهرشه
پسره تو دانشگاه با دوستاش سر دختره شرطبندی می‌کنه که با دختره دوست بشه تو همین ماجرا با هم دوست میشن بعدش می‌فهمه پسره برادر شوهرشه
 
سلام یه رمان دو فصلی که اسم پسره محمد ونامزد داره و یه خواهر به اسم ستاره که ستاره رو میکشن و نامزدش میفهمه که محمد خلافکاره و نامزدیو به هم میرنه اما محمد اونو به زور با خودش میبره و اون دوقلو باردار میشه و یکیشون میمیره و دومی که دختره زنده میمونه حالا تو فصل دومش درباره آینده این دختر که بزرگ میشه اسمشو اگر میدونید بگید
 
سلام به همگی
یه رمانی بود درباره یه پسر فوتبالیست البته مطمئن نیستم و یک دختری که فک کنم به اجبار پدر مادراشون باهم ازدواج میکنن و از هم خوششون نمیاد و پسره خودش کسه دیگه ای رو هم میخواد و مثل اینکه دختره هم شب خواستگاری خودشو زشت میکنه. اگه درست یادم مونده باشه فک کنم باهم میرن توی یه آپارتمان یه طبقش دختره زندگی میکنه و پسره هم یه طبقه دیگه.
بقیشو دیگه یادم نیست.😂😂😂
رمان طلایه
 
سلام من یه رمانی خوندم
دختر با پسری دوست میشه بعد مدتی تصمیم می‌گیرند برن پیش خانواده پسره دقت میرن اونجا پسره به یکی از دخترای ایل *** میکنه و برای اینکه کشته نشه فرار میکنه و دوست دخترشو به خانوادش میسپاره که ازش مراقبت کنند کسی اسم رمانش میدونه؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام یک رمان بود که اسم پسره بهزاد بود و داداش کوچک ترش و که ۱۲ سال داره بزرگ میکنه و یک دختر با نقشه پسرخاله پسره مجبور میشه با دختره ازدواج کنه و خیلی اذیتش میکنه و کتکش میزه ودر آخر عاشقش میشه
سلام میشه رمان هایی با موضوع قبیه های کرد معرفی کنید بعم
 
سلام یک رمان بود که دختر یه پپسرو دوست داشت که انگار همسایه روبه رویشون بود و پسره هم دختررو میخواست . بابای دختره خیلی دختررو کتک میزدو اذیت میکرد و پسره خودش نمیتونست با دختره ازدواج کنه برای راحت شدن دختره از دوستش میخواد که بره خاستگاری دختره و با اون ازدواج کنه تا دختره از دست باباش راحت شه به مرور زمان دوست پسره عاشق دختره میشه ووووووواینکه اها دختره یک انگشت دستش هم نداره
کسی اسم این رمانو میدونه
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 3, کاربران: 0, مهمان‌ها: 3)

عقب
بالا