نام رمان:وقتی گیلاس ها شکوفه زدند
نام نویسنده:zari._.meow
ژانر:عاشقانه،درام
خلاصه:
ملیکا، دختری سرزنده و پرانرژی، دانشجوی رشته گرافیک، درست در آستانه ورود به دنیایی جدید قرار دارد؛ دنیایی که قرار است با شروع کارش در شرکت بزرگ و پرآوازه پدربزرگش آغاز شود.
در میان مخالفتها، بحثها و کشمکشهای خانوادگی، رابطهای عاطفی میان او و پسرعمویش مهیار شکل میگیرد؛ رابطهای که قرار بود نقطه آرامش زندگی هر دوی آنها باشد.
اما ورود ملیکا به شرکت، آغاز مسیری میشود که هیچکس انتظارش را نداشت. اتفاقات مبهم، رازهای پنهان و حقیقتهایی که سالها در سایه ماندهاند، یکییکی خودشان را نشان میدهند و زندگی ملیکا را به مسیری میکشانند که بازگشتی از آن وجود ندارد.
در دنیایی که هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست، ملیکا باید میان عشق، خانواده و حقیقت، راه خودش را پیدا کند.
مقدمه:
در میان شکوفههای گیلاس وحشی
که عطرشان آشوب درونم را به زانو درآورد،
بی رمق و لرزان ایستادم.
در حالیکه تو ایستاده در پشت سرم و تندتر از جریان آب دستهایم را محکم گرفتی و بوسیدی
سپس
درخت گیلاس بود
و فقط
درخت گیلاس بود
که ما را نظاره میکرد.
نام نویسنده:zari._.meow
ژانر:عاشقانه،درام
خلاصه:
ملیکا، دختری سرزنده و پرانرژی، دانشجوی رشته گرافیک، درست در آستانه ورود به دنیایی جدید قرار دارد؛ دنیایی که قرار است با شروع کارش در شرکت بزرگ و پرآوازه پدربزرگش آغاز شود.
در میان مخالفتها، بحثها و کشمکشهای خانوادگی، رابطهای عاطفی میان او و پسرعمویش مهیار شکل میگیرد؛ رابطهای که قرار بود نقطه آرامش زندگی هر دوی آنها باشد.
اما ورود ملیکا به شرکت، آغاز مسیری میشود که هیچکس انتظارش را نداشت. اتفاقات مبهم، رازهای پنهان و حقیقتهایی که سالها در سایه ماندهاند، یکییکی خودشان را نشان میدهند و زندگی ملیکا را به مسیری میکشانند که بازگشتی از آن وجود ندارد.
در دنیایی که هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست، ملیکا باید میان عشق، خانواده و حقیقت، راه خودش را پیدا کند.
مقدمه:
در میان شکوفههای گیلاس وحشی
که عطرشان آشوب درونم را به زانو درآورد،
بی رمق و لرزان ایستادم.
در حالیکه تو ایستاده در پشت سرم و تندتر از جریان آب دستهایم را محکم گرفتی و بوسیدی
سپس
درخت گیلاس بود
و فقط
درخت گیلاس بود
که ما را نظاره میکرد.