اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مذهبی متن نوحه

ایرما

رمانیکی حامی
Thread Owner
رمانیکی
نام هنری
مسیحا
شناسه کاربر
5244
تاریخ ثبت‌نام
2023-05-28
آخرین بازدید
نوشته‌ها
246
پسندها
516
امتیازها
338
محل سکونت
سرزمین هیچکسان
سکه
3,167
نام هنری
مسیحا
به دشت کرببلا عمو تشنه ایم

به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم
به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم

برای ما کودکان تو قدری آبی نما، عمو برای خدا

به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم

برای ما کودکان تو قدری آبی نما
عمو برای خدا، عمو عمو تشنه ایم

به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم

دیگر عمو زندگی برای ما مشکل است
عزیز مشکل گشا عمو عمو تشنه ایم

به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم

لبان ما از عطش چون غنچه پژمرده است
به دامنت دست ما عمو عمو تشنه ایم

به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم

عمو تو سقا ما ز تشنه گی جان دهیم
تویی محیط وفا عمو عمو تشنه ایم

به دشت کرببلا عمو عمو تشنه ایم به ما ترحم نما عمو عمو تشنه ایم



منبع:وبسایت اصلاح1)

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

شام و شام یلدا بود در خرابه غوغا بود.

شام و شام یلدا بود در خرابه غوغا بود.

شور نغمه بلبل وای وای بابا بود

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

خم شد و لب خشکش قحطی آب را بوسید(2)

آن بریده رگ های حلق بابا را بوسید

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

با محاسن خونین گیسویش حنا می کرد(2)

کودکان نمی نالید این چنین دعا می کرد

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

کی خدا شده پایان طاقت و توان من (2)

سوخت و داغ بابایم مغز استخوان من

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

آن سر به خون غلطان روی دست شد و بالا (2)

گاه و یا ابا گفتا گاه و گفت و یا زهرا

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

تازه کرده آن بلبل داغ آل یاسین را (2)

حلقه گشت و دستانش آن عقیق خونین را

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

شام و شام یلدا بود در خرابه غوغا بود.

شام و شام یلدا بود در خرابه غوغا بود.

شور نغمه بلبل وای وای بابا بود

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

خم شد و لب خشکش قحطی آب را بوسید(2)

آن بریده رگ های حلق بابا را بوسید

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

با محاسن خونین گیسویش حنا می کرد(2)

کودکان نمی نالید این چنین دعا می کرد

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

کی خدا شده پایان طاقت و توان من (2)

سوخت و داغ بابایم مغز استخوان من

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

آن سر به خون غلطان روی دست شد و بالا (2)

گاه و یا ابا گفتا گاه و گفت و یا زهرا

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

تازه کرده آن بلبل داغ آل یاسین را (2)

حلقه گشت و دستانش آن عقیق خونین را

در خرابه گلچینان یک سبد گل آوردند

مممممممممممممممممممممممم



منبع:وبسایت اصلاح
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
0
بازدیدها
393

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 2)

عقب
بالا