اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

دانستنی فهرست جنگ های ایران

جنگ اشکانی با چین

این زمان آغاز روابط رسمی میان دو کشور می‌باشد. در ۱۱۵ پیش از میلاد امپراتور وو سفیرانی را به همراه پیشکش‌هایی ارزنده به دربار مهرداد دوم فرستاد. قصد او آغاز پیوندهای بازرگانی میان دو کشور بود. در آن زمان کالای مورد نیاز چینیان اسب بود، ولی آنان دربرآورده کردن این نیاز ناکام ماندند. سرانجام سفیر چین در راه بازگشت و آنگاه که از به دست آوردن اسب از ایرانیان نومید گشت، حاکم بلخ را تهدید نمود، نتیجه البته درگیری میان ایرانیان و چینیان و کشته‌شدن سفیر بود.

در ۱۰۴ پیش از میلاد وو برای تلافی این رویداد سپاهیانی را به فرماندهی لی کوالی به فرغانه گسیلاند، ولی چینیان شکست‌خوردند. در ۱۰۲ پیش از میلاد این سردار با ۶۰هزار سپاهی تازه‌نفس به سغد تاخت، اینبار پیروزی‌هایی به دست آورد. سرانجام با فرمانروای بومی سغد صلح نمود و آن فرمانروا نیز پسر خویش را به گروگانی به دربار هان فرستاد و چینیان نیز سرانجام به کالای خواستنی خویش؛ اسب؛ دست یافتند.

در ۴۸ پیش از میلاد هرمایوس از بازماندگان دولت یونانی باختر با دولت چین روابط سیاسی برقرا نمود. او توانست اتحادی نظامی نیز با چین پدیدآورد و به یاری چینیان در با شکست دادن سکاها بر بخش‌هایی از هندوکش و درهٔ کابل چیره‌گردد؛ ولی به زودی او با تازش کوشانیان رو در رو شد، پس به ناچار در ۳۰ پیش از میلاد باز از چینیان یاری‌خواست، ولی چنگتی امپراتور چین از پشتیبانی او خودداری نمود. بدین‌سان واپسین دولت یونانی در شرق از میان رفت.

در ۹۴ میلادی اشکانیان سفیری به دربار چین فرستادند. آماج این فرستادن سفیر گویا پیش‌گیری از برقراری هرگونه ارتباطی میان چینیان و روم -که دشمن ایران شمرده می‌شد- بود. در این زمان چینیان بر فلات تاریم چیره‌شده و چشم به پیش‌روی به سوی باختر را داشتند.

در ۹۷ میلادی پان جائو سردار چینی با سپاهی به سوی آسیای میانه پیش‌روی نمود. او سفیری را به نام کن یینگ برای شناسایی غرب به سوی ایران فرستاد. کن یینگ به ایران رفت، ولی از آنجا که ایرانیان خواهان برقراری پیوند میان چین و روم نبودند وی را از پیگیری سفرش به سوی غرب بازداشتند، هوده آنکه او تا کرانه‌های خلیج فارس بیشتر پیش‌روی ننمود. اطلاعات او دربارهٔ ایران اشکانی منبعی بسیار ارزنده‌است.

در ۱۰۱ میلادی سفیری دیگر از سوی اشکانیان به دربارهٔ چین رسید. این سفیر با خود پیش‌کش‌هایی چون شیر و شترمرغ و شماری شعبده‌باز برد. این کالاها برای چینیان تا آن زمان نو می‌نمود. در آینده تبادلات بازرگانی میان ایران و چین گسترش یافت؛ ایرانیان انگور، یونجه و انار و چینیان هلو و زردآلو را به یکدیگر شناساندند؛ ولی کالایی که روابط دو طرف را برای درازمدت پیوسته ساخته‌بود ابریشم چین بود.
 
جنگ های پارت و ارمنی

جنگ شاهنشاهی اشکانیان و پادشاهی ارمنستان، جنگی بود که بین سپاهیان شاهنشاهی اشکانی ایران و پادشاهی ارمنستان، منجر به پیروزی پادشاهی ارمنستان شد. تیگران پس از پیروزی درخشانی که به دست آورد، خود را شاهنشاه نامید، لقبی که مختص شاهان ایرانی بود. او این عنوان را تا زمان مرگش نگه داشت و شاهان اشکانی تا آن زمان به لقب «شاه بزرگ» بسنده کردند.
 
جنگ های ایران و روم

جنگ‌های اشکانیان و رومی‌ها زنجیره ای از درگیری‌های بین امپراتوری اشکانی و رومیان (جمهوری روم و سپس امپراتوری روم) بود. این اولین دوره از جنگ‌های ۷۱۹ ساله ایران و روم بود. تهاجم اولیه رومی‌ها در برابر اشکانیان به ویژه در جنگ حرّان دفع شد. در جنگ غیرنظامی آزادی‌خواهان روم در قرن اول پیش از میلاد، اشکانیان از بروتوس و کاسیوس حمایت کرده و سرزمین شام (لوانت) را تصرف کردند. با این حال، نتیجه‌ای که جنگ دوم غیرنظامی روم به بار آورد، احیای قدرت رومیان در غرب آسیا بود
 
لشکرکشی امپراتور کاراکالا به ایران

یک لشکرکشی ناموفق امپراتوری روم به رهبری کاراکالا به ایران اشکانی بود. این جنگ اوج دوره‌ای چهارساله بود که کاراکالا لشکرکشی‌های گسترده طولانی را در اروپای مرکزی و شرقی و خاور نزدیک دنبال کرد، که همچنین اوج بی‌توجهی کاراکالا به امور اداری نیز بود. وی پس از مداخله برای سرنگونی حاکمان در پادشاهی‌های دست‌نشانده همسایه ایران، به بهانه رد پیشنهاد ازدواج دختر نابالغ اردوان پنجم، به ایران حمله کرد. نیروهای وی پیش از عقب‌نشینی به آسیای صغیر، که کاراکالا در آنجا کشته شد، در مناطق شمالی شاهنشاهی اشکانی یک لشکرکشی را انجام دادند. جنگ در سال بعد پس از پیروزی اشکانیان در نبرد نصیبین پایان یافت و با پرداخت مبلغ هنگفتی غرامت جنگی به اشکانیان از طرف روم همراه بود.
 
نبرد هُرمزدگان

نبردی میان اشکانیان و ساسانیان بود روی داد و نتیجه آن پیروزی خاندان ساسانی بود. پیروزی ساسانیان در این نبرد به حدود پنج قرن حکومت اشکانیان بر ایران پایان داد و آغاز رسمی عصر ساسانی در ایران را رقم زد. در رابطه با مکان روی دادن نبرد هرمزدگان دو نظریه وجود دارد که یکی آن را در دشت هرمزدگان در نزدیکی شوشتر و یکی دیگری آن را در نزدیکی گلپایگان می‌دانند.
شکست اردوان پنجم، شاه بزرگ اشکانی، به‌دست اردشیر بابکان در هرمزدگان پایان شاهنشاهی اشکانی و آغاز شاهنشاهی ساسانی در ایران را رقم زد. پس از مدتی مذاکره طرفین چاره‌ای جز آغاز نبرد ندیدند. اردشیر بابکان لشکر خود را به خوزستان آورد و در نقاط راهبردی دشت هرمزدگان مستقر شد. محل استقرار او باعث شد تا کنترل منابع آبی این دشت را در دست بگیرد. اردوان، از سوی دیگر، از پایتخت اشکانیان یعنی شهر تیسفون راهی هرمزدگان شده بود اما تنها توانست در مکان‌های کم‌اهمیت‌تر دشت مستقر شده و منابع آب کمی در دست داشته باشد. منابع ساسانی می‌نویسند که این نبرد در همان روز به پایان رسید
 
جنگ های ایران و روم

جنگ‌های ایران و روم اشاره به مجموعه‌ای از نبردها و کشمکش‌ها میان قدرت‌های جهان رومی-یونانی و جهان ایرانی بود که برای حدود هفت قرن دنیای متمدن روزگاران باستان را تحت تأثیر خود قرار داده بود.
 
نبرد باربالیسوس

بخشی از جنگ‌های ایران و روم بود که در زمان شاپور یکم روی داد. این نبرد بین ساسانیان و رومیان در باربالیسوس (بربالس یا بالس) مکانی در نزدیکی حلب سوریه امروزی درگرفت. شاپور یکم از مداخلات و تهاجمات روم به ارمنستان به عنوان بهانه‌ای استفاده کرد و خصومت با رومیان را از سر گرفت. ساسانیان به یک ارتش رومی در باربالیسوس حمله کردند و در نهایت شکست دادند. شکست این نیروی بزرگ روم در شرق روم راه حمله به مناطق و قلمروی شرقی روم باز کرد و منجر به محاصره و اشغال انطاکیه و دورا اروپوس در سه سال بعد شد. این نبرد تنها از طریق کتیبه شاپور یکم در نقش رستم شناخته شده است.
 
نبرد اِدِسا

بخشی از جنگ‌های ایران و روم بود که بین شاپور یکم، شاهنشاه ساسانی، و والرین، امپراتور روم، در مکانی به نام ادسا در ترکیه امروزی روی داد. پانزده سال پس از آخرین جنگ ایران و روم، رومی‌ها به فرماندهی امپراتور جدید خود، والرین، که سالخورده بود، به جنگ با ساسانیان آمدند، ولی سپاهیان ساسانی آنان را محاصره کرده، والرین و بسیاری از سناتورها و افسران ارشد او کشته شده یا به اسارت درآمدند.
 
جنگ‌های شاپور دوم با اعراب
به سلسله نبرد‌هایی میان شاپور دوم ساسانی و قبایل متحد اعراب به فرماندهی سردار معروف عرب قروة ابن مخلب اشاره دارد که در جریان آن‌ها، سپاه اعراب به‌سختی شکست خورده و قبایل آنان تبعید شدند. برخلاف تصور عمومی، اولین تهاجم بزرگ اعراب به ایران در دوره خلافت راشدین صورت نگرفت؛ بلکه اولین تهاجم بزرگ اعراب به ایران و به فرماندهی قروه بن مخلب صورت گرفت. آن‌ها به شوش حمله کردند و بعد از فتح شهر، هرچه قابل حمل بود را به تاراج بردند و تمامی مردان و زنان جوان شهر را نیز به اسارت برده و شهر را ویران نمودند.

شرح نبرد:
سن ۱۶ سالگی لشکرکشی علیه اعراب را شخصاً رهبری کرد. به گفته طبری، او ۱۰۰۰ سواره‌نظام زبده را برای لشکرکشی انتخاب کرد که ممکن است اشاره‌ای به واحد پشتیگبان بوده باشد.[۲] اولین جنگ‌های وی در جنوب عراق و سپس حواشی خلیج فارس بود. در این نبردها شاپور با وجود داشتن سپاهی بسیار کمتر، تازیان را شکست داد و قبایل بنی بکر و بنی تغلب را که با تشویق رومی‌ها به منطقه فرات آمده بودند، بیرون راند و آنان را راهی بیابان‌های شمال عربستان کرد.

او عمدتاً علیه قبیله ایاد در آسورستان لشکرکشی کرد و پس از آن از خلیج فارس گذشت و به الخط (منطقه‌ای بین بحرین و قطر کنونی) رسید. سپس به بنی تمیم در کوه‌های حجر حمله کرد. شاپور تعداد زیادی از تازیان را کشت و با پرکردن چاه‌هایشان با شن، ذخایر آب‌شان را از بین برد.

او پس از برخورد با اعراب شرق عربستان، به لشکرکشی خود به غرب عربستان و بیابان‌های شام ادامه داد و در آنجا به چندین شهر اعراب غسانی حمله کرد و به‌روایتی حتی تا مدینه هم پیش رفت.

شاپور دوم نه تنها اعراب خلیج فارس را کشتار کرد، بلکه بسیاری از قبایل آنان را به سمت شبه‌جزیره عربستان کوچاند. همچنین برخی از قبایل عرب را با زور تبعید کرد؛ مانند بنی تغلب به بحرین و الخط، عبدالقیس و بنی تمیم به حجر، بنی بکر به کرمان و بنی حنظله به مکانی نزدیک هرمز اردشیر.

شاپور در تنبیه اعراب خشونت زیادی به خرج داد. او پس از چیرگی بر طایر غسانی که حاکم غسانیان در سوریه بود، فرمان داد دو کتفش را شکافتند و سرش را از تن جدا کردند و جسدش را به آتش کشیدند. روایت قتل طایر از زبان فردوسی در شاهنامه آمده است. همچنین وی دستور داد تا سپاهیانش هر تعداد از تازیان را که در آن نواحی دیدند به قتل برسانند.

بنا به روایاتی، شاهپور برای عبرت تازیان، باقی‌ماندگانشان را اسیر کرد و از شانه‌هایشان، طناب عبور داد و سپس، اجساد آنان را بر سر راه کاروان‌ها قرار داد تا همگان ببینند. از آن پس به او «لقب ذوالاکتاف» یا «صاحب کتف‌ها» دادند.

در کتاب مقدس زرتشتیان بندهشن نیز چنین آمده است:

«در دوران شاهی شاهپور، پسر هرمزد، تازیان آمدند و اول خُرِگ‌رودبار را گرفتند و طی سال‌ها اهانت، به تازش روی آوردند، تا شاپور به پادشاهی رسید؛ او تازیان را تارومار کرد، شهرها از ایشان پس گرفت، تازیان بسیاری را نابود کرد و شانه‌هایشان را درآورد...»
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا