دنیا شجری بخشایش
مدیر ادبیات
Thread Owner
پرسنل مدیریت
مدیر
بازرس
ناظر
آموزگار
هنرجو
رمانیکیخوان
رمانیکی
- نام هنری
- آسـانـا
- انتشاریافتهها
- 1
- مدیر
- ادبیات
- شناسه کاربر
- 5878
- تاریخ ثبتنام
- 2023-07-16
- آخرین بازدید
- نوشتهها
- 736
- پسندها
- 1,920
- امتیازها
- 328
- سن
- 19
- محل سکونت
- پشت کوه
- سکه
- 8,112
- نام هنری
- آسـانـا
- انتشاریافتهها
- 1
- لینک انتشاریافتهها
- https://romanik.ir/?s=%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7+%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C+
- مدیر
- ادبیات
عشق کرده است چنانم که بمن گرنگری
تنم ازلاغری ای ترک نیابد بنظر
عشق روزیکه بمن روی نکوی تونمود
برد ازخاطردل روی شکیبائی را
اتحاد عاشق ومعشوق را نازم که شمع
سوخت ازیکشعله هم خود را وهم پروانه را
ازآن میسوزم ومیسازم روشن بود حالم
که یاد ازشمع بگرفتم زبان بی زبانی را
گفتی مرا بعشق که باید زجان گذشت
جانم توئی چگونه توانم ازآن گذشت
تا نوبهارروی توآغازجلوه کرد
گل ازچمن بخواری برگ خزان گذشت
با گندم آسیا نکند آنچه با دلم
دراشتیاق خال توازآسمان گذشت
دل بیاد خم ابروی کسی افتاده است
که زشمشیرغمش کشته بسی افتاده است
لب اگراین است که من دیده ام
زاهد صد ساله شود بت پرست
« آتش اصفهانی »
تنم ازلاغری ای ترک نیابد بنظر
عشق روزیکه بمن روی نکوی تونمود
برد ازخاطردل روی شکیبائی را
اتحاد عاشق ومعشوق را نازم که شمع
سوخت ازیکشعله هم خود را وهم پروانه را
ازآن میسوزم ومیسازم روشن بود حالم
که یاد ازشمع بگرفتم زبان بی زبانی را
گفتی مرا بعشق که باید زجان گذشت
جانم توئی چگونه توانم ازآن گذشت
تا نوبهارروی توآغازجلوه کرد
گل ازچمن بخواری برگ خزان گذشت
با گندم آسیا نکند آنچه با دلم
دراشتیاق خال توازآسمان گذشت
دل بیاد خم ابروی کسی افتاده است
که زشمشیرغمش کشته بسی افتاده است
لب اگراین است که من دیده ام
زاهد صد ساله شود بت پرست
« آتش اصفهانی »