میدونی تو عصر یخبندان کیا زنده موندن؟ فقط خارپشتا! اونا دو راه داشتن؛ یا دور هم جمع شن و از همدیگه گرما بگیرن، یا از هم دور شن تا خارشون تو بدن هم نره. اونا راه اول رو انتخاب کردن …
تو اجتماع همه کارهارو ما مردا میکنیم، همه پولها رو ما مردا میدیم، همه سگدو زدنها مال ماست، هرچی سکته قلبیها وب دبختیها و بیچارگیها و چک برگشت خوردنها و زندانی رفتنها مال ماست. اون وقت جنس لطیف راحت میگه: درطول تاریخ به ما ظلم شده. ما خواهان حقوق برابر هستیم. حقوق برابر میخوای برو فاضلاب پاک کن، برو سوپور شهرداری شو، نصفه شب خیابونها رو جارو بکش. چه طور موقع کار کردن جنس لطیف هستین، ولی صحبت حقوق که میشه حقوق برابر میخوای؟
چیکار دارند میکنند با این شهر. دلم میخواست با لودر میزدم زیرش و همه چیز رو خراب میکردم و از نو دوباره میساختم.
اینها رو همه یه دور خراب کردند و دوباره ساختند تا این شده.
دهه ات گذشته مربی، اگه اون اسلحه دستت نباشه کی به حرفت گوش میده؟ اینه که برات زور داره، یه دهه حرف زدی ساکت بودیم، کری خوندی ساکت بودیم، گرفتی ساکت بودیم، پس دادی ساکت بودیم، حالا اجازه بده ما حرف بزنیم، خانوما آقایون دوست دارین یکی از این کشورها دوباره به ما حمله کنه؟ دوست دارید جنگ بشه؟ ثبات، دهه ما دهه ثباته، امنیت، این کشور کی باید روی امنیت رو ببینه؟ کی باید روی ثبات رو ببینه؟ اون پسرتو کی باید بتونه برای آینده اش برنامه ریزی کنه؟ دهه من هم نیست!
کلاه دوز:تاحالا فکر کردی چرا کلاغ ها شبیه میز تحریرن؟
من ترسیدم آلیس،من از این همه شلوغی توی سرم میترسم،یعنی دیوونه شدم؟
آلیس:آره متاسفانه،کاملا عقلت رو از دست دادی.حالا می خوام یه رازی رو بهت بگم،همه آدم خوب ها دیوونن