اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**
توی رستوران، لیوان رو بر عکس گذاشته بودند روی میزحیف نون می ره می نشینه سر میز، میگه:“این چه لیوانیه که سر نداره؟!”بر عکسش می کنه، می گه:“چه جالب! ته هم نداره!”😂😆😫
 
حیف که ثروت ندارم… وگرنه مشتمو میکوبیدم به دیوار و میگفتم: حاضرم همه ثروتم رو بدم فقط یه لحظه آرامش داشته باشم. لامصب خیلی باکلاسه😂😂😂😂😂😂😎😎😎😎
 
مرد در حال جان دادن بود که به همسرش گفت:باید چیزی را به تو بگویم زن:لازم نیست مرد:اما اگر نگویم نمیتوانم آسوده بمیرم و عذاب وجدان رهایم نخواهد کرد زن:باشه بگو مرد:من زن دوم دارم زن با خونسردی گفت : میدونم همین امروز فهمیدم ... حالا آروم باش تا مرگ موش کارشو بکنه...😳😂😂😂😱
 
مادر:پسرم من میرم بازار یه وقت دست به کبریت نزنیا😈😈 پسر:نگران نباش مامان!من خودم فندک دارم👦😂
 
مهمان:پسر کوچولو کی شام میارین؟ پسر:مامانم به من گفت هر وقت که شما برین
 
عمه:عزیزم مامانت کجاست؟ دختر:اتاق عمه:پس چرا نمیاد؟ دختر:هر وقت تو بری اونم میاد😂
 
👨‍🏫معلم:بچه ها چرا ماهی تو آب زندگی میکنه؟🐟🐠🐡 دانش آموز:چون خیلی تشنشه👦 😂😂
 
یه پیرزن به خودش تو آینه نگاه میکنه👵 و میگه:آینه هم آینه های قدیم🙁 🤦‍♀️😂
 
یه خر داشت بار میاورد یه دفعه زد زیرخنده😂 گفتند:به چی میخندی؟ خر:به این که چقدر خرم 😂😐😐
 
نخودی از این آش به آن آش میپرید ازش پرسیدند:این چه کاریه که میکنی؟😡😡
نخود:آخه من نخود هر آش ام😁😁
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
12
بازدیدها
4K

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا