You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
شعر اشعار ادوارد حق وردیان
- وضعیت
-
موضوع بسته شده است و نمیتوان پاسخ جدیدی فرستاد.
مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
طراح
تدوینگر
کاربر نقرهای
کاربر ثابت
رمانیکی
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- بخشدار
-
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
-
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
تدوین+میکس
- شناسه کاربر
-
3457
- تاریخ ثبتنام
- 2022-11-23
- آخرین بازدید
-
- نوشتهها
- 2,847
- راهحلها
- 89
- پسندها
- 5,195
- امتیازها
- 516
- سن
- 22
- محل سکونت
-
جنگلمتروکهافکار(:
- سکه
-
24,729
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- لینک انتشاریافتهها
- https://romanik.ir/?s=%D8%AC%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF%DB%8C
- بخشدار
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
تدوین+میکس
زمستان را دوست ندارم
وقتی بهار است.
زمستان را دوست ندارم
وقتی تابستان است.
زمستان را دوست ندارم
وقتی پاییز است.
زمستان را دوست ندارم
وقتی زمستان است.
در باغ خشکیده قدم میزنم
و صدای قبرها را میشنوم
مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
طراح
تدوینگر
کاربر نقرهای
کاربر ثابت
رمانیکی
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- بخشدار
-
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
-
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
تدوین+میکس
- شناسه کاربر
-
3457
- تاریخ ثبتنام
- 2022-11-23
- آخرین بازدید
-
- نوشتهها
- 2,847
- راهحلها
- 89
- پسندها
- 5,195
- امتیازها
- 516
- سن
- 22
- محل سکونت
-
جنگلمتروکهافکار(:
- سکه
-
24,729
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- لینک انتشاریافتهها
- https://romanik.ir/?s=%D8%AC%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF%DB%8C
- بخشدار
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
تدوین+میکس
سایه ام نالید
چون قاصدی
در مرز مرگ و ناامیدی ایستادم
و سایه ام
دگرگون و متزلزل
مرا تا غار تنهایی ام با خود کشاند
در درونم چیزی فنا می شد،
رخت بر می بست از وجودم؛
چیزی از من کَنده می شد
و گم می شد تا ابد
نالیدم
در ظلمتی مخوف نالیدم
پرنده ای
استوار بر جمجمه ام ایستاده بود
منقارش را حریصانه در بافت های مغزم فرو می برد
و نخ زرین رؤیاهای آبی ام را
بیرون می کشید
نالیدم
بر بلندی های ناامیدی نالیدم
آن گه
تصویر پرنده سان و دگرگون تو را
بر جمجمه ام دیدم
تو به وجد آمدی،
قهقهه زدی،
منقار سرخ فام و باشکوهت را جنباندی
و نخ زرین رؤیاهای آبی ام را
بر گردنت آویخته،
پرواز کردی
مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
طراح
تدوینگر
کاربر نقرهای
کاربر ثابت
رمانیکی
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- بخشدار
-
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
-
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
تدوین+میکس
- شناسه کاربر
-
3457
- تاریخ ثبتنام
- 2022-11-23
- آخرین بازدید
-
- نوشتهها
- 2,847
- راهحلها
- 89
- پسندها
- 5,195
- امتیازها
- 516
- سن
- 22
- محل سکونت
-
جنگلمتروکهافکار(:
- سکه
-
24,729
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- لینک انتشاریافتهها
- https://romanik.ir/?s=%D8%AC%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF%DB%8C
- بخشدار
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
تدوین+میکس
صدای کرنا
گوشمان را برد.
کسی از میان مُردگان
برنخاست،
اما زندگان
ساکت و سر به زیر،
بدون کرنا،
زیر لحافهای خاکی
به خوابیدن ادامه میدهند
- وضعیت
-
موضوع بسته شده است و نمیتوان پاسخ جدیدی فرستاد.