اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

شعر اشعار ادوارد حق وردیان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

CANDYکاربر CANDY تأیید شده می‌باشد.

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
طراح
تدوینگر
کاربر نقره‌ای
کاربر ثابت
رمانیکی
نام هنری
Minok
انتشاریافته‌ها
4
بخشدار
- امور فرهنگی
مدیر کتابدونی
- طراحی - نگارگری
مدیر
تدوین+میکس
شناسه کاربر
3457
تاریخ ثبت‌نام
2022-11-23
آخرین بازدید
نوشته‌ها
2,847
راه‌حل‌ها
89
پسندها
5,195
امتیازها
516
سن
22
محل سکونت
جنگل‌متروکه‌افکار(:
سکه
24,729
نام هنری
Minok
انتشاریافته‌ها
4
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/?s=%D8%AC%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF%DB%8C
بخشدار
  1. امور فرهنگی
مدیر کتابدونی
  1. طراحی
  2. نگارگری
مدیر
تدوین+میکس
زمستان را دوست ندارم

وقتی بهار است.

زمستان را دوست ندارم

وقتی تابستان است.

زمستان را دوست ندارم

وقتی پاییز است.

زمستان را دوست ندارم

وقتی زمستان است.

در باغ خشکیده قدم می‌زنم

و صدای قبرها را می‌شنوم
 
سایه ام نالید

چون قاصدی

در مرز مرگ و ناامیدی ایستادم

و سایه ام

دگرگون و متزلزل

مرا تا غار تنهایی ام با خود کشاند

در درونم چیزی فنا می شد،

رخت بر می بست از وجودم؛

چیزی از من کَنده می شد

و گم می شد تا ابد

نالیدم

در ظلمتی مخوف نالیدم

پرنده ای

استوار بر جمجمه ام ایستاده بود

منقارش را حریصانه در بافت های مغزم فرو می برد

و نخ زرین رؤیاهای آبی ام را

بیرون می کشید

نالیدم

بر بلندی های ناامیدی نالیدم

آن گه

تصویر پرنده سان و دگرگون تو را

بر جمجمه ام دیدم

تو به وجد آمدی،

قهقهه زدی،

منقار سرخ فام و باشکوهت را جنباندی

و نخ زرین رؤیاهای آبی ام را

بر گردنت آویخته،

پرواز کردی
 
صدای کرنا

گوش‌مان را برد.

کسی از میان مُردگان

برنخاست،

اما زندگان

ساکت و سر به زیر،

بدون کرنا،

زیر لحاف‌های خاکی

به خوابیدن ادامه می‌دهند
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Leilii
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا