اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

شعر دو بیتی های عاشقانه

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم
 
موی افشان میکنی رفع خطر کردم عزیز

عقل حیران میکنی رفع خطر کردم عزیز

کشته ها را دیده ام ، زین پس فراری ام ز تو

وَان یکادی خوانده ام رفع خطر کردم عزیز

فراز خراسانی
 
در دفتر شعر من صدا پنهان است

یک رود پر از ستاره در جریان است

من در سر خود ابر زیادی دارم

جیب کلمات من پر از باران است​
 
اندر دل من بدین عیانی که تویی

وز دیده من بدین نهانی که تویی

وصاف ترا وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی​
 
در مذهب عاشقان قرار دگر است

وین باده ناب را خمار دگر است

هر علم که در مدرسه حاصل گردد

کار دگر است و عشق کار دگر است​
 
دو چشم آهوانش شیر گیر است

کز او بر من روان باران تیر است

به گیسویش از آن می پیچد این جان

که دل زنجیر زلفش را اسیر است​
 
ای جمله بی کسان عالم را کس

یک جو کرمت تمام عالم را بس

من بی کسم و تو بی کسان را یاری

یارب تو به فریاد من بی کس رس​
 
تو کــــه دور از منـــــی دل در برم نی

هوایـــــی غیـــــر وصلت در سرم نی

به جــــانت دلبــــرا کـــــز هر دو عالم

تمنـــــای دگــــــر جــــز دلبــــــرم نی​
 
در بستر بی رحمی و خون زاده شدم

از اول عمر با جنون زاده شدم

خاکستریم .دست خودم نیست عزیز

ققنوسم از آتش درون زاده شدم​
 
سیه چشمی، به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد!

مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او، عالمی را بردم از یاد!
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا