اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام یه رمانی بود که دختره تنها زندگی می کرد بعد فکر کنم تو کوچه بهش *** میشه اسم دختره هم به نظرم باران بود بعد دختره حامله میشه بچه چند ساله که میشه پسری که به دختره *** کرده بچه رو ازش میگیره میبره عمارت و میگه اگه میخوای بچه رو باید بیای با ما زندگی کنی دختره اول قبول نمی کنه ولی بعدش مجبور میشه اونجا زندگی کنه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام، من دنبال یک رمانم که دختری به اسم گندم بیماری قلبی داشت و خواهرش با نامزدگندم شب عروسیش فرار میکنه و شوهر خواهر برای انتقام گندم رو عقد میکنه و از اون تاوان میگیره، اسم رمان رو میدونید؟
 
سلام یه رمانی بود که اسم دختره مستانه بود اسم پسره آرش
پسره پولدار بود دختر و خانوادش نه
خونه بغلی پسره رو اجاره کرده بودن دختره خیلی خوشگل ولی بچه مثبت بود
پسره خیلی اذیتش میکنه بعد عاشقش میشه
اسمشو نمیدونم
لطفا هر کی میدونه بگهههه
مستانه عشق
 
یه رمان خوندم چندین سال پیش دختره بعد از 8 سال میاد ایران ولی همش با پسر عموش بحث دارن راجب گذشته که دختره آبروس پسره رو برده
لحظه های دلواپسی؟؟
 
یه رمان خوندم دختره پدر و مادرش میمیرن و با برادراش از خارج به ایران میان... دختره عاشق داییش میشه که اسمشم پوریاست. وقتی فهمید داییشه مجبور شدن یاهم کات کنن و یا پسرعموش ازداوج کرد(اجباری)... اسمشو یادم نیست...
 
سلام دنبال یه رمان میگردم دختره عاشق یه پسری میشه که از خارج اومده و فامیل شوهر خواهرشه ولی پسره بعد یه مدت مجبوره برگرده ولی دختره نمیاد تو راه فرودگاه تصادف میکنه وقتی به پسره میگن سکته میکنه بعد برمیگرده ایران و دختره تو کماس اخرش ازدواج میکنن تو ایران میمونن میدونه کسی اسمشو؟
 
سلام
یه رمان بود که دختره از بچگی عاشق پسری میشه ولی اون پسر و خانوادش به دلیل نامعلوم میرن خارج (فکر کنم کانادا بود)
و دختره با یکی نامزد میکنه ولی چون هنوز اون پسره رو فراموش نکرده نامزدی رو بهم میزنه
بعد چند سال اون پسر و خانوادش به ایران برمیگردن و میان خاستگاری دختره _ موقع خاستگاری وقتی باهم میرن تو اتاق حرف بزنن پسره به دختره میگه جواب منفی بده ولی دختره این کار رو نمیکنه و پسره هم از لج دختره پیش پدره دختره میگه که ما تصمیم گرفتیم یه مدت صیغه باشیم تا باهم بیشتر آشنا بشیم
حتی پسره دختره رو میبره دکتر زنان تا از بکارتش مطمئن بشه و..
 
سلام دنبال یک رمانی میگردم که اسم دختره فکر کنم سیما بود و یک دوست صمیمی در دانشگاه داشت به اسم فاطمه و فکر کنم چادری بود
سیما عاشق یک پسره که همکلاسیشون بود شده بود و یک روز پسره میخواست با سیما حرف بزنه و سیما فکر کرد که میخواد عشقش رو اعتراف کنه اما پسره از فاطمه خوشش اومده بود و بعد با اون ازدواج کرد، سیما تمام خاطراتش رو در دفترچش مینویسه، فاطمه سرطان می‌گرفت و بعد دفترچه خاطرات سیما رو میخونه و وصیت میکنه بعد مرگش سیما با شوهرش(همون پسره که همکلاسیشون بود) ازدواج کنه
اسم رمان رو یادم رفته و ممکنه اسامی هم اشتباه گفته باشم، ولی کسی میتونه کمکم کنه پیداش کنم؟
 
دنبال یه رمان میگردم درباره یه دختری بود که یه برادر ناتنی داشت درست یادم نیست خیلی وقت پیش خوندم بعد برادرش تو خارج زندگی می‌کرد بعد تو بچگی این دختر و صیغه ی پسره میکنن که محرم باشن پسره هم وقتی میفهمه بادختره صیغه است از ایران میره دختره هم نمیدونه
کسی واقعا نمیدونه خیلی وقته دنبالشم
 
یک رمان با داستان جنایی. که دختر دانش آموزتوی مدرسه به کمک پلیس به دنبال باندی میگرده
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 17, کاربران: 0, مهمان‌ها: 17)

عقب
بالا