اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام یک رمان بود که دختره عاشق استادش میشه باهم ازدواج میکنن ولی بهش خیانت میکنه ازش طلاق میگیره میاد خونه خودش چند سال بعد عاشق دوست پسر عموش میشه باهم عروسی میکنن
 
چندسال پیش رمانی خوندم که دختره نامزد پسری به اسم کامیار بود فکر کنم و پسره یه شب اوردوز میکنه و میمیره و دختره مجبوری با برادر پسره ازدواج میکنه اگه اشتباه نکنم اسم پسره کسری بود
 
سلام
یه رمانی بود که دختره یجورایی توسط پسرعموش بزرگ شده بود و حالا عاشق پسر عموش بود. با خانواده عموش زندگی میکرد و مادرش هم تصادف کرده بود و فوت شده بود. ولی پسره در عین اینکه عاشقش بود یه حس پدری نسبت بهش داشت. زن عموش هم مخالف رابطه اینا بود. پدر دختر هم یه بیماری داشت که وسط داستان مرد. دختره هم یه مدت به خاطر دوری رفت با خاله اش کانادا. اخر داستان فهمیدن پسره یه بیماری داره ولی در نهایت به هم رسیدن. تقریبا داستانش مثل طلوع از مغرب بود ولی بسبت ها متفاوت.
خیلی دنبال اسمش هستم اگه میشه کمککک
زهر تاوان
 
سلام یه رمانی بود که حتی چاپ شده بود درباره ی یه دختر که یه بچه کوچک داشت تو شیراز زندگی میکردن اگه اشتباه نکنم به اصرار خانواده شوهر انگار کرمان سفر میکنه برای یه مراسمی )خانواده شوهرش اونجا زندگی میکردن( بعد داخل سفر یکی توی ساکش مواد مخدر میزاره و درگیر میشه و با یه سرگرد اشنا میشه و هرچقدر التماسش میکنه که بهش کمک کنه ، کمکش نمیکنه و میره زندان
بعد چند وقت دختره افسردگی میگیره مامانش میمیره و شوهرش طلاقش میده
بعد به تشخیص دکتر ازاد میشه وقتی میخواستن بفرستنش شهر با همون سرگرد میفرستنش
بعد سرگرد اعضای یه باند بزرگ رو گرفته بود که اوناهم منتظر تلافی بودن
بعد دختره و سرگرده رو گروگان میگیرن
اونا فرار میکنن میرن افغانستان
وکلی اتفاق میوفته
اسم سرگرد هم فرازمند بود فکر کنم
کسی اسم این رمان رو میدونه ؟
درچشمهایم طلوع کن
 
سلام من دنبال ی رمانم راجب یه دختری به اسم آنیا که دو رگه بوده و تو ایران میره یه مدرسه مختلط و با ی پسره به اسم کارن اونجا کلکل دارن و بعد از مدتی مدرسه بسته میشه و دبیرستاناشون از هم جدا میشه ولی باز همو میبینن و پسره از ایران میره تا اینکه دوباره تو دانشگاه همو میبینن
 
سلام
ی رمان انلاین بود پسره بجای خواهر دقلوش به سرزمین دیگه میره که خواهرش قراره با ولیهد اون سرزمین ازدواج کنه اما ولیهده عاشق پسره میشه تا اینکه خواهره روز عروسی میاد به سرزمین ولیهد و برادره میره دریا و دزد دریایی میشه اسم کشتیش هم رز سیاه بود
 
سلام من دنبال یک رمانی هستم که دختر مدلینگ در تصادف با یک پسر صورتش میسوزه و با پسره ازدواج میکنه
پسره از یک خانواده مذهبی است و یک زن صیغه ای دارد
 
سلام یه رمان خوندم قبلا اسم دختره ساحل به خاطر دعوا با خواهر بزرگ‌ترش خونوادش میفرستنش شمال پیش عمه باش که تو یکی از روستاها زندگی میکرد اونجا با پسری به اسم محمد که خونوادش رو از دست داده و تو جنگل داخل یه خونه درختی زندگی می کنه آشنا میشه بعدش عاشق هم میشن و با هم ازدواج میکنن
تابستان لاکچری
 
سلام دنبال ی رمان میگردم ی دختری ب اسم طلوع پدر مادرشو از دست داده و تو ی خونه بعنوان خدمتکار کار می‌کنه عاشق پسر خانواده میشه عشقشون دو طرفس‌‌ اما پسره خوردش می‌کنه دختره نیاز ب قلب داره پسره خودشو می‌کشه تا قلبشو بدن ب دختره و در نهایت هر دو میمیرن
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 2, کاربران: 0, مهمان‌ها: 2)

عقب
بالا