نویسندهی عزیزی که قصد تایپ رمانت رو داری، کافیه که روی فرستادن موضوع کلیک کنی و اسم اثر، نویسنده و خلاصه رمانت رو به همراه ژانرش بنویسی و منتظر تایید توسط مدیر مربوطه باشی. لازم به ارسال مجدد تاپیک اثرت نیست.
سلام ی رمان بود ک ژنه شوهرش رو از دست داده و تو تلگرام با پسری آشنا میشه و صیغش میشه و ی دونه دختر هم داره که پسره از دختره خوشش میاد تروخدا بگین اسمشو
سلام یه رمان که توش دختره میره پرستار سه تا بچه میشه که اسم یکی از اون بچه ها ارتا با مادربزگشون زندگی میکنن مادرشونم ولشون کرده رفته پدر بچه ها میاد عاشق دختره میشه و دختره هم عاشق رنگه همیشه لباس جورواجور رنگا رنگ میپوشه
سلام من دنبال یه رمان میگردم که اسمش اصلااا یادم نیست دختره اسمش فک کنم باران بود بهش میگفتن تو خواهرت و کشتی باعث مرگش شدی ولی دختره فراموشی گرفته چیزی یادش نمیاد و انکار میکنه و خواهرش هم زنده بود
سلام من دنبال یک رمان تخیلی میگردم که سرزمینشان تصمیم میگیره پرنسس بزرگ باید با پادشاه کشور دیگه ازدواج کنه اما اون ها بعد میفهمم که با.کره نبوده و پرنسس کوچیکه رو جای پرنسس بزرگ میزان و.. تا ایکاش یادمه لطفا هر کس میدون بگه لطفاً کلی دنبالش گشتم
سلام یه رمانی بود ک اسم پسره مسیحاس و اسم دختره ام ماهور دختره خانواده آش خیلی مذهبیه و به غیر از مادرش کسی نمیدونه تو یه شرکت کار میکنه مسیحا ام رعیس شرکتی هس که ماهور توش کار میکنه مسیحا عاشق ماهور میشه ولی ماهور به خاطر رابطه هایی ک مسیحا با دخترا داشته ازش متنفرع و وقتی مسیحا ب ماهور پیشنهاد دوستی میده ماهور رد میکنه مسیحا هم دیوونه میشه و.. من این رمانو روبیکا خونده بودم اسمشو نمیدونم توروخدا اگ میدونین بگین دانلود کنم پی دی افشو
سلام یه رمانی بود پسره اشتباها دوست خواهرشو برای انتقام *** قرار میده بعدش متوجه میشه که ۲تا از دوستای خواهرش یه اسم مشترک داشتن خودش هم متاهل بوده ناچارا دختره رو عقد میکنه اما بعدش عاشقش میشه و همسرخودشو که خیلی بهانه گیر بود طلاق میده.دختره هم میره یه شهر دور که زندگی پسره خراب نشه تما پیره میره دنبالش...
سلام یه رمانی بود تو روبیکا خونده بودم اسم دختره ماهور بود و اسم پسره مسیحا این دختره تو شرکت مسیح طراحی میکرده و پسره عاشق دختره شده بود ولی چون مسیح دختر باز بود و با دخترای زیادی رابطه داشت ماهور ازش متنفر بود یه روز مسیح ب ماهور پیشنهاد دوستی میده ولی ماهور درخواستشو رد میکنه و از شرکتشم استعفا میده مسیحم دیوونه میشه و … توروخدا اگ اسم رمان و میدونین بگین
سلام من دنبال یه رمان میگردم
یه دختری بود خارج از کشور زندگی میکرد بعد با پدرخوامده اش زندگی میکنه عاشق اون میشه برمیگردن ایران پیش خوانده ی مادری یا پدری دختره
سلام
دارم خل میشم انقد فکر کردم
یه رمان بود ۵ سال پیش خوندم،یه دختره ک اسمش بنفشه بود،داداشش میره با دختری یواشکی ازدواج میکنه بعد فرار میکنن،دختره یه داداش داشت که با ازدواج این دوتا مخالف بود،بعد داداش این عروس خانوم میاد این بنفشه هه رو بهش ابمیوه میده بیهوشش میکنه میبره شمال * میکنه بهش،بعدا عقدش میکنه میاره خونشون
اخرسرم باردار میشه پسره نمیدنسته میزنه اش بچه اش سقط میشه.
فک کنم تو اسم رمان کلمه ه*و*س هم بود،ممنون میشم راهنمایی کنید
سلام من دنبال اسم این رمان میگردم
یه رمان مذهبیه که دختر دایی و پسر عمه هستن باهم عقدن ولی پسره چون تعمیر کاره و فکر میکنه دختره بعد از مدتی بخاطر بی پولیش ولش میکنه به زنش محل نمیزاره فکر میکنم اسم پسره امیر علی بود