
نقطه .

در پایان همهی جملهها به جز جملههای پرسشی و تعجّبی: هوا ابری است.

مثال:

شاید درک این مسئله دشوار باشد. او هیچ گاه به آن شهر باز نگشت.

پس از حرف یا حروفی که به صورت نشانهی اختصار به کار رفته باشد:

مثال

شیخ ما (قه) به نیشابور مجلس میگفت.

ویرگول ،

میان جملههای مستقل که در مجموع جملهی کامل میسازند:

مثال

او با تلاش زیادی که کرد، به مقصود رسید.

پس از منادا: خدایا، مرا عفو کن.

هر جا واژه یا عبارتی به عنوان بدل در ضمن جمله یا عبارتی دیگر آورده شود:

مثال
اخوان ثالث، شاعر معاصر، سرایندهی شعر معروف «خوان هشتم» است.

بین واژههای همپایه به جای «و» میآید:

مثال

فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ از بزرگان شعر فارسی هستند.

بین دو واژه که ممکن است خواننده آنها را با کسرهی اضافه بخواند:

مثال

مادر، حسن را به سوی خود خواند.

به جای مکث کوتاه در جمله:

مثال

اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بیقدر بودی.

دو نقطه :

قبل از نقل قول:

مثال

صاحبنظران آموزشی میگویند: «شرط درست نوشتن، درست فهمیدن است.»

هنگام برشمردن اجزای یک چیز:

مثال

اساس نگارش خوب، دانستن و رعایت چند نکته است: چشم باز، گوش شنوا، دقت و ...

مقابل واژههایی که میخواهیم آنها را معنی کنیم:

مثال

حلیت: پیرایه

علامت سؤال ? ؟

در پایان جملههای پرسشی:

مثال

آیا تاکنون فکر کردهاید که هزاران مادّهی نگارشی پیش روی شماست؟

برای نشان دادن مفهوم تردید:

مثال

وفات حافظ در سال ۷۲۱ (؟) اتَفاق افتاد.

برای نشان دادن مفهوم استهزا:

مثال

او نابغه (؟) است.

علامت تعجب !

در پایان جملههای تعجّبی، تأکیدی، عاطفی:

مثال

عجب روزگاری است!

پس از اصوات:

مثال

هان! ای دل عبرت بین.

گیومه « »

سخنی که به طور مستقیم از جایی یا کسی نقل میشود:

مثال

پیامبر فرمودند: «طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است.» به قول سعدی: «بنیاد ظلم در جهان اندک بود، هر کس چیزی بدان مزید کرد، تا بدین غایت رسید.»

اسامی و عناوین و اصطلاحات علمی یا فنّی (فقط بار اوّل):

مثال

«فضاسازی» در آغاز، میانه یا پایان نوشته نقش مهمّی ایفا میکند.

نقطه ویرگول ؛

برای جدا کردن جملههایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر میرسند ولی در یک عبارت طولانی، با یکدیگر بستگی معنایی دارند:

مثال

برای نگارش گزارش خوب باید فکر کرد؛ منابع را جمعآوری کرد؛ فهرستها را تنظیم کرد و ...

در بیان توضیح و مثال پیش از واژههای مثلاً، فرضاً؛ یعنی و ...

مثال

صور خیال؛ یعنی کاربرد عناصر و آرایههای خیالانگیزمثل استعاره، تشبیه و ...