CANDY
مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
طراح
تدوینگر
کاربر نقرهای
کاربر ثابت
رمانیکی
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- بخشدار
- - امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- - طراحی - نگارگری
- مدیر
- تدوین+میکس
- شناسه کاربر
- 3457
- تاریخ ثبتنام
- 2022-11-23
- آخرین بازدید
- نوشتهها
- 2,847
- راهحلها
- 89
- پسندها
- 5,198
- امتیازها
- 516
- سن
- 22
- محل سکونت
- جنگلمتروکهافکار(:
- سکه
- 24,799
- نام هنری
- Minok
- انتشاریافتهها
- 4
- لینک انتشاریافتهها
- https://romanik.ir/?s=%D8%AC%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF%DB%8C
- بخشدار
- امور فرهنگی
- مدیر کتابدونی
- طراحی
- نگارگری
- مدیر
- تدوین+میکس
چند وقت که برات اهمیت نداره گریه های من
خلوت شبات دیگه شده غریبه با صدای من
زندگی تو از آرزو و حال و روز من جداست
حالا که تو شدی یه آدم غریب و سرد و بی هواس
من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموش
معشوق عاشقش رو می فروشه به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمی دونی درد هات رو تو تنهایی به کی بگی
خسته از عروسک ها تو لباس آدم ها
تنها و بی صدا قم میشم تو جاده ها
میرم بی خداحافظی
بی امید بی هوا میرم از هوای تو جدا
دونبال ستاره ها به سمت نا کجا
میرم بی خداحافظی
اون که عاشق تو بود از ته دلش منم
اما این روزا بودن و نبودنم فرقی نداره.واسه تو
رنگ شب شدی یادت رفته نور
هر چراغ روشنی حتی از راه دور
پرت می کنه هواست رو
من از شهر میرم شهری که گذشته ها و پوشونده
همه خاطرات خوبمون اونجا بوده
تو تموم کوچه ها
من از این شهر میرم
تو بمون و آدم های بی سایه عاشقانه های بی پایه
تو فکر موندنم نباش
من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموش
معشوق عاشقش رو می فروشه به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمی دونی درد هات رو تو تنهایی به کی بگی
خلوت شبات دیگه شده غریبه با صدای من
زندگی تو از آرزو و حال و روز من جداست
حالا که تو شدی یه آدم غریب و سرد و بی هواس
من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموش
معشوق عاشقش رو می فروشه به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمی دونی درد هات رو تو تنهایی به کی بگی
خسته از عروسک ها تو لباس آدم ها
تنها و بی صدا قم میشم تو جاده ها
میرم بی خداحافظی
بی امید بی هوا میرم از هوای تو جدا
دونبال ستاره ها به سمت نا کجا
میرم بی خداحافظی
اون که عاشق تو بود از ته دلش منم
اما این روزا بودن و نبودنم فرقی نداره.واسه تو
رنگ شب شدی یادت رفته نور
هر چراغ روشنی حتی از راه دور
پرت می کنه هواست رو
من از شهر میرم شهری که گذشته ها و پوشونده
همه خاطرات خوبمون اونجا بوده
تو تموم کوچه ها
من از این شهر میرم
تو بمون و آدم های بی سایه عاشقانه های بی پایه
تو فکر موندنم نباش
من از این شهر میرم شهری که ستاره هاش خاموش
معشوق عاشقش رو می فروشه به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم شهری که به ظاهر آشنا زیاده
اما تو نمی دونی درد هات رو تو تنهایی به کی بگی