نام رمان : مرغ آمین
نویسنده : آفرین
ژانر : اجتماعی، عاشقانه
خلاصه : چند روزی به گذشته مانده بود که همدیگر را دیدیم و چند ساعتی از آینده گذشت که فهمیدیم زندگی ، گذر ما میان رویا ها و کابوس هاست . چارلی چاپلین می گوید خوشبختی فاصله بین این بدبختی تا بدبختی دیگر است ... کاش اشک هایمان همیشه از کنار لبخندی بگذرد و روی شانه های دیگری بچکد .
مقدمه : می گویند هر کس چیزی را از انتهای دالان های قلبش بخواهد و آن لحظه مرغ آمین از کنارش بگذرد ، به چیزی که می خواهد می رسد . نمی دانم ، شاید من کوچه پس کوچه های دلم را نمی شناختم . شاید مرغ آمین دستبندم نپرید و از کنارم نگذشت . هر چه پیش آمد ، انگار نیمه خوش آمد و نیمه دیگرش ناخوشایند بود ... تو چه می گویی ؟
نویسنده : آفرین
ژانر : اجتماعی، عاشقانه
خلاصه : چند روزی به گذشته مانده بود که همدیگر را دیدیم و چند ساعتی از آینده گذشت که فهمیدیم زندگی ، گذر ما میان رویا ها و کابوس هاست . چارلی چاپلین می گوید خوشبختی فاصله بین این بدبختی تا بدبختی دیگر است ... کاش اشک هایمان همیشه از کنار لبخندی بگذرد و روی شانه های دیگری بچکد .
مقدمه : می گویند هر کس چیزی را از انتهای دالان های قلبش بخواهد و آن لحظه مرغ آمین از کنارش بگذرد ، به چیزی که می خواهد می رسد . نمی دانم ، شاید من کوچه پس کوچه های دلم را نمی شناختم . شاید مرغ آمین دستبندم نپرید و از کنارم نگذشت . هر چه پیش آمد ، انگار نیمه خوش آمد و نیمه دیگرش ناخوشایند بود ... تو چه می گویی ؟
آخرین ویرایش توسط مدیر: