اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام جام خون | مرضیه کاویانی پویا

رده سنی
  1. جوانان
  2. بزرگسالان
ژانر اثر
  1. عاشقانه
  2. تخیلی
  3. فانتزی
«به‌ نام ایزد»
نام رمان: جام خون
نویسنده: مرضیه کاویانی پویا
ژانر: عاشقانه، تخیلی


مقدمه
«سیاهی را باید با سیاهی پاک کرد.خون را باید با خون شست. برای رسیدن به نور باید میان تاریکی غوطه ور شد‌.
در سایه های سیاه با نور هم پیمان نشو؛ در تاریکی قدم بردار.»


خلاصه

«او دنبال عدالت نبود. او می خواست عدالت را اجرا کند؛ حتی اگر بهایش سر کشیدن جامی پر از خون باشد.»
 
آخرین ویرایش:
پارت هشتم.

«نور دلیلی داره! اصلاً چرا باید به این خرافات ایمان داشته باشی! وقتی تنها راه نجات سوریاژ، کشتن اون اشراف‌زاده‌ها و متحد کردن مردمه.»

«مردم! تو بهشون باور داری، شروین؟

ببین، اونا فقط عروسک خیمه‌شب‌بازی هستن. فکر کردی متحد کردنشون راحته، وقتی نخ ذهنشون دست اوناست؟»

به نفس‌نفس افتادم. حس می‌کردم وسط سینه‌ام در حال آتش گرفتنه. دستم رو سمت مروارید بردم، بلند شدم. حرف زدن‌هام بی‌فایده بود؛ نمی‌شد باهاشون حرف زد.

اونا می‌خواستن بدون ریختن خون یک نفر، جون هزاران نفر رو نجات بدن. این شدنی نبود!

قدم‌هام به سمت بیرون کشیده شد. صدای ترق تورق بلند شد. بی‌توجه به صدا زدن‌های شروین، از اتاق بیرون زدم.

هوا روشن شده بود. نور خورشید کم‌سو به داخل می‌تابید و درست روی پله‌های راهرو. نگاهم سمت پوتینم رفت. لکه خون روی چرم مشکی خودنمایی می‌کرد. دستم سمت نرده چوبی رفت. آهسته پله‌ها رو بالا رفتم. هر قدم، پشت پا زدن به احساسی بود که داشتم.


***

نسیم باد با شب هم‌آمیخته شده بود. نگاهم به کوچه تاریک افتاد. سرد بود. صدای واق‌واق سگ فضا رو برداشته بود. صدای شیهه اسب شنیدم. سمت تاریکی خزیدم. نگاهم رو جابه‌جا کردم و دیدمش؛ خودش بود.

لب‌هام بالا رفت. دستم روی تفنگ نشست. یخ بود، اما دست‌هام داغ بود. تفنگ رو بالا آوردم و روی سرش نشونه گرفتم. می‌خواستم شلیک کنم، اما صدای قدم‌هایی که به من نزدیک می‌شد، باعث شد تفنگ رو داخل جیبم فرو ببرم. به عقب برگشتم. نگاهم به جسم کوچیکی که به من نزدیک می‌شد افتاد.
 
آخرین ویرایش:

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 16)

عقب
بالا