اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

شعر اشعار یحیی دولت آبادی

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

دنیا شجری بخشایش

مدیر ادبیات
Thread Owner
پرسنل مدیریت
مدیر
بازرس
ناظر
آموزگار
هنرجو
رمانیکی‌خوان
رمانیکی
نام هنری
آسـانـا
انتشاریافته‌ها
1
مدیر
ادبیات
شناسه کاربر
5878
تاریخ ثبت‌نام
2023-07-16
آخرین بازدید
نوشته‌ها
736
پسندها
1,920
امتیازها
328
سن
19
محل سکونت
پشت کوه
سکه
8,112
نام هنری
آسـانـا
انتشاریافته‌ها
1
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/?s=%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7+%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C+
مدیر
ادبیات

مادری پیر و پریشان احوال

عمر او بود فزون از پنجاه

زن بی شوهر و از حاصل عمر

یک پسر داشت شرور و خودخواه

روز و شب در پی اوباشی خویش

بی خبر از شرف و عزت و جاه

دیده بود او ببر مادر پیر

یک گره بسته ی زر، گاه بگاه

شبی آمد که ستاند آن زر

بکند صرف عمل های تباه

مادر از دادن زر کرد ابا

گفت: رو ، رو که گناهست ، گناه

این ذخیره ست مرا ای فرزند

بهر دامادی ات انشاء الله

حمله آورد پسر تا گیرد

آن گره بسته ی زر خواه مخواه

مادر از جور پسر شیون کرد

بود از چاره چو دستش کوتاه

پسر افشرد گلوی مادر

سخت چندانکه رخش گشت سیاه

نیمه جان پیکر مادر بگرفت

بر سر دوش و بیفتاد براه

برد در چاه عمیقی افکند

کز جنایت نشود کس آگاه

شد سرازیر پس از واقعه او

تا کند در ته آن چاه ، نگاه

از ته چاه ، بگوشش آمد

ناله ی زار و حزینی ناگاه

آخرین گفته ی مادر این بود

آه ، فرزند ! نیفتی در چاه
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا