اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

شعر اشعار سنایی غزنوی

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

دنیا شجری بخشایش

مدیر ادبیات
Thread Owner
پرسنل مدیریت
مدیر
بازرس
ناظر
آموزگار
هنرجو
رمانیکی‌خوان
رمانیکی
نام هنری
آسـانـا
انتشاریافته‌ها
1
مدیر
ادبیات
شناسه کاربر
5878
تاریخ ثبت‌نام
2023-07-16
آخرین بازدید
نوشته‌ها
736
پسندها
1,920
امتیازها
328
سن
19
محل سکونت
پشت کوه
سکه
8,142
نام هنری
آسـانـا
انتشاریافته‌ها
1
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/?s=%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7+%D8%B4%D8%AC%D8%B1%DB%8C+
مدیر
ادبیات
بنآم حق

تاریخ تولد به شمسی: ۴۹۵
تاریخ درگذشت به شمسی: ۵۲۹


ای خدایی که به جز تو ملک‌العرش ندانم
بجز از نام تو نامی نه برآید به زبانم

بجز از دین و صنعت نبود عادت چشمم
بجز از گفتن حمدت نبود ورد زبانم

عارفا فخر به من کن که خداوند جهانم
مَلِک عالَمم و عالِم اسرار نهانم

غیب من دانم و پس غیب نداند به جز از من
منم آن عالم اسرار که هر غیب بدانم

شنوای سخنان همه خلقم به حقیقت
شنوایان جهان را سخنان می‌شنوانم

حی و قیومم و آن دم که کس از خلق نماند
من یکی معتمد و واحد و قیوم بمانم

نه به خشکی نه به بحرم نه کنار و نه میانه
نه بخندم نه بگریم نه چنین و نه چنانم

نه ز نورم نه ز ظلمت نه ز جوهر نه ز عنصر
نه ز تحتم نه ز فوقم ملک کان و مکانم

هرچه در خاطرات آید که من آنم نه من آنم
هرچه در فهم تو گنجد که چنینم نه چنانم

هرچه در فهم تو گنجد همه مخلوق بود آن
به حقیقت تو بدان بنده که من خالق آنم

هر شب و روز به لطف و کرم وجود و جلالم
سیصد و شصت نظر سوی دلت می‌کند آنم

گر از آن خسته دلت یک نظر فیض بگیرم
زود باشد که شوی کشته تیغ خذلانم

من فرستاده توراتم و انجیل و زبورم
من فرستاده فرقانم و ماه رمضانم

صفت خویش بگفتم که منم خالق بی‌چون
نه کس از من نه من از کس نه ازینم نه از آنم

کفر صد ساله ببخشم به یک اقرار زبانی
جرم صد ساله به یک عذر گنه در گذرانم

بعد مردن برمت زیر لحد با دل پر خون
خوش بخوابانم و راحت به روانت برسانم

آن دم از خاک برانگیزم در روز قیامت
در چنان انجمنی پرده ز رازت ندرانم

بگذرانم ز صراط و برهانم ز عذابت
در بهشت آرم و بر خوان نعیمت بنشانم

شربت شوق دهم تا تو شوی م×س×ت تجلی
پرده بردارم و آن گه به خودت می‌نگرانم

ذره ذره حسنات از تو ز لطفم بپذیرم
کوه کوه از تو معاصی به کرم در گذرانم

هر عطایی که بکردم به تو ای بنده من من
خوش نشین بنده که من داده خود را نستانم
 
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا