اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

آموزش آموزش نقد عناصر داستانی

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
طرح 3 (PLOT)

مبحث طرح يكي از مباحث پيچيده و اساسي در داستان است. اما اين‌جا به‌طور گذرا مي‌گوييم منظور از طرح، نقشه،‌نظم، الگو و شمائي از حوادث است. به بيان بهتر، حوادث و شخصيت‌ها طوري در داستان شكل مي‌يابند كه كنجكاوي و تعليق خواننده را به دنبال مي‌آورند. خواننده حوادث داستان را پي مي‌گيرد و مي‌خواهد علت وقوع آنها را بداند. شايد لازم باشد بگويم كه طبق تعريف اي.ام.فورستر بين داستان و طرح، فرق است. داستان نقل رشته‌اي از حوادث است كه بر طبق روالي زماني ترتيب پيدا كرده‌اند. اما طرح، نقل حوادث است با تكيه بر موجبيت و روابط علي و معلولي. در اين قسمت از نقد بايد نكاتي را كه مرتبط با طرح است در نظر بگيريم: آيا طرح اصلي واضح و قابل باور است؟ آيا شخصيت اصلي مسأله‌ي تعريف شده‌اي براي حل كردن دارد؟ آيا خواننده مي‌تواند زمان و مكان داستان را به آساني تشخيص دهد و...
 
فضاسازي داستان 4 (SETTING)

در اين قسمت بايد ديد آيا توصيف كاملي از پس زمينه‌ي داستان ارائه شده است! آيا نويسنده اسم‌هاي خوبي براي آدم‌ها، مكان‌ها و اشيا به كار برده است؟ آيا بين زمان و نظم حوادث در داستان هماهنگي است
 
شخصيت ‌پردازي 5(CHARACTERIZATION)

شخصيت در تعريفي ساده، انساني است كه با خواست نويسنده پا به صحنه‌ي داستان مي‌گذارد و كنش‌هاي مورد نظر نويسنده را انجام مي‌دهد و سرانجام از صحنه‌ي داستان بيرون مي‌رود. البته در نگاهي ديگر، شخصيت موجودي پويا است كه در كنش‌هاي داستاني ظاهر مي‌شود و اگرچه از طرح كلي داستان پيروي مي‌كند ولي گاهي خود ابتكار عمل به دست گرفته و همه‌چيز را رهبري مي‌كند. در نقد داستان بايد ديد آيا شخصيت خوب پردازش شده است؟ آيا تصوير استادانه‌اي از فرهنگ، خصوصيات، دوره‌ي تاريخي و موقعيت مكاني شخصيت اصلي ارائه شده است؟ آيا حس تناقض و كشمكش دروني شخصيت به خوبي نشان داده شده است؟
 
ديالوگ 6 (DIALOGUE)

در اين قسمت بايد ديد آيا كلماتي كه از دهان شخصيت‌ها بيرون آمده تناسبي با خلق و خوي آنها دارد؟ آيا خواننده قادر است از خلال ديالوگ بين شخصيت‌ها به فضاسازي‌ها و توصيف‌هاي نويسنده پي ببرد؟ اگر چنين باشد مي‌توان داستان را داراي نقطه‌ي قوت دانست.
 
زاويه ديد 7 (POINT OF VIEW)

زاويه ديد منظري است كه نويسنده ـ راوي و يا شخصيت‌ها از طريق آن به داستان و حوادث آن مي‌نگرند. اين منظر، به‌طور عمده دو ساحت دارد: ساحت چشم و ساحت فكر. ساحت چشم نگاه یا نظر را به بار مي‌آورد و ساحت فكر، ايدئولوژي و وجهه‌ي نظر را. در داستان بايد ديد زاويه‌ي ديد اول شخص است يا سوم شخص و يا داناي كل. در عين حال تغيير زاويه ديد در داستان به چه شكلي است؟ آيا اين كار به شكلي استادانه انجام مي‌شود؟ و اصولاً آيا در داستان ما شاهد تعدّد زاويه ديدها هستيم يا يك زاويه ديد واحد بر داستان حاكم است؟
 
مواردي كه در بالا مطرح شد جزء عناصر اصلي داستان محسوب مي‌شوند كه دانستن آنها اگرچه براي داستان‌نويسي و ناقد لازم است، اما كافي نيست. يك اثر داستاني خلاقانه، ظرفيت‌هاي خاص خود را دارد؛ لذا مطابقت دقيق و موبه‌موي آن با عناصر فوق، نقطه‌ي قوت و برجستگي آن محسوب نمي‌شود. با اين حال چنانچه اثري بتواند پابه‌پاي اين قواعد، تفاوت‌ها و برجستگي‌هاي خاص خود را هم داشته باشد، آن وقت ما مي‌توانيم آن را داستاني قوي و ارزشمند بدانيم و مطمئن باشيم كه ارزش بيشتر از يك بار خواندن را دارد.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 2)

عقب
بالا