حتماً ميدانيد كه اگر به صورت حرفهاي دنبال نوشتن هستيد، دانش چگونه خوب نوشتن لازم است ولي كافي نيست. دانش ديگري را هم بايد بدانيد. درست است. دانش نقد كردن حرفهاي يك داستان.
ميتوانيد بعد از نوشتن داستانتان چند روزي آن را كنار بگذاريد و بعد مطالب زير را بخوانيد. بعد ببينيد آيا اين نكات در داستانتان رعايت شده است.
در اين بخش از نقد داستان سعي كنيد موارد زير را اجرا كنيد. به ياد داشته باشيد كه نگاه شما در چند موردي كه در زير آمده هنوز آن نگاه يكسر تكنيكي به داستان نيست.
ب ـ بهعنوان يك خواننده، برداشت و احساس خود را از داستان، بنويسيد. براي مثال ميتوانيد روي اين موضوع دقت كنيد كه آيا داستان از همان پاراگرافهاي اول توانسته شما را به خود جذب كند؟
ج ـ ضعفهاي داستان را پيدا كنيد. به ياد داشته باشيد كه نوشتن يك نقد دو هدف را دنبال ميكند: يكي، مشخص كردن نقاط ضعف آن و ديگر، ارائهي پيشنهادهاي سازنده براي نويسنده تا داستان خود را تقويت كند.
هـ ـ هرگز طي نقد داستان به نقد شخصيت نويسنده نپردازيد. تمركز شما فقط و فقط بايد روي نوشته و متن باشد. بنابراين زندگي و شخصيت نويسنده هيچ ارتباطي به نقد اثر ندارد.
يك داستان معمولاً در بردارندهي عناصري است كه به شكل قاعده درآمدهاند. البته يك داستان خوب الزاماً نيازي به تبعيت بيچون و چرا از اين قواعد ندارد و ميتواند از اين قواعد تخطي كند و حتي ژانر خود را هم زير پا بگذارد. با اين حال، در مبحث روايتشناسي، روايت بايد داراي ويژگيهايي باشد تا در فرايند شناخت و نقد آن به مشكلي بر نخوريم. در زير به شكل ساده و گذرا اين عناصر بررسي ميشود؛ با اين توضيح كه دو كتاب ارزشمند «دستور زبان داستان» از احمد اخوت و عناصر داستان از رابرت اسكولز (ترجمهي فرزانه طاهري) جزء منابع خوب حيطهي روايتشناسي و شناخت عناصر داستاناند كه ميتوانيد به آنها مراجعه كنيد.
آيا اولين جملات و پاراگرافهاي داستان توجه شما را به خود جلب كردهاند؟ هرقدر كه نويسنده در داستان خود شروع بهتري داشته باشد، بيشتر ميتواند خواننده را جذب كند. حتي ما وقتي در كتابفروشي هستيم و كتاب داستاني را ميبينيم كه با نويسندهي آن آشنايي نداريم، يكي از معيارها براي خريد آن ميتواند توجه به دقت به نحوهي شروع آن باشد. ادوارد سعيد گفته: «بدون داشتن ذرهاي از احساس آغاز، هيچ اثري را نميتوان شروع كرد؛ همانطور كه بدون اين احساس پاياني هم در كار نخواهد بود». رابرت اسكولز در كتاب عناصر داستان معتقد است كه در شروع داستان بايد شخصيتهاي كليدي معرفي و مناسبتهاي اوليهي آنها مشخص شود، زمينه براي كنش اصلي آماده شده و چنانچه داستان نياز داشته باشد، چيزي دربارهي گذشتهي آن عنوان كند. بايد در شروع داستان اولين نشانههاي بحران داستان به خواننده نشان داده شود؛ بحراني كه بعداً كنش اصلي داستان را به همراه دارد. به هرحال شروع داستان خيلي مهم است و يك منتقد هم حتماً بايد به شروع داستان توجه اساسي داشته باشد.
منظور از كشمكش، درگيري ذهني يا اخلاقي شخصيت داستان است كه از اميال يا آرزوهاي برآورده نشده يا مغاير ناشي ميشود. در داستان بايد ديد آيا كشمكش عاطفي شخصيت اصلي و نيز كشمكش بين شخصيتهاي ديگر وجود دارد؟ و نويسنده تا چه حد توانسته كشمكش بين شخصيتها و كشمكش شخصي قهرمان داستان را نشان دهد