از روزهای گمشده بازی
در کوچه «بهار» نمیگوید
همبازی قدیمی من فرهاد
در کیسه زباله چه میجوید؟
افتاده است در ته یک قوطی
تصویر نوجوانی غمگینش
در کیسه زباله کجا پیداست؟
لبخندهای ساده شیریناش
یک تکه کثیف مقوا را
دارد به جای فرفره او در دست
یک مشت نان خشک کنار اوست!
آیا گرسنه است؟ گمانم هست.
در کوچه...