نام داستان: پوکر
نویسنده: N.G
ژانر: عاشقانه، جنایی، پلیسی، مافیایی، معمایی
خلاصه:
گفتند حکم؟
ورق دست گرفتیم و خندیدیم!
قرار شد حکم آفتابگردان باشد!
تمام سر ها دست خورشید بود.
زمین دست از ما گرفت...
دو به دو دل دادیم!
آسمان، آسِمان را برید!
دو به تک باختیم...
بازی مقابل چشمان یار عاقبت ندارد...