به نام خالق هستی
من به تو خندیدم
چون که میدانستم تو به چه دلهره از
باغچه همسایه سیب را دزدی!
پدرم از پی تو تند دوید،
و نمیدانستی
باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خندهی تو
پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم!
بغض چشمان تو؛ لیک
لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده...
من پشیمان نیستم
من به این تسلیم میاندیشم، این تسلیم دردآلود
من صلیب سرنوشتم را
بر فراز تپههای قتلگاه خویش بوسیدم.
در خیابانهای سرد شب
جفتها پیوسته با تردید
یکدگر را ترک میگویند
در خیابانهای سرد شب
جز خداحافظ،خداحافظ، صدائی نیست.
من پشیمان نیستم
قلب من گوئی در آنسوی زمان جاریست
زندگی قلب...
رمانیک
اشعار فروغ فرخزاد:
رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم، که داغ ب×و×س×ه پر حسرت ترا
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم...