حضرت آدم نخستین انسان خلق شده، پدر همه انسانها و اولین پیامبر الهی بود. کسی که به تایید قرآن برای نخستین بار خداوند از روح خود در کالبد او دمید، آنگاه خود را برای خلقت آدم ستود و فرشتگان مأمور شدند بر او سجده کنند. همسر او حوا بود و هر دو به سبب خوردن میوه ممنوعه به وسوسه شیطان از بهشت رانده شدند. حضرت آدم اولین خلیفه خدا در زمین بود.
حضرت آدم
اطلاعات پیامبر
پیامبران
نام در قرآن
آدم
محل زندگی
بهشت آدم، زمین
پیش از
شیث
خویشاوندان مهم
حوا، هابیل، قابیل، شیث
سن
۹۳۰ سال
تکرار نام در قرآن
۲۵ بار
مخالفان
ابلیس
حوادث مهم
سجده فرشتگان بر آدم، هبوط
چگونگی خلقت و دمیدن روح در کالبد آدم، سجده فرشتگان بر او، عصمت و هبوط آدم به زمین از مباحث کلامی و حدیثی است.
ریشهشناسی واژه آدم
آدم، واژهای غیرعربی که وارد زبان عربی شده است. این کلمه در داستان آفرینش انسان در تورات بهکار رفته است، ولی ریشه اصلی آن در زبان عبری نیز معلوم نیست. البته کلمه مؤنث آن «اَدَمَه» در عبری به معنی زمین یا خاک بکار رفته است. همچنین ریشه «ء د م» در زبان عبری، به رنگ قرمز نیز مرتبط است، برای اشاره به رنگ خاک که آدم از آن ساخته شده به کار میرود.[۱]
اگرچه واژه آدم عربی نیست؛ اما برخی مفسران درباره علت خواندهشدن آدم به این نام دلایلی را بیان کردهاند. برای مثال، گفته شده کلمه "آدم" از "ادیمالارض" گرفته شده است، زیرا انسان از خاک آفریده شد.[۲] راغب اصفهانی تفصیل بیشتری میآورد و چهار دلیل را برمیشمرد:
چون جسم آدم از خاک روی زمین (ادیم) گرفته شده است.
چون پوست او گندمگون (آدم) بوده است.
چون او از درآمیخته شدن عناصر گوناگون و نیروهای مختلف آفریده شده است. (اُدْمهَ: الفت و اختلاط).
چون او از دمیده شدن روح الهی عطرآگین شده است. (اِدام: آنچه طعام را خوشبو گرداند)[۳]
حضرت آدم
حضرت آدم(ع) در اندیشه اسلامی به عنوان نخستین انسان و نخستین پیامبر معرفی شده است که از طین(گِل) آفریده شده است[۴] و سایر انسانها از نسل او هستند.[۵] قرآن کریم بارها در مورد حضرت آدم سخن گفته و داستان آفرینش آدم را در سورههایی چون بقره،[۶] اعراف،[۷] حجر،[۸] طه[۹] ذکر کرده است.
مقالهٔ اصلی: خلیفة الله
مفسران در مورد آیه ۳۰ سوره بقره که خداوند بعد از خلقت آدم میفرماید: «من در زمین جانشینی میگذارم.» اختلاف نظر دارند. این اختلاف نظر به چند صورت مطرح شده است اول اینکه این خلیفهای که خداوند در این آیه مطرح کرده است به چه معناست و محدود خلافت آن خلیفه چقدر است، اختلاف نظر دیگر در مصداق خلیفه است که خلیفه حضرت آدم است یا نوع بشر یا هر کس دیگری، اختلاف دیگر این است که انسان یا حضرت آدم اساسا جانشین چه کسی شده است.[۱۰] بسیاری از مفسران معتقدند که انسان جانشین خداوند است و محدود خلافت همه کائنات میباشد و این خلافت اختصاصی به حضرت آدم ندارد.[۱۱]
در گفتوگوی خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم، این عبارت از قول فرشتگان آورده شده که به پروردگار گفتند: "آیا در زمین کسی را قرار میدهی که در آن تبهکاری و خونریزی کند!؟"[۱۲] فرشتگان از کجا میدانستهاند که آدمیان در این کره خاکی گرفتار این دو بلای بزرگ خواهند شد؟ مفسران در این مورد روایات مختلفی آوردهاند که از آنها بیش از یکی دو نتیجه نمیتوان گرفت.
طبری روایات بسیاری نقل میکند و در یک دستهبندی، گفتهها را چنین بیان میکند:
برخی گفتهاند پیش از آدمیان، جنّیان در زمین بودند که در آن تباهی و خونریزی میکردند و فرشتگان سرنوشت آدم و نسل او را بر آنان قیاس کردهاند.
برخی گفتهاند خدا خود به فرشتگان گفت خلیفهای در زمین قرار میدهم، گفتند: او چگونه خواهد بود؟ گفت :تباهی و خونریزی خواهد کرد. گفتند: چرا او را میآفرینی؟ گفت: من در سرشت آدمیان بسیاری خوبیها و نیکیها نهادهام که شما از آن آگاهی ندارید.
برخی گفتهاند خدا پیش از آفرینش آدم، آگاهیهایی درباره او به فرشتگان داد و برخی آگاهیهای دیگر را پنهان کرد و فرشتگان برپایه آن اندازه آگاهی که داشتند، آن پرسش را مطرح کردند.[۱۳]
طبرسی میگوید در این باره ۳ قول است:
پیش از مردم، جنّیان در زمین بودهاند و تباهی و خونریزی کردهاند و فرشتگان کار ایشان را قیاس آینده آدمی گرفتهاند.
فرشتگان صرفاً از روی استفهام چنین گفتهاند یعنی اینکه: پروردگارا، آیا امکان تبهکاری و خونریزی هم برای تبار آدمی در میان خواهد بود یا نه؟
خدا خود به ایشان گفته بود که چنین خواهد شد، لیکن بقیه فواید آفرینش آدم را از ایشان پوشیده داشته بود تا به حکمت و علم خدا یقین بیشتری پیدا کنند.[۱۴]
دمیدن روح خدا در کالبد آدم
در سورههای حجر و ص خداوند میفرماید: از روح خود در آدم دمیدم. در جاهای دیگری نیز (در مورد آدم و عیسی) کلمه روح به خدا نسبت داده شده است. اسناد روح به خدا به چه معناست؟ مفسران اشارههایی برای این مطلب دارند.
به عقیده این افراد دمیدن عبارت است از روان ساختن باد در چیزی و در اینجا مقصود زندگی دادن به آدم است از راه بخشیدن جان. نسبت دادن روح به خدا برای گرامی داشتن آدم است.[۱۵] خداوند روح آدم را از باب تکریم وی، به خود نسبت داد[۱۶] و مقصود این آیه این است که خدا جان انسانی را که به پیکر تعلق دارد پدید آورد نه اینکه گمان شود چیزی مانند هوا وارد بدن انسان شده است.[۱۷]
بر اساس آیه قرآن فرشتگان بر آدم سجده کردند. این سجده با توجه به اینکه همه مسلمانان بر این مطلب اتفاق نظر دارند که عبادت ویژه خداست و هرگونه تعظیمی به صورت عبادت برای غیرخدا، کفر و شرک است. سجده عبادی نبوده است بلکه برای بزرگداشت و به معنی درود و آفرین بوده است و چنین سجدهای برای غیر خدا جائز است (مانند سجده پدر ومادر وبرادران یوسف در برابر او) و افزون بر این که این سجده چون به امر خداوند بوده در واقع اطاعت فرمان خداست. [۱۸]
حوّا
در داستان آدم چندبار از همسر او (حوا) سخن گفته شده است. در قرآن مجید ۳ بار در خطاب به آدمیان آمده است که خدا شما را از نفسی واحد آفرید، و همسرش را از همان نفس پدید آورد.[۱۹]
بهشت آدم
مقالهٔ اصلی: بهشت آدم
بهشت آدم نخستین سکونتگاه آدم(ع) و حَوّا در ابتدای خلقتشان است.[۲۰] در سه سوره قرآن کریم از بهشت آدم یاد شده است.[۲۱] آدم و حوا در این بهشت از همه خواستنیها و فراوانی نعمت برخوردار بودند اما در کنار این رفاه، به آن دو هشدار داده شده بود که به درخت معینی نزدیک نشوند و میوه آن را نخورند. آدم و حوا با وسوسه شیطان از میوه درخت ممنوعه استفاده کردند و به دنبال آن از بهشت اخراج شدند.[۲۲]
درباره موقعیت بهشت آدم سه نظریه وجود دارد: باغی در زمین،[۲۳] بهشتی برزخی در آسمانها[۲۴] و بهشت موعود.[۲
مقالهٔ اصلی: شجره ممنوعه
خداوند به آدم و حوا اجازه داد از میوه هر درختی استفاده کنند جز یک درخت معین. طبری روایات بسیاری از ابن عباس، ابومالک، ابوعطیه، قَتادَه و دیگران میآورد که این درخت، بوته گندم بوده است. در روایات دیگری گفته شده که تاک یا نهال انجیر بوده است. طوسی افزون بر روایات گندم و انگور و انجیر، روایتی از امام علی(ع) میآورد که این درخت، درخت کافور بوده است.[۲۶] امام رضا(ع) در ذیل روایتی بین نقلهای مختلفی که پیرامون این درخت وجود دارد، جمع میکند.[۲۷]
در نهایت، با وسوسه شیطان، آدم و حوا میوه درخت ممنوع را استفاده کردند و از بهشت اخراج شدند.
هبوط
مقالهٔ اصلی: هبوط
هبوط در لغت به معنای «پایین قرار گرفتن به صورت اجبار» است.[۲۸] و در اصطلاح به داستان خروج آدم و حوا از بهشت، گفته میشود. خداوند در آیات مختلف به داستان هبوط پرداخته است: «همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود».[۲۹] پیرامون این هبوط بحثهای مختلفی در میان علماء و مفسران وجود دارد و برخی معتقدند این هبوط، نه به معنای جسمانی بلکه هبوط مقامی بوده است.[۳۰]
عصمت حضرت آدم
مقالهٔ اصلی: عصمت پیامبران
داستان آفرینش آدم با مسئله عصمت پیامبران گره خورده است. برپایه اعتقاد مسلمانان، چون پیامبران رسانندگان پیام خدا به مردمند و با همه امور دینی و دنیوی مردم سر و کار دارند، باید از هرگونه گناه پاک باشند.
اما در داستان آفرینش آدم و زندگی او آیاتی هست که باید از دیدگاه عصمت انبیا بررسی شود. آیاتی از قبیل این که: "شیطان، آدم و حوا را از بهشت لغزاند."[۳۱] "ایشان را بفریفت؛ گفتند پروردگارا بر خود ستم کردیم."[۳۲] "شیطان او را وسوسه کرد... آدم پروردگار خود را نافرمانی کرد و گمراه شد."[۳۳] و مانند آن.
پاسخ سادهای که مفسران به مشکل تطبیق این آیات با عصمت انبیا دادهاند، این است که آدم هنگام سر زدن این لغزش، در دوران سکونت در بهشت بود و تکلیفی نداشتند[۳۴] یا او در این زمان مقام نبوت نداشته[۳۵]، یا آنچه از آدم سر زد ترک اَوْلی بوده است نه گناه،[۳۶] یا نهی در داستان آدم، نهی تنزیهی (کراهتی) بوده است نه نهی تحریمی.