اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

قصه چهار شمع سیمون

  1. Alex

    متن قصه چهار شمع سیمون

    هزاران سال پیش، در سرزمینی دور پسر چوپانی به نام سیمون زندگی می کرد. او به همراه پدرش از گوسفندها مراقبت می کرد. یک روز آسمان پر از مه شد. پدرش تصمیم گرفت برای اینکه گوسفندها به راحتی بچرند، به بالای کوهستان بروند. در تمام راه سیمون نزدیک پدرش راه می رفت، چون کمی از مه غلیظ می ترسید. پدر...
عقب
بالا