اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

قصه مرد کیسه کهنه

  1. Alex

    متن قصه مرد کیسه کهنه

    مردی به نام آنیس سر راهش کیسه‌ ای جادویی پیدا کرد. خیلی گرسنه بود. کیسه را تکانی داد و گفت: “کاش تکه نانی در این کیسه بود.” همان‌ وقت کیسه پر از نان شد. آنیس با خوشحالی نان را خورد و گفت:”وای چه کیسه‌ ای” و خوشحال به راهش ادامه داد. کم کم هوا تاریک می‌ شد و آنیس جای گرمی برای خوابیدن می‌ خواست...
عقب
بالا