دختری به اسم ناتاشا بود که مادر نداشت و پیش یک خانم و یک آقای بدجنس زندگی می کرد که سه تا بچه داشتند. یکی از آنها یک چشم و دیگری مانند همه مردم دو چشم و سومی سه چشم داشت. هر سه تنبل و بیکاره بودند. ناتاشا مجبور بود که هم کارهای خودش و هم کارهای دیگران را انجام دهد.
او بدون ناراحتی کارها را انجام...