اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

قصه پالتو قرمز

  1. Alex

    متن قصه پالتو قرمز

    پرویز پالتوی قرمزی داشت. هر روز پالتوش را می پوشید. کلاه سفیدش را سرش می گذاشت و با مادرش به خرید می رفت. در پیاده رو شلوغ جز پاهای مردمی که تند تند راه می رفتند، چیزی نمی دید. پرویز دست مادرش را محکم گرفته بود و فکر می کرد که هرگز بزرگ نخواهد شد. وقتی به خانه برگشتند، پرویز همان طور که کلاه و...
عقب
بالا