ای فلک ذات تو هر روز روالی دارد
در سر از گردش بیهوده خیالی دارد
نه همین خاطر من از تو ملالی دارد
هیچ کس نیست در این پرده که حالی دارد
صورت حال در این پرده ندیدست کسی
نه چنین صورت حالی بشنیدست کسی
از جفای تو به تنگم، دل سنگی تا کی؟
نیستی خانه مور این همه تنگی تا کی؟
گاه رو به صفتی، گاه...