آموزش چگونه یک نویسنده رمان شویم!؟

تالار آموزش

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #1
چگونه نویسنده رمان شویم؟-1)

در نمایشنامۀ مرغ دریایی چخوف، تریگورینِ نویسنده رو به نینا می‌کند و از رنج نوشتن این‌گونه می‌گوید:

«وقتی یک نفر شب و روز به‌جز ماه به هیچ‌چیز دیگری فکر نکند، کم‌کم یک خیال ثابت، خیال ماه، تمام زندگی‌اش را دربرمی گیرد. من هم برای خودم یک ماه دارم، شب و روز گرفتار یک فکر ثابتم: این‌که باید بنویسم، باید…

هنوز یک داستان را تمام نکرده دومی را شروع می‌کنم، بعد سومی را، چهارمی را، بدون وقفه می‌نویسم. اینجا ابری می‌بینم که مانند یک پیانوی باز و بزرگ است. به خودم می‌گویم باید در داستانم از ابری که در آسمان شناور است و مانند یک پیانو باز و بزرگ است حرف بزنم.

بوی گل آفتابگردان می‌آید. به‌سرعت یادداشت برمی‌دارم. بوی تند و نفرت‌انگیز، رنگ یک بیوه‌زن. می‌بایستی این‌ها را برای توصیف غروب تابستان بیاورم.

به‌سرعت به تئاتر یا ماهیگیری می‌روم. تنها به این خاطر که استراحت کنم، خودم را فراموش کنم. ولی نه، یک موضوع جدید مثل گلولۀ آهنی به مغزم می‌خورد، دوباره به سمت میزتحریر می‌کشاندم باید باز با شتاب بنویسم، بنویسم و همیشه این‌طور است.»

نوشتن زیباست؛ اما به همان اندازه هم سخت است. فرقی نمی‌کند داستان کوتاه بنویسی یا رمان یا متن‌های غیرداستانی.

برای خوب نوشتن باید یک نویسندۀ تمام‌وقت باشی.

رمان‌نویس بیشتر از آدم‌های معمولی زندگی می‌کند چون نیاز به سوژه‌های دست‌اول و دقیق دارد. پس باید دقیق‌تر ببیند، هدفمندتر گوش کند و در کل، بیشتر زندگی کند.

کسی که هرروز مشقِ نوشتن نمی‌کند هم می‌تواند بنویسد اما سرنوشت چیزی که می‌نویسد مانند میلیون‌ها نوشتۀ دیگر، قرار گرفتن در زباله‌دان کتاب‌ها یا زباله‌دان فکر و اندیشۀ دیگران است.

در ضمن می‌شود بدون یادگیری اصول و قواعد نویسندگی هم به نوشتن رمان فکر کرد اما این کار مثل اختراع دوبارۀ چرخ است. زمان شروع رمان‌نویسی را می‌شود از سال ۱۶۵۰ و با انتشار دن کیشوت در نظر گرفت. وقتی بارها و بارها در طول چهارصدسال رمان‌نویس‌های مختلف این مسیر را طی کرده‌اند و قواعدش را دسته‌بندی‌شده در اختیار ما قرار داده‌اند، چه لزومی به آزمون‌وخطاهای بیهوده است؟

درست است که با مطالعه کردن دربارۀ قواعد و اصول نویسندگی کسی به یک نویسندۀ چیره‌دست تبدیل نمی‌شود اما نمی‌توان بدون گذار از این مرحله هم انتظار رشد واقعی در زمان مناسب را داشت.

یادگیری اصول و قواعد رمان‌نویسی، شرط کافی برای خوب نوشتن نیست اما شرط لازم است.

با این مقدمه برویم سراغ یادگیری مهم‌ترین اصول نوشتن رمان.

در اینجا شما با سه مرحلۀ کلی نوشتن رمان آشنا می‌شوید:

مرحلۀ اول: آمادگی برای نوشتن رمان

مرحلۀ دوم: نوشتن رمان

مرحلۀ سوم: بعد از نوشتن رمان

هرکدام از این مراحل سه‌گانه سرنوشت قسمتی از رمان را شکل می‌دهد و در کل مدل ذهنی رمان‌نویس را برای خلق یک اثر استاندارد و مردم‌پسند تعریف می‌کند.
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #2
مرحلۀ اول: آمادگی برای نوشتن رمان

چرا نوشتن رمان؟

وقتی از شما بپرسند «برای چه می‌خواهی رمان بنویسی؟» اولین چیزهایی که به ذهنت می‌رسد چیست؟

اغلب کسانی که به نوشتن رمان روی می‌آورند در جواب خواهند گفت: «برای رسیدن به موقعیت بهتر، شهرت، پول».

متأسفانه باید گفت این طرز فکر می‌تواند به بزرگ‌ترین مانع نوشتن تبدیل شود. وقتی بنای نویسندگی بر رسیدن به شهرت و ثروت ساخته می‌شود نویسنده انتظارات غیرواقعی از خودش پیدا می‌کند، برای رسیدن به نتیجه عجله می‌کند، توانایی‌هایش را در نوشتن فدا می‌کند و آنچه را می‌نویسد که به نوشته‌های زرد نزدیک باشد تا شاید با اقبال بیشتری مواجه شود و او را سریع‌تر به هدفش برساند.

ممکن است محصول جانبی نوشتن، رسیدن به شهرت و موقعیت بهتر مالی و اجتماعی باشد اما نمی‌توان این موارد را هدف اصلی دانست.

انگیزۀ نوشتن رمان باید درونی باشد تا نویسنده را به جایگاه برتری برساند. مهم‌ترین انگیزۀ درونی، عشق به نوشتن و احساس نیاز به گفتن آن چیزی است که درون فکر نویسنده وجود دارد و هرلحظه منتظر است تا خلق شود.

از طرفی باید گفت که هنوز کتاب‌های داستانی در بازار نشر با استقبال نسبتاً خوبی مواجه می‌شوند. مشروط بر اینکه خواننده با چیزی متفاوت ازآنچه تاکنون بوده است مواجه شود.

پس شرط ابتدایی برای وارد شدن به چنین بازاری، متفاوت نوشتن است. آنچه این تفاوت را ایجاد می‌کند عشق به نوشتن و تلاش برای نوشتن از عمیق‌ترین دغدغه‌های درونی است.
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #3
نقش استعداد در نوشتن رمان

«من ده سال از عمر نویسندگی‌ام را به خاطر یک دروغ بزرگ تلف کردم. در دهۀ بیست‌سالگی، از خیر رؤیای نوشتن گذشتم چون می‌گفتند نویسندگی آموختنی نیست. می‌گفتند نویسنده‌ها از شکم مادر، نویسنده به دنیا می‌آیند.»

جیمز اسکات بل چندین سال از عمرش را به‌پای این دروغ از دست داده است پس دیگر لازم نیست من و شما هم چنین توهماتی را باور کنیم.

نویسندگی به استعداد نیاز ندارد.

چه کسی می‌خواهد به شما بگوید که استعداد نوشتن دارید یا نه؟

آیا متر و معیاری برای سنجش استعداد نویسندگی وجود دارد؟

البته که وجود ندارد.

در ضمن این را هم باید بدانیم که همۀ ما قدری استعداد نوشتن داستان را داریم.

همۀ ما داستان‌نویس هستیم. وقتی چشم‌هایمان را می‌بندیم و صحنه‌ای از زندگی را در ذهن خودمان خلق می‌کنیم، برای اطرافیانمان دیالوگ‌هایی می‌آفرینیم و تصور می‌کنیم که آن‌ها دارند این دیالوگ‌ها را می‌گویند.

ما حتی در خواب هم برای خودمان داستان تعریف می‌کنیم.

ذهن همۀ ما قصه‌گو متولد شده است. ما هرروز چندین و چند قصه برای خودمان می‌بافیم، با آن‌ها خوشحال می‌شویم یا از فرط ناراحتی با این قصه‌های خیالی گریه می‌کنیم.

وقتی نوشتن، یک استعداد ذاتی نباشد پس مهارت است؛ یعنی چیزی که می‌شود آن را با تمرین و تکرار فراگرفت. اینجاست که نقش کلاس‌های نویسندگی پررنگ می‌شود.

قرار نیست این کلاس‌ها فرمولی جادویی برای نوشتن رمان را تجویز کنند اما یک کلاس خوب نویسندگی می‌تواند راه را از بیراهه جدا کند، اصول را یاد بدهد و شما را از آزمون‌وخطاهای بیهوده نجات بدهد.

این جملۀ طلایی از سامرست موام را فراموش نکنید:

«رمان‌نویسی سه فرمول بیشتر ندارد اما متأسفانه هیچ‌کسی نمی‌داند این فرمول‌ها چیست.»
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #4
مدل ذهنی رمان‌نویس

الیزابت گیلبرت که نویسنده‌ای موفق و جهانی است نگاهش را در مورد شغل نوشتن این‌گونه توصیف می‌کند:

«من همیشه احساس کرده‌ام اینکه از خلاقیتتان انتظار داشته باشید که به‌طور منظم به شما چک دستمزد بدهد، خیلی بی‌رحمانه است.

من تمام مدتی که در حال تمرین نویسندگی بوده‌ام، شغل داشتم. حتی بعدازاینکه کتابم چاپ شد شغلم را رها نکردم چون نمی‌خواستم مسئولیت هزینه‌های زندگی را به دوش نویسندگی بگذارم. چون می‌خواستم خلاقیتم را امن و آزاد نگه‌ دارم.

من همیشه به‌سختی کار کرده‌ام تا خلاقیتم امن و آزاد بازی کند. این کار باعث شد من حامی خودم باشم.»

همۀ نویسنده‌ها باید حامی خودشان باشند تا خلاقیتشان مجالی برای بروز پیدا کند.

به‌عنوان یک رمان‌نویس باید قبل از هر چیز به خودتان اعتماد داشته باشید. ایمان داشته باشید که خلاقیت لازم برای نوشتن را دارید.

باید اراده‌ای قوی داشته باشید تا از عهدۀ روزهایی که هیچ‌چیزی در ذهنتان وجود ندارد و به‌اصطلاح دچار خشک‌طبعی شده‌اید رهایی پیدا کنید. دارا بودن ارادۀ قوی به شما کمک می‌کند تا از عهدۀ ناملایمات این کار برآیید و بتوانید خلوت خوبی برای نوشتن ایجاد کنید.

اگر به خودتان ایمان نداشته باشید وقتی با سختی نوشتن مواجه می‌شوید ممکن است جا بزنید و برای همیشه از خیر نوشتن بگذرید.

به‌عنوان یک رمان‌نویس لازم است استقلال فکری داشته باشید. شما اصول و قواعد نوشتن را یاد می‌گیرید تا آن فکر منحصربه‌فردی را که در ذهنتان هست به بهترین شکل روی کاغذ بیاورید.

یک رمان‌نویس باید شامه‌ای حساس داشته باشد. باید به هر چیز و هرکسی به‌عنوان یک سوژۀ خوب برای نوشتن فکر کند. بهترین رمان‌ها آن‌هایی هستند که از دل اتفاقات روزمره بیرون می‌آیند. مردم با این نوشته‌ها همذات‌پنداری می‌کنند.

برای اینکه توانایی نوشتن رمان‌های همدلانه را در خودتان تقویت کنید، لازم است نویسنده‌ای تمام‌وقت باشید. با شامه‌ای حساس، هر چیزی را در اطرافتان به خوراک نوشتن تبدیل کنید و از هر اتفاقی یک سوژۀ جدید بسازید.

ممکن است این سؤال برایتان پیش‌آمده باشد که درست‌نویسی مهم‌تر است یا زیبانویسی؟

به عبارتی، مهارت داستان‌گویی مهم‌تر است یا ادبیات رمان‌نویسی؟

به‌عنوان یک رمان‌نویس باید یک داستان‌گوی ادیب باشید؛ یعنی هم محتوای خوبی داشته باشید و هم بتوانید این محتوا را به درست‌ترین و شفاف‌ترین شکل ممکن منتقل کنید.

اینجاست که به اهمیت خواندن و نوشتن به‌طور هم‌زمان پی می‌بریم.

یک رمان‌نویس برای اینکه بتواند مهارت فارسی‌نویسی و درست‌نویسی را در خودش تقویت کند باید برنامۀ مطالعاتی منظم داشته باشد و با خواندن متن‌های خوب و استاندارد به شیوۀ درست‌نویسی پی ببرد. در کنار این موضوع باید مهارت داستان‌گویی را با زیاد نوشتن و تمرین نویسندگی تقویت کند.

فاکنر می‌گوید: «نویسندگی، ۹۹ درصد ذوق، ۹۹ درصد انضباط و ۹۹ درصد کار و کوشش است.»

مثل هر کار جدی دیگری باید به رمان‌نویسی هم به‌عنوان یکی از اولویت‌های زندگی نگاه کنید تا بتوانید در آن موفق شوید. ممکن است مجبور باشید از خیلی از تفریحات یا روابط خودتان بگذرید تا داستانی را تمام کنید. ممکن است مجبور شوید اتاقی یا مکانی به‌دوراز شلوغی مهیا کنید و ساعت‌ها در تنهایی در آن بنویسید. همین جدیت است که باعث تولید یک اثر خارق‌العاده می‌شود.

تولستوی می‌گوید: «من زیاد کتاب می‌خوانم و کم می‌نویسم. این غلط است. فلان نویسنده برعکس، زیاد می‌نویسد و کم می‌خواند. این هم غلط است.»

باید بین نوشتن و خواندن تعادل برقرار کرد؛ اما فراموش نکنید که شرط لازم برای تبدیل شدن به یک رمان‌نویس حرفه‌ای رمان‌خوانی حرفه‌ای است.

مطالعۀ جدی هر رمان می‌تواند یک کلاس نویسندگی باشد. همین‌طور که نوشتن هر متن کوتاه و انتشار آن روی وبلاگ یا وب‌سایت می‌تواند بهترین مشق نوشتن رمان باشد.

کمال‌گرایی در نوشتن یعنی چه؟ یعنی فکر کنید می‌خواهید بهترین اثر عالم را خلق کنید؛ یعنی این‌قدر وسواس به خرج بدهید تا آخر از خیر نوشتن رمان بگذرید.

کمال‌گرایی در نوشتن رمان می‌تواند فلج‌کننده باشد و برای همیشه دست‌نوشته‌هایتان را در کشوی اتاق‌خوابتان نگه دارد. فراموش نکنید که شما قرار نیست بهترین اثر عالم را خلق کنید.

برای نوشتن بهترین رمان هم به کسی تعهد نداده‌اید. شما می‌نویسید تا دستتان برای نوشتن به‌مرورزمان قوی شود. نوشتن دائمی بهترین راه برای تبدیل‌شدن به نویسنده‌ای حرفه‌ای است.
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #5
ابزارهای نوشتن رمان

می‌گویند معروف‌ترین رمان‌نویس‌ها روزی سه صفحه می‌نوشتند. این یعنی سالی تقریباً نه‌صد صفحه و اگر یک حد متوسط را در نظر بگیریم یعنی نوشتن سه رمان در سال.

اما در واقعیت چقدر این اتفاق می‌افتد که سه رمان درجه‌یک در سال نوشته شود؟ خیلی کم. چون فقط نوشتن نیست. نوشت نیاز به بازنویسی و ویرایش و اصلاح دارد.

اما چیزی که باعث موفقیت رمان‌نویس می‌شود مدیریت زمان برای نوشتن است. وقتی یک زمان‌بندی خاص را برای روزهای متوالی در نظر می‌گیرید و به آن‌ها متعهد می‌مانید، احتمال اینکه بعد از یک سال بتوانید روی کامل شدن یک رمان خوب حساب باز کنید زیاد می‌شود.

ببینید چه مواقعی از روز خلاقیت شما بیشتر گل می‌کند. در آن ساعت‌ها شروع به نوشتن کنید و با خودتان قرار بگذارید که مثلاً همان سه صفحه در روز را بنویسید. محیط نوشتن را هم طوری تغییر دهید که به این تعهد شما لطمه وارد نکند؛ مثلاً از اطرافیان بخواهید در ساعت‌های نوشتن، شما را تنها بگذارند یا جای خاصی را برای نوشتن تدارک ببینید.

در را قفل کنید، پرده‌ها را بکشید، هر صدای اضافی را حذف کنید، تلفن را از خودتان دور کنید، اینترنت را قطع کنید و بنشینید و بنویسید.

برای نوشتن با دست راحت‌تر هستید یا اینکه تایپ کنید؟ فکر می‌کنید کدام روش بهتر است؟

روش خوب و بد نداریم. هرکدام از این روش‌ها مزیت‌هایی بر دیگری دارد. مثل‌اینکه در نوشتن با دست، شما تمرکز بیشتری دارید و مرتب به غلط یا درست تایپ کردن فکر نمی‌کنید. از طرفی تایپ کردن ممکن است سرعت شما را در نوشتن بیشتر کند یا حس بهتری به شما بدهد. یا اینکه پیدا کردن نوشته‌های قبلی با یک سرچ کوچک امکان‌پذیر است اما در نوشته‌های دستی ممکن است مجبور شوید صدها کاغذ را زیرورو کنید.

اما نوشتن با قلم و کاغذ از این نظر می‌تواند ارجحیت داشته باشد که شما تحت هر شرایطی می‌توانید بنویسید. در مترو، در تاکسی، وقتی برای گردش با خانواده به‌جایی رفته‌اید. محدودیت نوشتن را حذف می‌کند و اجازه می‌دهد با هر سرعتی که می‌خواهید بنویسید.

خودتان را به روش خاصی محدود نکنید. هر ابزاری را امتحان کنید. اصلاً می‌توانید به‌صورت ترکیبی از کاغذ و تایپ کردن کمک بگیرید. ببینید با کدام روش ارتباط بهتری برقرار می‌کنید همان را انجام دهید.

هاکسلی می‌گوید: «رمان‌نویس به خلاقیت مداوم نیاز دارد نه خلاقیتِ لحظه‌ای.»

پس خودتان را مدام خلاق نگه دارید. دفترچه یادداشت ابزاری است که بسیاری از رمان‌نویس‌ها از آن استفاده می‌کنند تا هر زمان ایده‌ای به ذهنشان رسید سریع آن را شکار کنند و درباره‌اش بنویسند.

ضبط‌صوت ابزاری خلاقانه برای نوشتن است. می‌توانید خیلی از بخش‌های رمان را به‌جای نوشتن، بگویید.

می‌توانید هر آنچه را به ذهنتان می‌رسد بگویید و سر فرصت آن‌ها را روی کاغذ یا کامپیوتر پیاده کنید.

کنار تختخواب خود همیشه قلم و کاغذ آماده داشته باشید. خیلی از الهامات قبل از خواب یا حتی وقتی خواب هستید به ذهنتان می‌رسد. باید سریع آن‌ها را ثبت کنید وگرنه پر می‌کشند و وارد ذهن دیگری می‌شوند.

کیت هرمان می‌گوید: «همیشه نیمه‌شبی از خواب می‌پرم تا طرح صحنه‌ای را که در خواب‌ دیده‌ام بنویسم. بیشترین الهامات برای من در خواب اتفاق می‌افتد.»

شاید برای شما هم‌چنین باشد و اگر تا امروز به این الهامات پی نبریده‌اید، شاید دلیلش این باشد که ابزار لازم را کنار دستتان نداشته‌اید. این کار را بکنید و جایی برای الهامات شبانه هم باز کنید.
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #6
مرحلۀ دوم: نوشتن رمان

می‌خواهید شروع کنید به نوشتن.

مدل ذهنی یک نویسنده را در خودتان تقویت کرده‌اید،

ابزار لازم را برای نوشتن فراهم کرده‌اید،

و حالا قلم و کاغذ را جلوی خودتان گذاشته‌اید تا بنویسید.

یک ساعت می‌گذرد و نهایتاً چند تا نقاشی روی کاغذ کشیده‌اید. هیچ‌چیزی به ذهنتان نمی‌رسد. اصلاً نمی‌دانید چه بنویسید. اینجاست که باید به یاد این جمله قصار از جک لندن بیفتید:

«نمی‌توان منتظر الهام ماند. باید با چماق به سراغش رفت.»

البته این را هم بدانید که داستان نوشتن آن‌قدرها هم سخت نیست. دنیای اطراف ما پر از داستان است. می‌شود از هر چیزی نوشت اما مسلماً شما نمی‌خواهید از هر چیزی بنویسید. می‌خواهید چیزی درخور و شایسته خلق کنید.

داستان‌نویس‌ها را در اینجا می‌شود به سه دسته تقسیم کرد:

آن‌هایی که ابتدا به دنبال سوژه‌ای برای نوشتن می‌گردند و وقتی سوژه‌ای در ذهنشان شکل گرفت شروع به نوشتن می‌کنند.

داستان‌نویس‌هایی که می‌نویسند تا اینکه سوژه به سراغشان بیاید؛ یعنی قلم را روی کاغذ می‌گذارند و شروع به نوشتن می‌کنند تا وقتی سوژه شکل بگیرد.

داستان‌نویس‌هایی هم هستند که از هر دو روش بالا استفاده می‌کنند؛ یعنی سوژه‌ای مختصر و مبهم را در ذهنشان تصویر می‌کنند و برای روشن شدن هر چه بهتر سوژه به نوشتن مشغول می‌شوند تا فرآیند نوشتن به آن‌ها بگوید که باید چه‌کاری انجام دهند.

درهرصورت مسلم است ‌که در ابتدای کار و قبل از هر چیز نیاز به سوژه داریم. حالا ببینیم سوژه‌ها را از کجا بیاوریم؟
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #7
سوژه‌یابی برای نوشتن رمان

جیمز اسکات بل معتقد است: «قبل از انتخاب بهترین سوژه برای نوشتن رمان بهتر است اول صد سوژه را یادداشت کنیم و بعد آن‌هایی که ما را به هر دلیلی جذب نمی‌کنند دور بریزیم.»

این کار داستان‌نویس است که از هر سوژه‌ای که در اطرافش وجود دارد یا به‌صورت ناخودآگاه به ذهنش می‌رسد غافل نشود. داشتن دفترچه یادداشتی کوچک به این کار کمک می‌کند.

دفترچه‌ای تهیه کنید و هر صفحه از آن را به یک ایده یا سوژۀ خاص اختصاص بدهید. هرجایی که می‌روید و هر اتفاقی که می‌بینید و می‌شنوید که به نظرتان قابلیت تبدیل شدن به داستان را دارد روی این کاغذ یادداشت کنید.

حالا وقتی شروع به نوشتن می‌کنید، می‌توانید از هر سوژه به‌صورت جداگانه یا به شکل ترکیبی استفاده کنید.

ممکن است بپرسید همین سوژه‌های تک‌صفحه‌ای را باید از کجا بیاورم؟ می‌توانید از این موارد استفاده کنید:

زندگی شخصی خودتان

به داستان‌نویسان مبتدی عموماً پیشنهاد می‌شود تا نوشتن هر داستانی را از زندگی شخصی‌شان شروع کنند. به این دلیل که نوشتن ازآنچه به ما نزدیک است باعث می‌شود با قدرت بیشتری در مورد جزئیات حرف بزنیم و حرف‌های بهتری برای گفتن داشته باشیم.

حالا قرار نیست عیناً حوادث زندگی در داستان آورده شود اما می‌توان از مهم‌ترین حوادث استفاده کرد، آن‌ها را تغییر داد و در حد یک داستان خوب مطرح کرد.

زندگی نزدیکانتان

قرار نیست به داستان زندگی دیگران وفادار بمانید و عیناً آن‌ها را به سوژه‌های یک رمان تبدیل کنید. می‌توانید حتی فقط به آن‌ها فکر کنید تا سوژه‌های تازه‌ای از زندگی‌شان بیرون بیاورید.

اخبار اطرافتان

آنچه در اخبار می‌شنوید، در روزنامه‌ها می‌خوانید و یا حوادثی که همۀ مردم از آن‌ها صحبت می‌کنند می‌تواند ایده‌هایی عامه‌پسند، مهم و البته هیجان‌انگیز برای نوشتن یک رمان باشند.

داستان‌ها و رمان‌ها

بیشاپ معتقد است: «می‌توان بدون شرمندگی و بی‌آنکه احساس عذاب وجدان کنیم از فکرها، شخصیت‌ها، خط‌های داستانی، موقعیت‌های آثار رمان‌نویسان دیگر و منبع غنی میراث جهانی وام بگیریم و در نوشتن رمان خود از آن‌ها استفاده کنیم.»

حتماً شنیده‌اید که می‌گویند همۀ حرف‌ها زده‌شده و نمی‌توان دیگر حرف تازه‌ای زد.

این موضوع اصلاً مهم نیست. مهم این است که حرف‌های گفته‌شده را می‌توان در قالب یک داستان تازه، بارها تکرار کرد. پس می‌توانید از حوادثی که در رمان‌ها، نمایشنامه‌ها و هر کتاب دیگری می‌خوانید، به‌عنوان سوژه‌هایی برای بازیابی واقعیت استفاده کنید.

اسطوره‌ها و قصه‌های قدیمی

اسکات بل می‌گوید: «اگر شکسپیر به خودش اجازۀ دزدی از داستان‌های دیگری را می‌داد چرا شما این کار را نکنید؟»

داستان‌های قدیمی و اسطوره‌ها، سرشار از ایده هستند. آن‌ها را به کار بگیرید و داستانی متفاوت و معنادار از دلشان بیرون بکشید.

مثل میکل‌آنژ عمل کنید. اضافات داستان‌ها و اسطوره‌ها را هر طوری که دوست دارید بتراشید تا معنایی که در جستجوی آن هستید مثل فرشته‌ای که از دل سنگ بیرون می‌آید خودنمایی کند و روی کاغذتان خلق شود.

زندگینامه‌ها


چه سوژه‌ای بهتر از سوژۀ یک زندگی واقعی با نتیجه‌گیری‌های واقعی و صحنه‌ها و حوادث واقعی که قابلیت تبدیل‌شدن به یک زندگینامۀ درخشان را داشته است؟ از زندگینامۀ افراد معروف کمک بگیرید و خوراک داستانی لازم را فراهم کنید.

خواب‌ها

حتی می‌توانید از خواب‌های آشفته‌ای که دارید به‌عنوان سوژه‌ای برای طراحی یک صحنه از متن استفاده کنید.

بازنویسی داستان‌های محبوب

حتماً برایتان پیش‌آمده داستانی خوانده باشید یا فیلمی دیده باشید و با خودتان بگویید: «اگر من جای نویسنده بودم، این داستان را به شکل دیگری تمام می‌کردم.»

حالا شما می‌توانید به‌جای آن نویسنده باشید. می‌توانید داستان را هر طوری که دوست دارید تمام کنید. می‌توانید تغییراتی اساسی در آن ایجاد کنید و از آن نتیجه‌ای متفاوت خلق کنید.

ادامۀ داستان دیگران

ممکن است چند وقت پیش داستانی را خوانده باشید و این داستان در ذهن شما مانده باشد. داستانی که با شما می‌ماند می‌تواند سوژه‌ای برای شروع یک داستان دیگر باشد. می‌توانید این داستان را به‌صورت کوتاهی به‌عنوان پیش‌درآمد داستان فعلی ببینید و تلاش کنید تا آن را به شکلی متفاوت ادامه دهید.
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #8
آشنایی با جنبه‌های مختلف رمان

اصطلاحاتی برای نوشتن رمان وجود دارد که آشنایی با آن‌ها به شما کمک می‌کند تا چارچوبی قوی برای نوشتن پیدا کنید. چارچوبی که می‌تواند به رمان شکل استاندارد بدهد، متن را در مسیر نگه دارد و از رفتن ذهن شما به بیراهه جلوگیری کند. در اینجا مهم‌ترین اصطلاحات را باهم مرور می‌کنیم:

طرح رمان

طرح یعنی حوادث و اتفاقات داستان را طوری کنار هم قرار دهید که به‌خوبی باهم چفت‌وبست داشته باشند و باعث ایجاد احساس کنجکاوی، اشتیاق یا هر احساسی شوند که خواننده را به ادامۀ خواندن تشویق می‌کند.

طرح فقط این نیست که بگویید فلان اتفاق در داستان افتاد. باید به چرایی این اتفاقات هم اشاره‌کنید. همین‌طور باید گیرایی و کشش داستان هم در طرح آورده شود تا مشخص شود چرا خواننده ممکن است نتواند این رمان را زمین بگذارد.

پس باید کشمکشی در داستان وارد کنید تا جذابیت لازم را برای خواننده ایجاد کنید. کشمکش می‌تواند هر چیز جذابی باشد مثل:

درگیری شخصیت داستان با خودش یا دیگران

درگیری شخصیت داستان با طبیعت

یک معمای بزرگ و وسوسه‌انگیز

دوراهی و بلاتکلیفی

موضوعی که معمولاً در مرود طرح داستان مطرح می‌شود این است که آیا باید قبل از نوشتن رمان، طرح آن را بنویسیم و بعد به‌صورت جدی به سراغ نوشتن داستان برویم؟

در این زمینه اتفاق‌نظر وجود ندارد.

بعضی از داستان‌نویسان به نوشتن طرح قبل از نوشتن متن اعتقادی ندارند. به نظر آن‌ها نوشتن طرح دست و پای خلاقیت را می‌بندد و نمی‌گذارد ذهن آزادانه حوادث و شخصیت‌ها را خلق کند.

از طرفی بعضی از داستان‌نویسان دیگر معتقدند داشتن طرح داستانی کمک می‌کند تا داستان هر چه‌بهتر پیش برود و با روشن بودن مسیر، داستانی خواناتر و شفاف‌تر تولید خواهد شد.

اما عده‌ای بین این دو گروه ایستاده‌اند. آن‌ها معتقدند می‌شود یک طرح ابتدایی برای نوشتن رمان نوشت اما این طرح باید کاملاً انعطاف‌پذیر باشد یعنی وقتی پیش می‌روید و حوادث را به هر دلیلی در ذهن تغییر می‌دهید، طرح اولیه نباید مانعی برای رمان ایجاد کند.

درواقع این گروه معتقدند که طرح مثل سنگ بنای اولیه برای ساختمان داستان است و قرار نیست تا انتهای کار، ما را محدود کند بلکه بهانه‌ای برای شروع به ما می‌دهد.

ری برادبری می‌گوید: «طرح همان جای پای شخصیت‌های اثر شماست که در روز برفی برای رسیدن به مقصدی باورنکردنی از خود به‌جا می‌گذارند. طرح پس از نوشتن رمان به وجود می‌آید نه قبل از آن. طرح نمی‌تواند قبل از به وجود آمدن حادثه وجود داشته باشد. نمی‌تواند مکانیکی باشد بلکه باید کاملاً پویا باشد.»

درهرصورت باید این را بدانید که اغلب اوقات همه‌چیز دقیقاً مطابق با طرحی که از قبل نوشته‌اید پیش نخواهد رفت. این خاصیت خلاقیت است و نباید از این بابت به خودتان خرده بگیر‌ید.

اما اگر قبل از نوشتن رمان هیچ‌گونه طرحی هم نداشته باشید ممکن است به مشکل بخورید؛ مثلاً سوژه‌ای به ذهنتان می‌رسد که به نظرتان بسیار هیجان‌انگیز و جالب است. شروع به نوشتن می‌کنید و چند فصل پیش می‌روید؛ اما هیجان اولیه فروکش می‌کند و دیگر چیزی برای نوشتن در ذهنتان وجود ندارد.

در این مواقع حس می‌کنید داستان سرگردان است و حس کسی را خواهید داشت که وسط یک بیابان بزرگ گم شده است. اسکات بل در حمایت از نوشتن طرح اولیه، از ساختمانی مثال می‌زند که به دلیل نداشتن فونداسیون خوب، بعد از چند سال فروریخت. او می‌گوید برای رمانی بدون طرح اولیه هم دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد.

ممکن است شما به هر دلیلی طرفدار یکی از این دو گروه باشید. درهرصورت برایتان توصیه‌ای داریم:
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #9
نوشتن رمان بدون پیش‌طرح:

توصیه می‌کنیم هرروز زمان مشخص و حجم مشخصی از محتوا را تعیین کنید؛ مثلاً با خودتان قرار بگذارید روزی سه ساعت یا سه صفحه بنویسید.

هرروز قبل از نوشتن متن جدید، به متن روز قبل سر بزنید و روند آن را خوب دنبال کنید.

حداقل یک روز در هفته طرح رمان را روی کاغذ بیاورید و برای خود شفاف کنید.

نوشتن رمان با طرح ابتدایی:

برای طراحی رمان می‌توانید از چند روش مختلف استفاده کنید:

روش اول: کارت نویسی

خیلی از نویسنده‌های بزرگ دنیا از کارت نویسی برای نوشتن رمان و داستان‌های مختلف استفاده می‌کنند. به این شکل که هر ایده، صحنه یا سوژه‌ای خاص را روی کارتی می‌نویسند. این کارت‌ها را به‌مرورزمان جمع‌آوری می‌کنند و وقتی می‌خواهند رمان را بنویسند، آن‌ها را به ترتیب می‌چینند تا ارتباطی منطقی بینشان برقرار کنند.

می‌توانید از کارت‌های مختلف برای شکل‌دهی به قسمت‌های مختلف رمان استفاده کنید مثل:

می‌توانید از کارت‌هایی با رنگ‌های مختلف استفاده کنید؛ مثلاً کارت‌های شخصیت را نارنجی و کارت‌های صحنه را آبی در نظر بگیرید. وقتی تعداد ایده‌ها زیاد شد، دیگر برای پیدا کردن آن‌ها و چیدمان کارت‌ها سرگردان نخواهید شد

روش دوم: روایت کردن بخش‌های مهم

می‌توانید یک سری از مهم‌ترین نقاطی را که در داستان می‌خواهید به آن‌ها برسید مشخص کنید. احتمالاً بعداً می‌توانید بین این نقاط با صحنه‌پردازی و شخصیت‌سازی ارتباط برقرار کنید. پس در ابتدا فقط از این نقاط مهم داستان بنویسید.

آن‌ها را به شکل روایی بنویسید یعنی توضیحی مختصر از آن‌ها ارائه دهید تا ذهنتان نسبت به چیزی که قرار است خلق شود روشن شود.

روش سوم: نوشتن بخش‌های سه‌گانۀ ارسطویی

در ابتدا نیاز نیست همۀ راه برایتان روشن باشد اما بهتر است با یک نظم کلی به خط داستان فکر کنید. برای اینکه به چنین نظمی در ذهن برسید لازم است سه بخش شروع، میانه و پایان داستان را مشخص کنید.

بهتر است برای هر یک از این بخش‌های سه‌گانه توضیحاتی بنویسید و بگویید که در هر بخش مهم‌ترین اتفاقات و حوادث چه چیزهایی
 

Telma _<

رمانیکی محروم
محروم
شناسه کاربر
2
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
موضوعات
76
نوشته‌ها
541
پسندها
3,163
زمان آنلاینی
16h 29m
امتیازها
73
سطح
2
مدال‌ها
6
محل سکونت
Shz

  • #10
ساختار رمان

ساده‌ترین و البته کاربردی‌ترین ساختاری که می‌توانیم برای نوشتن انواع داستان‌ها استفاده کنیم، ساختار سه مرحله‌ای ارسطویی است. ساختار سه‌پرده‌ای ارسطویی عبارت است از:

البته که خود این سه قسمت مجدد تجزیه می‌شوند و گاهی آن را ساختار پنج‌قسمتی هم می‌دانند چون بخش میانه را مجدداً به شروع، میانه و پایان تقسیم‌بندی می‌کنند.

اصلاً این ساختار را دست‌کم نگیرید. تفاوت بین یک رمان آبکی و یک رمان درجه‌یک را می‌شود به‌سادگی از روی همین ساختار تشخیص داد. حالا ببینیم این قسمت‌ها چطور عمل می‌کنند:

شروع:

در قسمت مقدمه یا افتتاحیه، معرفی آدم‌ها، ارتباط بین آن‌ها؛ زمان و مکان و فضا و حال و هوای متن شکل می‌گیرد.

میانه:

در بدنۀ رمان، رویارویی‌ها، درگیری‌ها، اوج‌گیری داستان، گره خوردن‌ها، طرح سؤالات یا تعلیق، تغییرات اساسی در شخصیت‌ها یا متحول ‌شدن حوادث رخ می‌دهد.

پایان:

در قسمت پایانی اوج‌گیری بخشی از داستان و گره‌گشایی، حل شدن مسائل داستان و پاسخ دادن به سؤالات کلی و به سرانجام رساندن داستان شکل می‌گیرد.

ساختار فرایتاگ

به‌جز ساختار ارسطویی، ساختارهای دیگری ازجمله فرایتاگ هم وجود دارد که به شکل مختصر می‌توانید پنج مرحلۀ آن را در شکل زیر ببینید:

ساختار دراماتیکا

به نظر بعضی از رمان‌نویس‌ها، ساختار هشت مرحله‌ای دراماتیکا که آن را فیلیپس و هانتلی ابداع کرده‌اند یکی از بهترین ساختارها برای نوشتن داستان است. این مراحل هشت‌گانه عبارت‌اند از:

ساختار دراماتیکا در رمان‌نویسی

ردیف مهم‌ترین اجزای ساختار

۱ هدف شخصیت داستان چیست؟

۲ عواقب نرسیدن به هدف چیست؟

۳ ملزومات رسیدن به هدف کدام است؟

۴ مخاطرات راه چه چیزهایی هستند؟

۵ هزینه‌هایی که شخصیت باید بپردازد چه چیزهایی می‌تواند باشد؟

۶ پاداش‌های ضمنی برای حرکت به سمت هدف چیست؟

۷ اتفاق‌های لازم برای رسیدن به هدف چیست؟

۸ پیش‌شرط‌های رسیدن به هدف چیست؟

ایوان مارشال در کتابش «دربارۀ رمان‌نویسی» به این موضوع اشاره می‌کند که شما برای نوشتن هر داستانی به یک بحران نیاز دارید. این بحران باید سه ویژگی داشته باشد:

متناسب با قالب داستان باشد.

باید زندگی شخصیت اصلی داستان را به هم بریزد.

باید مخاطب را کنجکاو کند.

اما کار نوشتن فقط با بحران امکان‌پذیر نمی‌شود. باید شخصیت اصلی هدفی را دنبال کند و برای رسیدن به آن هدف، ماجراهایی را پشت سر بگذارد.

دقت کنید که منظور از بحران بیشتر گره‌افکنی در داستان است. شما باید گرهی در داستان ایجاد کنید و خواننده را به دیدن نحوۀ باز شدن این گره دعوت کنید.

حالا ممکن است این بحران درونی یا بیرونی باشد.

یعنی ممکن است شخصیت اصلی داستان درگیری‌های ذهنی و شخصیتی داشته باشد یا اینکه برای رسیدن به هدفی، با شخصیت‌های مختلف داستان درگیری پیدا کند.

پس می‌شود همۀ این موارد را در طرح مارشال، به پنج قسمت تقسیم کرد:

فارغ از اینکه از چه ساختاری برای نوشتن رمان استفاده می‌کنید می‌توانید بفهمید که برای پیش بردن هر چه‌بهتر داستان باید چند مورد را رعایت کنید:

باید نظم و ترتیب موضوعات و حوادث مختلف رمان را رعایت کنید.

هدفی از نوشتن تعیین کنید و بدانید اصلاً حوادث داستان برای رسیدن به چه هدفی صورت می‌گیرد.

در راه رسیدن به هدف باید گره‌افکنی کنید و چیزی را تعریف کنید که نظم موجود را به هم بریزد.

مشکل‌گشایی و گره‌افکنی را باید به روشی هنرمندانه انجام دهید تا داستان درنهایت به پایانی معنادار برسد.
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

بالا پایین